احکام روزه‌ی بیماران

هر بیماری که روزه برایش سخت باشد برای وی جایز هست که روزه نگیرد، زیرا خداوند متعال می‌فرماید:

﴿وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٖ فَعِدَّةٞ مِّنۡ أَيَّامٍ أُخَرَۗ [البقرة: ١٨٥]

«و هرکه بیمار یا مسافر بود تعدادی از روزهای دیگر [را روزه گیرد]...»

اما در صورت بیماری خفیف مانند سرفه یا سردرد، روزه نگرفتن جایز نیست.

اگر روزه باعث تشدید بیماری یا تاخیر شفای بیمار می‌شود و فرد بیمار در طول روز نیاز به خوردن دارو دارد، جایز است که روزه نگیرد و روزه گرفتن برای وی مکروه است، زیرا خداوند متعال می‌فرماید:

﴿يُرِيدُ ٱللَّهُ بِكُمُ ٱلۡيُسۡرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ ٱلۡعُسۡرَ [البقرة: ١٨٥]

«الله برای شما خواهان آسانی است و برای شما سختی نمی‌خواهد...»

اگر روزه باعث بیهوشی و از حال رفتن او می‌شود، روزه نمی‌گیرد و بعدا آن را قضا می‌کند، و اگر صبح روزه‌دار بود و سپس بیهوش شد و پیش از مغرب یا بعد از آن به هوش آمد اگر [تا پیش از مغرب] چیزی نخورده یا ننوشیده باشد روزه‌اش صحیح است. اما کسی که بیهوش است یا به سبب بیماری‌اش به او مسکن تزریق کرده‌اند و باعث بیهوشی او شده، اگر سه روز یا کمتر باشد ـ قیاس بر بیمار ـ باید روزه‌اش را قضا کند و اگر بیش از سه روز بیهوش بود با قیاس بر کسی که عقل خود را از دست داده قضایی بر وی نیست. [به نقل از فتاوای علامه بن باز].

بیماری که امید به شفای او هست و منتظر بهبود کامل است (مانند کسی که عمل جراحی کرده است) اگر روزه برایش سخت باشد روزه نمی‌گیرد و پس از بهبودی قضای آن را به جا می‌آورد.

اما بیمار مزمن که امید شفایش نیست [یا بسیار کم است] (مانند بیماران سرطان و نارسایی کلیه) و همینطور پیر ناتوان که توانایی روزه و قضای آن را ندارد به جای هر روز روزه به یک مستمند به اندازه‌ی یک صاع (یک کیلو و نیم) از غذای رایج آن سرزمین می‌دهد. (برای کشورهای ما برنج).

اما کسی که امید شفا دارد اما پیش از آنکه وقت قضا پیدا کند از دنیا برود نه بر وی و نه بر اولیای وی هیچ چیزی لازم نیست. (مثلا کسی که ۲۵ رمضان عمل جراحی نموده و به نیت قضای روزه پس از بهبودی کامل روزه نگرفته، اما در ۳۰ رمضان از دنیا رفته است؛ برای چنین کسی و خانواده‌ی او هیچ قضا یا غذا دادنی لازم نیست).

هر کس بر اثر بیماری روزه نگرفت، سپس بهبودی یافت و توانایی قضا را پیدا کرد اما به سبب سهل‌انگاری روزه‌های خود را قضا نکرد و از دنیا رفت از اموال وی در برابر هر روز به یک مستمند غذا داده می‌شود. اما اگر کسی از خویشاوندانش به جای او روزه گیرد بهتر است زیرا رسول الله ج می‌فرماید: «هر کس بیمرد و روزه‌ای بر گردن او باشد ولی او به جایش روزه می‌گیرد» (مثال: شخصی در ۲۵ رمضان عمل جراحی کرد، سپس به نیت قضا روزه نگرفت و در ۳۰ رمضان شفای کامل به دست آورد، اما به علت سهل انگاری قضای روزه‌هایش را به جای نیاورد و در ماه حج از دنیا رفت. خانواده‌ی این شخص باید به جای او قضا کنند یا به جای هر روز به یک مستمند غذا دهند).

هر کس که به سبب مزمن بودن بیماری‌اش روزه نگرفته و به سبب عدم توانایی قضای روزه به مستمندان غذا داده، سپس در پی پیشرفت پزشکی بیماری‌اش درمان شد نیازی به قضا ندارد زیرا آنچه را در زمان بیماری بر وی واجب بوده انجام داده است. [بر اساس فتوا هیئت دائمی فتوا در عربستان].

کسی که بر اثر گرسنگی تا تشنگی احساس خطر جانی کرد باید روزه‌ی خود را بخورد و روزه‌اش را بعدا قضا کند زیرا حفظ جان واجب است، اما جایز نیست به صرف سختی یا خستگی یا توهم بیماری روزه‌ی خود را افطار کند.

غذا دادن به مستمندان به جای روزه (برای بیماران لاعلاج و پیران) به دو صورت است: یکی اینکه آن را در آخر ماه قرار دهد و به سی مستمند در پایان ماه غذا دهد، و همچنین جایز است که به یک مسکین سی روز غذا دهد.