صفحه نخست حدیث و سنت شرح ریاض الصالحین - جلد چهارم ۱۵۱- باب: آن‌چه به‌هنگام بر هم نهادن چشمانِ مُرده ...

۱۵۱- باب: آن‌چه به‌هنگام بر هم نهادن چشمانِ مُرده باید گفت

۹۲۴- عن أُم سلمةل قالت: دَخَلَ رسولُ اللهج عَلَى أَبي سَلَمة وَقَدْ شَقَّ بَصَرُهُ، فَأغْمَضَهُ، ثُمَّ قَالَ: «إنَّ الرُّوحَ إِذَا قُبِضَ، تَبِعَهُ البَصَرُ»؛ فَضَجَّ نَاسٌ مِنْ أهْلِهِ، فَقَالَ: «لا تَدْعُوا عَلَى أنْفُسِكُمْ إِلاّ بِخَيْرٍ، فَإنَّ الْمَلاَئِكَةَ يَؤمِّنُونَ عَلَى مَا تَقُولُونَ». ثُمَّ قَالَ: «اللهمَّ اغْفِرْ لأَبِي سَلَمَة، وَارْفَعْ دَرَجَتْهُ فِي الْمَهْدِيِّينَ، وَاخْلُفْهُ في عَقِبهِ فِي الغَابِرِينَ، وَاغْفِرْ لَنَا وَلَهُ يَا رَبَّ العَالَمِينَ، وَافْسَحْ لَهُ في قَبْرِهِ، وَنَوِّرْ لَهُ فِيهِ». [روایت مسلم] [صحیح مسلم، ش: ۹۲۰]

ترجمه: ام‌سلمهل می‌گويد: رسول‌اللهج نزدِ ابوسلمهس آمد که- مُرده و- و چشانِ وی باز مانده بود. پیامبرج فرمود: «وقتی روح از تَن جدا می‌شود، چشم آن را دنبال می‌کند». برخی از افراد خانواده‌ی ابوسلمهس آه و واویلا سر دادند (و آرزوی مرگ کردند). آن‌گاه پیامبرج «برای خود جز دعای نیک نکنید؛ زیرا فرشتگان بر دعای شما، آمین می‌گویند». سپس افزود: «یا الله! گناهان ابوسلمه را بیامرز و درجه‌اش را در میان بندگان هدایت‌یافته‌ات در بهشت، بلند بگردان و خود حامیِ بازماندگانش باش و ما و او را بیامرز ای پروردگار جهانیان! و قبرش را فراخ و نورانی بگردان».

شرح

مؤلف در کتابش «ریاض‌الصالحین» می‌گوید: «آن‌چه به‌هنگام بر هم نهادن چشمانِ مُرده باید گفت». وقتی روحِ انسان از بدنش جدا می‌شود، معمولاً چشمانش باز می‌مانَد؛ زیرا انسان در آن هنگام روحش را می‌بیند که چگونه از پیکرش بیرون می‌آید. البته روح، جسمِ لطیفی‌ست که مردم آن‌را نمی‌بینند و فقط مُرده و فرشتگانِ مرگ آن را مشاهده می‌کنند.

پیامبرج مطابقِ عادتش که از بیماران عیادت می‌کرد، به عیادتِ ابوسلمهس رفت؛ وقتی بر بالینش حاضر شد، دید که چمشانِ وی باز مانده است. لذا دریافت که ابوسلمهس مُرده است. از این‌رو پیامبرج فرمود: «إِنَّ الرُّوح إِذَا قُبِضَ تَبِعَهُ الْبَصَر». یعنی: «وقتی روح از تَن جدا می‌شود، چشم آن را دنبال می‌کند». برخی از افراد خانواده‌ی ابوسلمهس همین‌که این سخن پیامبرج را شنیدند، دریافتند که ابوسلمهس وفات کرده است؛ لذا آه و واویلا سر دادند و حتی آرزوی مرگ کردند. همان‌طور که عادتِ برخی از مردم است؛ چنان‌که عادت دوران جاهلیت بود. پیامبرج فرمود: «لا تَدْعُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ إِلا بِخَيْرٍ، فَإِنَّ الْمَلائِكَةَ يُؤَمِّنُونَ عَلَى مَا تَقُولُونَ». یعنی: «برای خود جز دعای نیک نکنید؛ زیرا فرشتگان بر دعای شما، آمین می‌گویند». شایسته است که انسان در چنین شرایطی برای خویش دعای نیک کند و مطابقِ رهنمودِ پیامبرج این دعا را بگوید: «اللهُمَّ أْجُرْنِي فِي مُصِيبَتِي وَأَخْلِفْ لِي خَيْرًا مِنْهَا». [مسلم، ش: ۹۱۸ به‌نقل از ام‌المؤمنین ام‌سلمهل] یعنی: «یا الله! در این مصیبت، به من اجر و پاداش عنایت کن و به من بهتر از آن را عوض بده». ام‌سلمهل که این دعا را از پیامبرج یاد گرفته بود، هنگامِ وفاتِ شوهرش، ابوسلمهس که او را بسیار دوست داشت، این دعا را بر زبان آورد؛ اما با خود می‌گفت: «چه کسی برایم از ابوسلمهس بهتر خواهد بود؟» البته او به فرموده‌ی رسول‌اللهج باور داشت. لذا همین‌که عده‌اش پایان یافت، پیامبرج از او خواستگاری کرد و بی‌شک پیامبرج برای ام‌سلمهل از ابوسلمهس بهتر بود.

