۱- حدیث غدیر

حدیث غدیر از مهمترین دلایل شیعه بر اولویت علی به خلافت است تا آن که دربارۀ آن کتابی یازده جلدی تالیف شده که کتاب الغدیر است، و این حدیث را امام مسلم در صحیح خود از زید بن ارقمس روایت کرده که گفت: در محل آبی به نام خمّ بین مکه و مدینه پیامبر در میان ما به سخنرانی ایستاد و بعد از حمد و ستایش خدا و موعظه گفت: اما بعد، ای مردم نزدیک است که فرستادۀ پروردگارم بیاد و من دعوت او را لبیک گویم و از میان شما بروم، من در میان شما دو چیز گران بها و مهم به یادگار می‌گذارم اول کتاب خدا که در آن هدایت و نور است، پس کتاب خدا را بگیرید و به آن چنگ زنید، و پیامبر به تمسک به کتاب خدا مردم را برانگیخت و تشویق کرد و سپس گفت: و اهل بیت خودم را در میان شما می‌گذارم شما را سفارش می‌کنم که در رفتار با اهل بیت من، خدا را مراعات کنید، و شما را سفارش می‌کنم که در رفتار با اهل بیت من خدا را مراعات کنید سه بار آنرا تکرار کرد. حسین (راوی حدیث از زید بن ارقم) به او گفت: اهل بیت او چه کسانی هستند ای زید؟ آیا زنانش از اهل بیت او نیستند؟

گفت: بله، ولی اهل بیت او کسانی هستند که صدقه و زکات برای آنها حرام است. گفت: آنها چه کسانیند؟ گفت: آنها آل علی و آل عقیل و آل جعفر و آل عباس می‌باشند.

گفت: بر همه اینها صدقه حرام شده است؟ گفت: بله [۲۸۶].

و ترمذی [۲۸٧] و احمد [۲۸۸] و نسائی در خصاص [۲۸٩] و حاکم [۲٩۰] این را اضافه کرده که پیامبرص فرمود: هر کس من مولای او هستم علی مولای او است. و اضافه‌های دیگر نیز روایت شده است که فرمود: بار خدایا دوست بدار هر کس را که او دوست می‌دارد، و دشمن بدار کسی را که با او دشمنی می‌کند، و یاری کن کسی را که او یاری می‌کند، و خوار کن کسی را که او خوار می‌کند، و او را مدار حق قرار بده.

مهم این است که حدیثی که در صحیح مسلم آمده در آن هر کس من مولای او هستم علی مولای اوست ذکر نشده است، ولی این جمله را ترمذی و احمد و نسائی و حاکم و غیره با سندهای صحیحی از پیامبرص روایت کرده‌اند، و اما اضافه‌های دیگر مانند بار خدایا دوستان او را دوست بدار و با دشمنان او دشمن باش، بعضی از علمای این اضافه را صحیح قرار داده‌اند ولی در اصل صحیح نیست، و اما اینکه بار خدایا هر کس او را یاری می‌کند او را یاری کن و دشمنان او را خوار بدار و او را مدار حق قرار بده، دروغی است که به پیامبرص نسبت داده می‌شود.

اهل بدعت از این حدیث استدلال می‌کنند و می‌گویند علی جانشین بلافصل پیامبر است و می‌گویند گفته پیامبرص که فرمود: هر کس من مولای او هستم علی مولای اوست، یعنی علی جانشین من است و مولی به معنای والی یعنی سروری که باید از او اطاعت کرد.

و همچنین از علیس روایت شده که وقتی در رحبه در کوفه بود گفت: چه کسی از پیامبرص شنید که در روز غدیر خم به من می‌گفت: هر کس من مولای او هستم پس علی مولای او است [۲٩۱]، آنگاه دوازده صحابی بدری گواهی دادند که ما شنیده‌ایم.

علت این سخن پیامبرص به علی چه بود

شیعه می‌گویند پیامبر در محل غدیر خم در هوای بسیار گرم مردم را که تعدادشان بیش از صد هزار نفر بود جمع کرد تا این قضیه را برای آنها بیان کند که هر کس من مولای او هستم علی مولای [۲٩۲] اوست، و جمله‌های دیگری نیز به این اضافه می‌کنند.

