كودک نابغه:

با مرگ پدر، محمد تنها ماند تا درد یتیمی را تحمل کند، ولی مادر مهربان برای تربیت علمی او تلاش کرد تا رهرو راه پدر حافظ و ثقه‌اش باشد.

محمد به ده سالگی نرسیده بود که قرآن کریم را حفظ کرد و مبادی علوم دین و بسیاری از احادیث نبوی را در مکتب خانه‌ای در بخارا فرا گرفت. او دارای شور و نشاط، ذهنی جستجوگر، و هوش سرشاری بود بعد از مدتی ماجرایی پیش آمد تا نبوغ و ذکاوتش برای همه نمایان شود. این ماجرا را در گفتار و ملاقات با محمد بن ابن حاتم وراق این چنین بیان می‌کند:

- ابن ابی حاتم: ای ابوعبدالله فراگیری علم حدیث را چگونه شروع کردی؟

- امام بخاری: در مکتب خانه حفظ حدیث و فراگیری آن به من الهام شد.

- ابن ابی حاتم: چند ساله بودی؟

- امام بخاری: ده ساله بودم. بعد از دروس مکتب خانه در مجلس حدیث محدث بزرگ (الداخلی) شرکت می‌کردم گاهی با او در روایت حدیث اختلاف پیدا می‌کردم. روزی برای مردم حدیث روایت می‌کرد.

- گفت: عن ابی الزبیر عن ابراهیم (از ابو زبیر از ابراهیم).

- گفتم: ابوالزبیر از ابراهیم روایت نکرده است.

بر من عصبانی شده گفتم: اصل نوشته‌ات را نگاه کن. به منزل رفت و اصل نوشته را نگاه کرد و آمد. سپس گفت: «ای نوجوان سند حدیث چگونه است؟ گفتم: «الزبیر بن عدی عن ابراهیم».

قلم را از من گرفت و نوشته‌اش را تصحیح کرد و گفت: «راست گفتی». امام بخاری با جدیت و کوشش به حفظ و فراگیری حدیث مشغول شد گاهی با «محمد بن سلام بیکندی» یکی از حفاظ بزرگ بخارا در روایت حدیث اختلاف پیدا می‌کرد. بیکندی از سرعت حضور ذهن و حافظه قوی او علی الخصوص پس از اینکه برای اولین بار حدیثی را که می‌شنید حفظ می‌نمود، و هرگز فراموش نمی‌کرد تعجب می‌کرد.

امام بخاری در سن پانزده سالگی نزد بیکندی بود. او چندین ساعت متوالی با ذکر سند به قرائت حدیث پرداخت بیکندی متوجه شد که این نوجوان حافظ بیش از هفتاد هزار حدیث است، در حالی که امام بخاری مجلس درس را ترک می‌کرد، سلیم بن مجاهد یکی از حفاظ حدیث نزد بیکندی آمد. بیکندی به او گفت: «اگر کمی زودتر می‌آمدی نوجوانی را می‌دیدی که هفتاد هزار حدیث را حفظ است».

سلیم به مجاهد تعجب کرد و به سرعت به دنبال امام بخاری بیرون آمد تا اینکه به او رسید و گفت: «آن کس که هفتاد هزار حدیث را حفظ است توئی؟).

امام بخاری در جواب گفت: «بله و شاید هم بیشتر. احادیث را از صحابه و تابعین روایت می‌کنم در حالی که زادگاه محل سکونت و تاریخ وفات آنان را نیز می‌دانم و نیز می‌توانم آن احادیث را همراه با اصل آنان از کتاب و سنت ذکر کنم».

***