به اصلِ موضوع برمی‌گردیم: پیامبرج دستانش را روی پلک‌های ابوسلمهس کشید تا چشمانش بسته شود. و سپس فرمود: «اللهمَّ اغْفِرْ لأَبِي سَلَمَةَ وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ فِي الْمَهْدِيِّينَ، وَاخْلُفْهُ فِي عَقِبِهِ فِي الْغَابِرِينَ، وَاغْفِرْ لَنَا وَلَهُ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ، وَافْسَحْ لَهُ فِي قَبْرِهِ، وَنَوِّرْ لَهُ فِيهِ». پنج دعای نیک برای ابوسلمهس که با همه‌ی دنیا برابری می‌کند:

۱- «یا الله! گناهان ابوسلمه را بیامرز».

۲- «درجه‌اش را در میان بندگان هدایت‌یافته‌ات در بهشت، بلند بگردان».

۳- «خود حامی بازماندگانش باش».

۴- «قبرش را فراخ بگردان».

۵- «قبرش را نورانی بفرما».

اینک می‌دانیم که الله متعال، دعای پیامبرج را در حقِ ابوسلمهس پذیرفت و به پذیرفته شدن همه‌ی این دعا امیدواریم. آن بخشِ دعا که پذیرفته شدن آن برای ما نمایان شده، این است که پیامبرج درباره‌ی ابوسلمهس دعا کرد و فرمود: «وَاخْلُفْهُ فِي عَقِبِهِ فِي الْغَابِرِينَ». یعنی: «...یا الله! خود حامیِ فرزندانش باش». و همین‌طور هم شد؛ زیرا الله متعال، بهترین شخص، یعنی رسول‌اللهج را جای‌گزین پدرشان کرد و پیامبرج با ام‌سلمهل ازدواج نمود؛ بدین‌سان فرزندانِ ابوسلمهس در دامانِ پیامبرج پرورش یافتند. لذا امیدواریم که الله متعال چهار دعای دیگرِ پیامبرشج را درباره‌ی این مرد نیکوکار پذیرفته باشد.

از این حدیث چند نکته برداشت می‌شود:

۱- شایسته است که انسان در شرایطی که به مصیبتی دچار می‌شود، برای خود جز دعای نیک نکند.

۲- کسی که بر بالینِ محتضر حاضر می‌شود، باید پس از مُردن آن‌شخص تا زمانی که بدنش گرم است، دستانِ خود را روی پلک‌های وی بکشد؛ زیرا اگر بدنِ میّت سرد شود و چشمانش باز باشد، نمی‌توان چشمانش را بست. علما گفته‌اند: باید تا زمانی که بدنِ مُرده گرم است، مفاصلِ بدنش را چند بار حرکت دهند تا نرم گردد و هنگامِ غسل دادن و کفن کردن وی، مشکلی پیش نیاید.

۳- روح، جسم یا ماده‌ی لطیفی‌ست که محتضر و نیز برای فرشتگان، قابل دیدن است؛ البته مانند پیکرها یا کالبدهای ما، ستبر و سخت نیست؛ بلکه جسمِ لطیف و نرمی‌ست که همانندِ خون در پیکر انسان، جریان می‌یابد و از ماده‌ای غیر از خاک آفریده شده که تنها الله از آن آگاه است؛ از این‌رو الله متعال می‌فرماید:

﴿وَيَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلرُّوحِۖ قُلِ ٱلرُّوحُ مِنۡ أَمۡرِ رَبِّي وَمَآ أُوتِيتُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ إِلَّا قَلِيلٗا ٨٥[الإسراء: ٨٥]

و از تو درباره‌ی روح می‌پرسند؛ بگو: (آگاهی از روح) ویژه‌ی پروردگار من است و تنها از دانش اندکی برخوردار شده‌اید.

۴-شایسته است: کسی که بر بر بالینِ میّت حاضر می‌شود و چشمانش را بر هم می‌نهد، با همان الفاظی که رسول‌اللهج برای ابوسلمهس دعا کرد، برای میّت دعا نماید و اگر این دعا را یاد نداشت، هر دعایی که بَلَد بود، بخواند.

۵- فرشتگان در چنین شرایطی بر دعای اطرافیان و بازماندگانِ مُرده، آمین می‌گویند؛ لذا شایسته است که خانواده‌ی میت، دعای نیک کنند؛ نه این‌که آه و واویلا سر دهند یا آروزی مرگ کنند!