صفحه نخست حدیث و سنت شرح ریاض الصالحین - جلد پنجم ۲۲۱- باب: فضیلت سحری خوردن و به‌تأخیر انداختنِ آن ...

۲۲۱- باب: فضیلت سحری خوردن و به‌تأخیر انداختنِ آن در صورتی‌که بیم صبح شدن وجود نداشته باشد

۱۲۳۷- عن أنسٍس قالَ: قَالَ رسولُ اللهج: «تَسَحَّرُوا؛ فَإنَّ في السُّحُورِ بَرَكَةً». [متفق عليه] [صحیح بخاری، ش: ۱۹۲۳؛ و صحیح مسلم، ش: ۱۰۹۵.]

ترجمه: انسس می‌گوید: رسول‌اللهج فرمود: «سحری بخورید؛ زیرا در سحری خوردن، خیر و برکت است».

۱۲۳۸- وعن زيدِ بن ثابتٍس قالَ: تَسَحَّرْنَا مَعَ رسول اللهج ثُمَّ قُمْنَا إِلَى الصَّلاَةِ. قِيلَ: كَمْ كَانَ بَيْنَهُمَا؟ قَالَ: قَدْرُ خَمْسين آيةً. [متفق عليه] [صحیح بخاری، ش: (۵۷۵، ۱۹۲۱)؛ و صحیح مسلم، ش: ۱۰۹۷.]

ترجمه: زید بن ثابتس می‌گوید: با رسول‌اللهج سحری خوردیم و سپس برای نماز فجر برخاستیم. سؤال شد: میان سحری و نماز، چه‌قدر فاصله بود؟ زیدس پاسخ داد: به‌اندازه‌ی خواندن پنجاه آیه.

۱۲۳۹- وعن ابن عمرَب قَالَ: كَانَ لِرسولِ اللهج مُؤَذِّنَانِ: بِلاَلٌ وَابْنُ أُمِّ مَكْتُومٍ، فَقَالَ رسول اللهج: «إنَّ بِلالاً يُؤَذِّنُ بِلَيْلٍ، فَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يُؤَذِّنَ ابْنُ أُمِّ مَكْتُومٍ». قَالَ: وَلَمْ يَكُنْ بَيْنَهُمَا إِلاَّ أنْ يَنْزِلَ هَذَا وَيَرْقَى هَذَا. [متفق عليه] [صحیح بخاری، ش: (۶۱۷، ۱۹۱۸)؛ و صحیح مسلم، ش: ۱۰۹۲.]

ترجمه: ابن‌عمرب می‌گوید: رسول‌اللهج دو مؤذن داشت: بلال و ابن ام‌مکتومب؛ رسول‌اللهج فرمود: «بلال، شب‌هنگام و پیش از طلوع فجر اذان می‌دهد؛ لذا - پس از اذان بلال- بخورید و بیاشامید تا این‌که ابن ام‌مکتوم اذان دهد». راوی می‌گوید: در میان این دو اذان، تنها این اندازه فاصله بود که بلال پایین می‌آمد و ابن‌ام‌مکتوم بالا می‌رفت.

۱۲۴۰- وعن عمرو بن العاصس أنَّ رسول اللهج قَالَ: «فَصْلُ مَا بَيْنَ صِيَامِنَا وصِيَامِ أهْلِ الكِتَابِ، أكْلَةُ السَّحَرِ». [روایت مسلم] [صحیح مسلم، ش: ۱۰۹۶.]

ترجمه: عمرو بن عاصس می‌گوید: رسول‌اللهج فرمود: «تفاوتِ روزه‌ی ما با روزه‌ی اهل کتاب، خوردنِ سَحَری‌ست».

شرح

مؤلف/ در کتابش «ریاض‌الصالحین» بابی را به فضیلت سحری خوردن اختصاص داده است. در زبان عربی، به سَحَری یا غذای سَحَر، «سَحور» گفته می‌شود و به سحری خوردن، «سُحور».

