صفحه نخست حدیث و سنت شرح ریاض الصالحین - جلد چهارم ۸۹- باب: استحباب واضح سخن گفتن و روشن ساختن آن برا...

۸۹- باب: استحباب واضح سخن گفتن و روشن ساختن آن برای شنونده و نیز تکرارِ آن در صورتی که جز با تکرار، قابل فهم نباشد

۷۰۱- عَنْ أَنَسٍس أنَّ النَّبِيَّج كانَ إذا تَكَلّمَ بِكلِمَةٍ أعَادها ثَلاثاً حَتَّى تُفْهَم عَنْهُ، وَإِذَا أتَى عَلَى قَوْمٍ فَسَلَّمَ عَلَيْهِمْ سَلَّمَ علَيْهِمْ ثَلاثًا. [روایت بخاري] [صحیح بخاری، ش: ۹۵]

ترجمه: انسس می‌گوید: پیامبرج هنگامی که سخنی می‌گفت، آن را سه بار تکرار می‌کرد تا سخنش فهمیده شود و هنگامی که نزد گروهی می‌رفت و به آن‌ها سلام می‌گفت، سلامش را – حدّ اکثر- سه بار تکرار می‌نمود.

۷۰۲- وَعَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا قالَتْ: كَانَ كَلامُ رسولِ اللهج كَلاماً فَصْلاً يفْهَمُهُ كُلُّ مَن يَسْمَعُه. [روایت ابوداود] [صحیح أبی داود، از آلبانی، ش: ۴۰۵۱]

ترجمه: عایشهل می‌گوید: سخنِ رسول‌اللهج سخنی آشکار و روشن بود که هرکس آن را می‌شنید، می‌فهمید.

شرح

مؤلف، نووی می‌گوید: «استحباب واضح سخن گفتن و روشن ساختن آن برای شنونده و نیز تکرارِ آن در صورتی که جز با تکرار، قابل فهم نباشد». یعنی شایسته است که انسان، هنگامِ سخن گفتن با مردم، به‌آرامی و شمرده با آن‌ها سخن بگوید، نه با عجله و شتاب؛ هم‌چنین کلمات را در هم قاطی نکند و هر واژه‌ای را به‌طور کامل تلفظ نماید تا سخنش، واضح و آشکار باشد و مخاطب، به‌سادگی و بدون تکلف آن را دریابد.

برخی از مردم تُند و با عجله سخن می‌گویند و حروف و واژه‌ها را می‌خورند؛ به‌گونه‌ای مخاطب ناگزیر می‌شود گوش‌هایش را تیز کند یا حتی از گوینده بپرسد: چه گفتی؟ این نحوه‌ی سخن گفتن، بر خلافِ سنت است؛ سنت، این‎ست که انسان به‌گونه‌ای سخن بگوید که شنونده آن را به‌سادگی بفهمد و لازم نیست که انسان لفظ قلم حرف بزند؛ بلکه با اطرافیان خود با لهجه و گویش خود سخن بگویید و سخنان شما، واضح و روشن باشد. چنان‌که در حدیث انس بن مالکس آمده است: «پیامبرج هنگامی که سخنی می‌گفت، آن را سه بار تکرار می‌کرد تا سخنش قابل فهم باشد». از این حدیث چنین به‌نظر می‌رسد که وقتی سخنش قابل فهم بود، آن را تکرار نمی‌کرد؛ و این، یک واقعیت است. زیرا بسیاری از احادیث پیامبرج را که در سخنرانی یا در میان مردم بیان فرموده است، می‌شنویم یا می‌خوانیم و هیچ تکراری در آن نمی‌بینیم.

اما وقتی موضوع یا سخنی که مطرح می‌کنید، برای مخاطب قابل فهم نیست، آن را برایش تکرار نمایید تا دریابد؛ هم‌چنین هنگام سخن گفتن با کسی که گوش‌هایش سنگین است یا اطرافش سر و صدا می‌باشد، مستحب است که سخن را تکرار کنید تا آن را بفهمد.

«پیامبرج وقتی به گروهی سلام می‌گفت، سلامش را سه بار تکرار می‌کرد». یعنی اگر سلام می‌کرد و متوجه نمی‌شدند، دوباره سلام می‌کرد و به همین ترتیب تا سه بار سلام می‌گفت؛ نه بیش‌تر. هم‌چنین برای اجازه خواستن؛ یعنی هنگامی که می‌خواست واردِ خانه‌ی کسی شود، حدّ اکثر سه بار اجازه می‌گرفت. به عبارت دیگر سه بار درب می‌زد و اگر پاسخی نمی‌شنید، باز می‌گشت. این سنت پیامبرج بود که هر چیزی را حدّ اکثر بنا بر ضرورت، سه بار تکرار می‌کرد.

اما آیا زنگ تلفن نیز همین حکم را دارد؛ یعنی آیا باید به سه زنگ، بسنده کنیم؟ احتمال دارد که حکمش، همین باشد. یعنی وقتی با کسی تماس می‌گیرید و سه بار بوق تلفن را می‌شنوید و پاسخی دریافت نمی‌کنید، کافی‌ست و اگر این تماس بنا بر قرارِ قبلی باشد، شما کارِ خود را انجام داده‌اید و به وعده‌ی خود وفا کرده‌اید.

شاید هم بگویند: تلفن، حکمِ دیگری دارد؛ زیرا ممکن است وقتی به خانه زنگ می‌زنید، خانواده دور از تلفن باشند و برای برداشتنِ گوشی ناگزیر باشند قدم‌های بیش‌تری بردارند تا به تلفن برسند و جواب تلفن را دیر بدهند. بنابراین، هر دو احتمال را ذکر کردیم.

سپس مؤلف حدیث عایشهل را ذکر کرده است؛ عایشهل می‌گوید: «سخنِ رسول‌اللهج سخنی آشکار و روشن بود که هرکس آن را می‌شنید، می‌فهمید». یعنی حروف و واژه‌هایش، در هم و قاطی نبود و از بس با تأنّی و آرامش سخن می‌گفت، شنونده می‌توانست یکایک کلماتش را بشمارد.

لذا شایسته نیست که سخنانمان، به‌گونه‌ای در هم و نامفهوم باشد که فهمِ آن برای شنونده مشکل شود؛ زیرا هدف از سخن گفتن، فهماندن مخاطب است و هرچه سخنانِ انسان، بیش‌تر قابلِ فهم باشد، بهتر و شایسته تر است.

ناگفته نماند: کسی که آرام و شمرده سخن می‌گوید و در صورت نیاز، سخنش را سه بار تکرار می‌کند، باید این عمل را با این نیت و احساس انجام دهد که از رسول‌اللهج پیروی می‌نماید تا از اجر و پاداشِ پیروی از رسول‌اللهج برخوردار شود‌. چه این‌که به همه‌ی سنت‌ها با این نیت و تصور عمل کنید که از رسول‌اللهج پیروی می‌نمایید تا به فضیلت پیروی از آن بزرگوار دست یابید.