علت این حدیث دو چیز بوده است

اول: بریده بن الحصیبس می‌گوید: خالد بن الولید کسی را پیش پیامبرص فرستاد تا کسی را بفرستد که خمس را بگیرد [۲٩۳]، آنگاه علی آمد و خمس را گرفت و سپس کنیزی از خمس را انتخاب کرد و با آن همبستر شد، بریده می‌گوید: از علی متنفر بودم و او را دیدم که غسل کرده بود [۲٩۴]، به خالد گفتم: آیا این را نمی‌بینی؟! وقتی پیش پیامبرص آمدیم قضیه را با او در میان گذاشتم، پیامبرص به من گفت: ای بریده آیا از علی متنفر هستی؟ گفتم: بله، فرمود: از او متنفر مباش او در خمس بیش از این حق دارد [۲٩۵]، در روایتی [۲٩۶] دیگر آمده است. که پیامبر به بریده گفت: هر کس من مولا و دوست او هستم علی هم مولا و دوست اوست.

دوم: بیهقی از ابی سعید روایت می‌کند که علی آنها را از سوار شدن بر شتران صدقه منع کرد، و فردی را به عنوان امیر آنها مقرر کرد و خودش قبل از آنها به سوی پیامبرص حرکت کرد، سپس وقتی در میان راه آنها به او رسیدند دید که فردی که او آن را به عنوان امیر مقرر کرده به لشکریان اجازه داده که بر شتران سوار بشوند و دید که آثار سوار شدن از شتران نمایان است بنابراین علی خشمگین شد و نماینده‌اش را سر زنش کرد.

ابو سعید می‌گوید: وقتی ما با پیامبرص دیدار کردیم از سخت‌گیری علی به او شکایت کردیم، و در روایتی دیگر آمده است که لباسهایی بود که آنها می‌خواستند بپوشند اما علی آنها را منع کرد و اجازه نداد که آن لباس‌ها را بپوشند، آنگاه پیامبرص فرمود: باز ایست ای سعد بن مالک (ابو سعید) و سخنان ناشایستی به برادرت علی نگو، سوگند به خدا که تو می‌دانی او کار درستی کرده است، این را ابن کثیر با سند جید براساس شروط نسائی روایت کرده است و بیهقی و غیره آن را بیان کرده‌اند.

و ابن کثیر می‌گوید وقتی حرف‌های زیادی دربارۀ علی از طرف آن لشکری که علی آنها را از سوار شدن بر شتران صدقه منع کرده بود و لباسها را از آنها پس گرفته بود، گفته شد. پیامبر وقتی از حج بازگشت و مناسک آن را انجام داد در راه مدینه در جایی به نام غدیر خم ایستاد و سخنرانی کرد و دامان علی را پاک دانست و جایگاه او را بالا برد و به فضیلت او گوشزد کرد تا آنچه در دل بسیاری از مردم جای گرفته بود را دور کند [۲٩٧].

پس سبب بیان این حدیث این بود که آنها دربارۀ علی حرف زدند، و بنابراین پیامبرص چیزی نگفت تا آن که به مدینه بازگشت چرا؟ چون این قضیه مخصوصاً به اهل مدینه ربط داشت چون کسانی که در مورد علی سخن گفته بودند از اهل مدینه بودند و آنها کسانی بودند که در جنگ با او همراه بودند.

غدیر خم محلی در جحفه است که تقریباً دویست و پنجاه کیلومتر از مکه فاصله دارد، و اینکه می‌گویند جایی است که از آن جا حجاج متفرق می‌شوند و هر یک به سویی می‌رود دروغ است. چون که محل جمع شدن حجاج مکه است، و از همان مکه از همدیگر جدا می‌شوند، و اهل مکه در مکه باقی می‌مانند، و اهل طائف به طائف بر می‌گردند، و یمنی‌ها به یمن و عراقی‌ها به عراق می‌روند، و همین طور هر کسی که حج خود را تمام می‌کند به شهرش باز می‌گردد و قبیله‌های عربی از همان جا به سمت خیمه‌های خود می‌روند، پس فقط اهل مدینه و کسانی که در راه مدینه می‌رفتند با پیامبر همراه بودند، و در میان اینها پیامبر سخنرانی کرد و گفت هر کس من مولای او هستم علی مولای اوست، اختلاف اهل سنت و شیعه در مفهوم و معنای کلمه مولا است، نه در اینکه پیامبر آن را گفته یا نگفته، شیعه می‌گویند من کنت مولاه یعنی کسی که من والی او هستم پس علی والی اوست، و اهل سنت می‌گویند مفهوم گفته پیامبر که من کنت مولاه فعلی مولاه، یعنی هر کس مرا دوست دارد علی را دوست بدارد و یاری کند، و به دلایل زیر مفهوم مولا همین است: به دلیل زیاداتى که اضافه بر این روایت شده‌اند و بعضی از علما آن را صحیح قرار داده‌اند، چنان که روایت شده که پیامبر بعد از آن فرمود: بار خدایا دوست بدار کسی را که او را دوست می‌دارد، و دشمن بدار کسی را که با او دشمنی می‌کند. پس دوستی و دشمنی کردن، توضیحی است برای جمله (فعلی مولاه) یعنی مردم باید علی بن ابی طالبس را دوست بدارند.