پیامبرج با گفتار و کردارِ خویش به سحری خوردن تشویق فرموده و با بیانی واضح و روشن، دستور داده که سحری بخوریم و بیان نموده است که در سحری خوردن، برکت می‌باشد. یکی از برکت‌های سحری خوردن، فرمان‌برداری از پیامبرج و پیروی از آن بزرگوار است؛ و پیروی از رسول‌اللهج، سراسر خیر و برکت، و اجر و ثواب می‌باشد؛ هم‌چنین مایه‌ی تقویتِ انسان برای عبادت و بندگی‌ست و باعث می‌شود که انسان با توان بیش‌تری روزه بگیرد. اگرچه انسان در سایر ایام سه وعده غذا می‌خورَد، اما خوردن سحری، انسان را تا غروب خورشید، از خوردن و آشامیدن بی‌نیاز می‌گرداند و این، از برکتِ خوردنِ سحری‌ست که خوراک سحر، برای انسان تا غروب آفتاب کافی‌ست. یکی دیگر از برکت‌های خوردنِ سحری، این است که روزه‌ی مسلمانان از روزه‌ی غیرمسلمانان، متفاوت و متمایز می‌گردد؛ زیرا اهل کتاب برای روزه گرفتن، نصف شب غذا می‌خورند و سَحَری نمی‌خورند؛ اما مسلمانان در پایان شب، یعنی در سحر، غذا می‌خورند. می‌دانید که نمایان شدن تفاوت و تمایز مسلمانان با کافران، امری پسندیده در شریعت است؛ از این‌رو پیامبرج مسلمانان را از همانندسازی خود به کافران بازداشته و فرموده است: «خَالِفُوا الْمُشْرِكِينَ وَفِّرُوا اللِّحَى وَأَحْفُوا الشَّوَارِبَ»؛ [صحیح بخاری، ش: ۵۸۹۲؛ و صحیح مسلم، ش: ۲۵۹ به‌نقل از ابن عمر.] یعنی: «با مشرکان مخالفت کنید؛ ریش‌هایتان را بگذارید و سبیل‌هایتان را کوتاه نمایید». و نیز فرموده است: «مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ». [صحیح است؛ علامه آلبانی/ این حدیث را در کتاب «حجاب المرأۀ المسلمۀ»، ص ۱۰۴، و در إرواءالغلیل، ش: ۱۲۶۹ صحیح دانسته است.] یعنی: «هرکس خود را شبیه قومی بسازد، از جرگه‌ی آن‌هاست». از این‌رو شایسته است که مسلمانان، خوردن سَحَری را تا اندکی پیش از طلوع فجر به‌تأخیر بیندازند و در خوردنِ سحری عجله نکنند یا زودهنگام، سحری نخورند؛ زیرا پیامبرج فرموده است: مردم تا زمانی که در افطار و گشودن روزه‌ی خود هم‌زمان با غروب خورشید، عجله کنند و خوردن سحری را به‌تأخیر بیندازند، در خیر و نیکی به‌سر می‌برند. هم‌چنین فرموده است: «بلال، شب‌هنگام و پیش از طلوع فجر اذان می‌دهد؛ لذا - پس از اذان بلال- بخورید و بیاشامید تا این‌که ابن ام‌مکتوم اذان دهد». اما این بخش روایت که «در میان این دو اذان، تنها این اندازه فاصله بود که بلال پایین می‌آمد و ابن‌ام‌مکتوم بالا می‌رفت»، ادراجِ راوی‌ست؛ یعنی سخنی‌ست که راوی در ضمنِ این روایت گفته است و شاذ می‌باشد و صحیح نیست؛ زیرا پیامبرج به خوردن و آشامیدن در فاصله‌ی اذان بلال و ابن‌ام‌مکتومب دستور داد و این، خود نشان می‌دهد که آن‌قدر فاصله در میان این دو اذان بوده است که انسان می‌توانست با خیالِ راحت غذا بخورد. لذا آن‌چه راوی گفته است، شاذ و بی‌اعتبار می‌باشد؛ به‌ویژه این‌که زید بن ثابت فاصله‌ی سحری خوردن پیامبرج تا نماز فجر را به‌اندازه‌ی خواندن پنجاه آیه از قرآن بیان نموده است که حدودِ ده تا پانزده دقیقه می‌باشد. این نشان می‌دهد که انسان تا آن‌جا که می‌تواند خوردن سحری را به‌تأخیر بیندازد و نماز فجر را نیز هرچه زودتر بخواند و آن‌را به‌تأخیر نیندازد. شایسته است که انسان سَحرَی را با این اندیشه تناول نماید که با این کار، از الله و رسولش فرمان‌برداری و با اهل کتاب مخالفت می‌کند تا انزجار خود را از روش اهل کتاب نشان دهد و به امید دست‌یابی به خیر و برکتی که در خوردن سحری‌ست، سَحَری بخورد و بدین‌سان نیروی کافی برای عبادت و بندگیِ الله به‌دست آورد تا خوردن سحری برای او، مایه‌ی خیر و برکت و اطاعت و بندگیِ الله متعال باشد.

***