ازدواج عمر با ام کلثوم دختر علیش

با یکی از شیعه‌ها در بارۀ نام گذاری حضرت علیس فرزندانش را به نام‌های ابوبکر، عمر و عثمان که همگی همراه حضرت حسینس در کربلا شهید شدند، بحث کردم[۳۳] .

امامان دیگر نیز چنین کردند، مثلا حضرت حسن و حسینب فرزندانشان را عمر و ابوبکر نا، نهادند، و همچنین علی بن الحسین نیز فرزندانش را عمر و عثمان نام گذاشت، و دوست داشت که به اسم ابوبکر کنیه داده شود و کاظم نیز دو نفر از فرزندانش را ابوبکر و عمر نام نهاد و رضا نیز دوست داشت به اسم ابوبکر کنیه داده شود. وبسیاری دیگر از أئمه که نمی‌شود همه را اینجا حصر نمود[۳۴] .

او گفت: این دلیل بر محبت نیست.

گفتم: بسیار خوب، اگر راست می‌گویی، پسرت را «شارون» بنام!.

گفت: این اسم عجمی‌است، اگر عربی می‌بود پسرم را شارون می‌نامیدم!.

گفتم: پس آیا راضی می‌شوی پسرت را ابولهب و یا به اسم یکی دیگر از سران قریش، نام گذاری کنی؟!.دیدم که ساکت شد و پاسخی نداد.

گفتم: از این بگزریم، بگو ببینم چرا امام علیس دخترش را ام کثوم را به ازدواج عمرس درآورد، آیا مگر امام علیس نمی‌دانست که عمرس حضرت فاطمهب را زده و ایشان را اذیت و آزار کرده است و به این خاطر دخترش را به او داد؟!.

راستی، آیا مگر امام علیس از اعمال آنان که داستان سرایان بعدها ساخته و پرداخته‌اند آگاه نبود و یا اینکه با این کار می‌خواست خود را نزد خلیفه شیرین کند و به ستم کاران تقرب جوید؟!.

«معاذالله، ما هم امام علی و هم خلفاءش را از چنین خصلت هایی پاک و مبرّا می‌دانیم» ‌گفت علما گفته‌اند که این ازدواج صحت ندارد.

گفتم: این سخن عامیانه‌ای است نه کلام علمی، مجلسی که یکی از بزرگترین علمای شیعه در قرون متأخره است، در کتاب مرآه العقول خود می‌گوید که احادیث ازدواج دادن امام علی س دخترش را با عمر بن الخطاب، صحیح هستند و در آن هیچ شکی نیست، و سپس احادیثی را که صاحب «الكافي» آورده، ذکر کرده است و گفته که درجۀ حدیث اول و دوم حسن، و حدیث سوم موثق، وحدیث چهارم صحیح می‌باشد.

حدیث اول و دوم را در «باب تزویج ام کلثوم» و حدیث سوم و چهارم را در «باب الـمتوفي عنها زوجها الـمدخول بها إين تعتد وما يجب عليها؟» آورده است.

سپس مجلسی به این پرداخته که چگونه «مفید» این ازدواج را انکار کرده و می‌گوید: « همچنین انکار مفید اصل این ماجرا را به این خاطر است که این ازدواج از طریق آنان ثابت نشده و گرنه بعد از ورود این اخبار، و اخبار دیگری که باشند ذکر خواهد شد، که هنگامی که عمر درگذشت، امام علیس آمد و ام کلثوم را به خانه خود برد، و همچنین روایاتی که ما در کتاب بحار الأنوار آورده‌ایم، انکار این ازدواج عجیب است، و در پاسخ به این ماجر ا، اصل این است که بگوییم: این ازدواج از روی تقیه و مجبوری بوده است و این بعید نیست[۳۵] .

برخی از شیعه برای اثبات مسلمان بودن ابوطالب چنین استدلال می‌کنندکه: همسر ابو طالب مسلمان بوده و جایز نیست که مردی کافر با زنی مسلمان ازدواج کند (بنابراین معلوم می‌شود که ابو طالب مسلمان بوده است)‌، در صورتی که ازدواج کافر و مسلمان با یکدیگر در ابتدای اسلام جایز بوده، و بعدها ممنوع شده به دلیل کافر بودن زن حضرت نوح و لوط علیهما السلام ، اما هنگامی که از ازدواج عمر با ام کلثوم سخن به میان می‌آید، فراموش می‌کنند که برای اثبات مسلمان بودن ابوطالب، چگونه استدلال می‌کردند.

خوانندۀ عزیز: چگونه امام علیس عمرو دیگر صحابه را می‌ستاید و فرزندانش را بنام آنها می‌نامد و به آنها دختر می‌دهد سپس ما می‌کوشیم آن را رد کنیم به این دلیل که امام علیس از روی تقیه و بالاجبار چنین کرده‌ است شاید تقیه راه فرار خوبی باشد که با آن بتوانیم تمام ستایش‌های صحابه را که از زبان أئمه نقل شده، رد کنیم اما این روش هر گز در روز قیامت کار ساز نخواهد بود، ﴿يَوۡمَ لَا يَنفَعُ مَالٞ وَلَا بَنُونَ ٨٨ إِلَّا مَنۡ أَتَى ٱللَّهَ بِقَلۡبٖ سَلِيمٖ ٨٩ [الشعراء: ۸۸-۸۹] .

«روزی که مال و فرزندان سود نبخشد مگر کسی که دلی پاک نزد خداوند آورد».

[۳۳] نگا: الارشاد: ۱۶۷، الـمناقب: ۴/۱۱۲، الكافي: ۱/۲۸۶، معجم الخوءي: ۱۳/۴۵ و مراجع دیگر. [۳۴] مقاتل الطالبين: ۹۲، ۴۵۳، الـمناقب: ۴/۱۱۲، ۱۱۳، ۱۷۵، ۱۷۶، اعلام الوري: ۱۲۲، ۲۴۳، البحار: ۴۴/۱۶۳، ۱۶۸، ۱۶۹، ۴۵/۳۶، ۶۳، ۶۷، ۱۰/۲۵۰، التنبية الإشراق: ۲۶۳، كشف الغمة: ۲/۲۱۷، ۳۴۱. [۳۵] نگا: مرآة العقول:۲۰/۴۲، و ۱۲/۱۹۷.