صفحه نخست حدیث و سنت شرح ریاض الصالحین - جلد چهارم ۱۰۸- باب: ناپسند بودن خوردن در حالِ تکیه زدن بر په...

۱۰۸- باب: ناپسند بودن خوردن در حالِ تکیه زدن بر پهلو

۷۵۰- عن أبي جُحَيْفَةَ وهبِ بنِ عبد اللهس قال: قال رسولُ اللهج: «لا آكُلُ مُتَّكِئًا». [روایت بخاري] [صحیح بخاری، ش: ۵۳۹۸]

ترجمه: ابوجُحَیفه، وهب بن عبداللهس می‌گوید: رسول‌اللهج فرمود: «تکیه‌زده، چیزی نمی‌خورم».

[خطابی می‌گوید: یعنی هنگام غذا خوردن مانندِ افراد پُرخور، بر فرش و پُشتی تکیه نمی‌زد؛ بلکه چمباتمه می‌زد یا مانندِ کسی که عجله و قصدِ برخاستن دارد، سرِ پا می‌نشست و اندکی می‌خورد. این، مفهومِ کلام خطابی‌ست. هم‌چنین گفته‌اند: تکیه زدن بدین معناست که کسی هنگامِ نشستن بر پهلوی خود کج شود. و الله، داناتر است.]

۷۵۱- وَعَنْ أَنسٍس قال: رَأَيْتُ رسولَ اللهج جالسًا مُقْعِيًا يَأْكُلُ تَمْرًا. [روایت مسلم] [صحیح مسلم، ش: ۲۰۴۴]

ترجمه: انسس می‌گوید: رسول‌اللهج را دیدم که نشسته و چمباتمه [چمباتمه زدن، بدین معناست که انسان، ساق‌ها و زانوان خود را در بغل بگیرد و روی نشیمنگاه خود بنشیند. [مترجم])] زده بود و خرما می‌خورد.

شرح

مؤلف در ادامه‌ی آداب غذا خوردن، بابی بدین عنوان گشوده است: «ناپسند بودن خوردن در حال تکیه زدن بر پهلو». خوردن از نظر طرز نشستن بر دو گونه است: یک نوعِ آن ممنوع، و بر خلافِ روشِ پیامبرج می‌باشد؛ بدین‌سان که انسان بر پهلوی خود تکیه زنَد و چیزی بخورَد. زیرا تکیه زدن، نشان‌گر خودبینی و غرور است. هم‌چنین خوردن در چنین حالتی زیان‌بار است. زیرا در این حالت، مجرای غذا، کج و غیرطبیعی‌ست و این، برای بدن و دستگاه گوارش، زیان دارد. از این‌رو همان‌گونه که در حدیث عبدالله بن وهب سواریس آمده است: پیامبرج فرمود: «تکیه‌زده، چیزی نمی‌خورم». یعنی روشِ من، این نیست که بر پهلو تکیه بزنم و چیزی بخورم. و این، دو علت دارد که بیان کردیم: علتی معنوی که همان خودبینی و غرور است و نیز علتی جسمی؛ یعنی این روشِ غذا خوردن برای بدن زیان‌ دارد.

مؤلف حدیثی بدین مضمون ذکر کرده است که انسس می‌گوید: «رسول‌اللهج را دیدم که نشسته و چمباتمه زده بود و خرما می‌خورد». یعنی ساق‌هایش را بالا گرفته و روی نشیمنگاه خود نشسته بود. پیامبرج از آن جهت چمباتمه می‌زد که مطمئن و خاطرجمع نباشد و زیاد نخورَد. زیرا معمولاً کسی که خاطرجمع می‌نشیند، زیاد می‌خورَد. گرچه گاه خلافِ این هم دیده می‌شود؛ یعنی برخی از افراد با این‌که خاطرجمع به نظر نمی‌رسند، باز هم زیاد می‌خورند و برخی کاملاً عادی می‌نشینند و بدون عجله، اما اندک می‌خورند. در هر حال، یکی از روش‌های کم‌خوری یا کم کردن غذا، این‎ست که انسان، هنگام غذا خوردن، چمباتمه زَند و خاطرجمع ننشیند.

نتیجه این‌که دو روش نشستن برای غذا خوردن وجود دارد: یکی، تکیه زدن بر پهلوست که روش پیامبرج نمی‌باشد و سایر شیوه‌های نشستن، جایز است و بهترین روش، همان است که ذکر شد؛ یعنی چمباتمه زدن یا نشستن به‌گونه‌ای که گویا انسان، عجله و قصدِ برخاستن دارد تا بدین‌سان کم‌تر غذا بخورد. زیرا پُرخوری، پسندیده نیست. بهترین روش، این‎ست که انسان تا می‌تواند یک‌سوم شکمش را برای غذا، یک‌سوم آن را برای آب و یک‌سوم را برای تنفّس خود، قرار دهد. البته ایرادی ندارد که هر از چند گاهی، شکمِ سیر بخورد.