محکم و متشابه قرآن و بیان حقیقت آن

این مبحث از اهمیت زیادی برخوردار است؛ چرا که غالیان و باطنییان از محکم و متشابه، سوءاستفاده‌های فراوانی نموده‌اند؛ چنانکه بیشتر آیات قرآن را جزو متشابهات شمردند و با این بهانه، درِ وسیعی برای تحریف معانی قرآن برای خود باز کردند؛ هرگاه کسی به اعتراض برمی‌خاست و می‌گفت: «این تفسیری که برای فلان آیۀ قرآن ذکر می‌کنید با معانی کلمات آیه هیچ همخوانی ندارد»، فوری جواب می‌دهند که: «این آیه جزو متشابهات است که فقط راسخان در علم، یعنی پیغمبر و امامان می‌فهمند و باید آیه را طبق روایات وارده از آنان فهمید». به این خاطر، شریعت توضیح بیشتر و مفصل‌تری برای بحث محکم و متشابه می‌دهد و آن را اینطور خلاصه می‌کند:

«مراد از متشابه قرآن، آن است که حقایق معقوله در مبدأ عالم و دقایق محسوسه از لذات و آلام در معاد و معانی و حقایقی را که مردم مُتَوَغِّل [= دور از دانش] در عالم حس و خیال نتوانند آن را درک کنند، در قوالب امثله و عبارات تنزل دهد و در لباس کنایات و استعارات و تشبیهات بنمایاند، تا اینکه فهمش بر مردم نادان آسان باشد و اینان را به حقیقت و خدا شناسی راهنمائی کند و به اخلاق فاضله مُتَخَلَّق [= خوگرفته] گرداند. پس متشابهات بر پیغمبر نازل نگردیده‌ است که کسی جز خداوند آن را نداند، و حتى انبیاء و اولیاء و علما هم از درک آن عاجز باشند؛ بلکه نزول متشابه برای هدایت نادانان و تودۀ مردم است؛ و متشابهات قرآن منحصر است در بیان صفات خالق جهان مثل گوش و چشم و دست و رو و اِستواء [قرار گرفتن] بر عرش و امثال آن، و همچنین در کیفیت قیامت و معاد از آمدن خدا و ملائکه، و در کیفیت جنت از حور و قصور و اشجار و انهار و سُندُس و اِستَبرَق و أکواب و أباریق، و در کیفیت جهنم از آتش و غسلین و صدید و طبقات دوزخ و امثال آن ... اما در آیات راجع به شریعت و تقنین قانون و حقوق و سیاسات و اخلاق و اجتماعیات و تدبیر منزل و مدینه، به هیچ وجه متشابهى نیست و همچنین در اثبات مبدء [مبدأ] و معاد و نبوت، تشابه راه ندارد و تمامی آیات آن محکم و اُمُّ‌الکتاب ‌است» [۱۳۳].

وی پس از ذکر چند نمونه از آیات متشابه قرآن می‌نویسد:

«و من ـ‌ ان شاء الله‌ـ بر طریقه سَلَف هستم و در آنچه که دربارۀ خدا و صفات او و آنچه متعلق به عالم غیب است، تفویض امر بخود حقتعالى می‌کنم» [۱۳۴].

شریعت در پایان کتاب، در رسالۀ بسیار ارزشمند «براهین القرآن» روشن می‌کند که قرآن کریم دارای بهترین براهین برای اثبات صحت عقاید اصول دین می‌باشد، و دلایل و براهین قرآن، بسیار متین‌تر و بالاتر از براهین متکلمین و فلاسفه می‌باشد. سپس به بیان براهین قرآن در مورد توحید ـ اعم از توحید عبادت و توحید ربوبیت ـ می‌پردازد و آنگاه در مورد نبوت عام، نبوت پیغمبر آخرالزمان، حضرت محمد مصطفىص و روز رستاخیز و بقاى نفس بعد از مرگ نکاتی بیان می‌نماید.

شایان ذکر است که اغلب منابعی که شریعت در این کتاب استفاده کرده و از آن‌ها اقتباس‌های بسیاری نموده‌ است، برای تایید مطالب کتابش، از منابع اهل سنت استفاده برده است، به ویژه از کتاب‌های بعضی از علمای که با عقاید شیعه بسیار مخالفند؛ مانند: ابن‌تیمیه، ابن‌قیم جوزیه، ابن حزم اندلسی و غزالی. این نشان می‌دهد که وی نه فقط دانشمند آزاداندیش و مخالف با تعصب فرقه‌ای بوده ‌است، بلکه گرایش دینی او بیشتر به سمت اهل سنت و جماعت بوده ‌است.

خالی از لطف نیست که برخی از منابع کتابش را به عنوان نمونه در ذیل ذکر ‌کنیم:

تفسیر طبری، ابو جعفر محمد بن جریر طبری (۳۱۰ ق)؛ منهاج السنة النبویة، ابن تیمیۀ حرانی (٧۲۸ ق)؛ زاد المعاد فی هدى خیر العباد، ابن قیم جوزیه (٧۵۱ ق)؛ تفسیر المنار، سید محمد رشید رضا (۱۳۵۴ ق)؛ الملل والنحل، شهرستانی (۵۴۸ ق)؛ الفِصل في الملل والأهواء والنِّحَل؛ ابن حزم ظاهری (۴۵۶هـ)؛ تلبیس إبلیس، ابن جوزی بغدادی حنبلی (۵٩٧ ق)؛ الاعتبار فی بیان الناسخ والمنسوخ من الآثار، حازمی (۵۸۴ ق)؛ الأحکام في أصول الأحکام، سیف الدین آمدی شافعی (۶۳۱ ق)؛ الموافقات في أصول الأحکام، شاطبی مالکی (٧٩۰ ق)؛ الإتقان في علوم القرآن، جلال الدین سیوطی شافعی، (٩۱۱ ق)، إحیاء علوم الدین، فضائح الباطنیة، و جواهر القرآن، همه نوشتۀ أبوحامد غزالی شافعی (۵۰۵ ق).

[۱۳۳] همان، ص ۸۰ و ۸۱. [۱۳۴] همان، ص ٩۴.