- پیامبرص به خاطر علی توقف نکرد، گرچه علی بیش از این مستحق بود، ولی منظور این است که پیامبر برای استراحت توقف کرد، زیرا سفر از مکه به مدینه سفری طولانی است که پنج تا هفت روز طول کشیده بود و چند بار پیامبر در آن برای استراحت توقف کرده بود، و پیامبرص مردم را تذکر داد که به کتاب خدا چنگ زنند و اهل بیت او را گرامی بدارند و احترام و گرامی داشتن اهل بیت و نیز پیروی کردن از آنها بر آنان واجب است، سپس بعد از این پیامبرص در مورد علیس گوشزد کرد و فرمود: هر کس من مولای او هستم پس علی مولای او است.

- دلالت حکم مولا ابن الأثیر می‌گوید: مولی به معنی آقا و مالک و نعمت‌دهند و یاور و دوست و هم پیمان و بنده و آزاد شده و پسر عمو و داماد است [۲٩۸]، به همین چیزها مولی می‌گویند.

- حدیث بر امامت دلالتی ندارد، چون اگر پیامبرص خلافت علی را بیان کند چنین کلمه‌ای را که احتمال همه این معانی را دارد نمی‌گفت و بلکه بهتر آن بود که می‌گفت: علی بعد از من جانشین من است، یا علی بعد از من امام است، یا می‌گفت: هر وقت من مُردم از علی بن ابی طالب اطاعت کنید، اما پیامبر چنین سخن قاطعی که اختلافى اگر پیدا شود را برای همیشه از بین می‌برد نگفت و بلکه فرمود هر کس من مولای او هستم پس علی مولای اوست [۲٩٩].

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُؤۡخَذُ مِنكُمۡ فِدۡيَةٞ وَلَا مِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۚ مَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُۖ هِيَ مَوۡلَىٰكُمۡۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ ١٥ [الحدید: ۱۵].

«پس امروز نه از شما فدیه‏اى پذیرفته مى‏شود، و نه از کافران; و جایگاهتان آتش است و همان سرپرست‌تان مى‏باشد; و چه بد جایگاهى است».

به خاطر شدت پیوستگی و همراهی دوزخ با کافران آن را مولا و دوست آنها نامیده است.

- مولات و دوست داشتن صفت همیشگی علیس و مومنان علی را دوران حیات پیامبر و بعد از وفات پیامبر و بعد از وفات خود علی همیشه دوست دارند، پس در حیات پیامبرص مولا و دوست مومنان بوده است و بعد از وفات خودش نیز او را مومنان دوست دارند، پس او مولای ماست چنان که خداوند متعال می‌فرماید: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُمۡ رَٰكِعُونَ ٥٥ [المائدة: ۵۵].

«سرپرست و ولى شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‏اند; همانها که نماز را برپا مى‏دارند، و در حال رکوع، زکات مى‏دهند».

و علی از سران و بزرگان مؤمنان است.

- اگر منظورپیامبر والی و سرپرست می‌بود نمی‌گفت: مولی، بلکه می‌گفت والی، چون کلمه مولی با کلمه والی فرق می‌کند والی از ولایت یعنی فرمانروایی، و مولی از ولایه یعنی محبت و یاری‌کردن است خداوند متعال می‌فرماید: ﴿إِن تَتُوبَآ إِلَى ٱللَّهِ فَقَدۡ صَغَتۡ قُلُوبُكُمَاۖ وَإِن تَظَٰهَرَا عَلَيۡهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ مَوۡلَىٰهُ وَجِبۡرِيلُ وَصَٰلِحُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۖ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ بَعۡدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ ٤ [التحریم: ۴].

«اگر شما دو زن (عایشه و حفصه) به درگاه خداوند توبه کنید، به راستی که دلهای شما از همدستی علیه پیامبرص به توبه کردن مایل است و دستور خداوند را به سمع قبول دریافته است، و اگر با هم علیه رسول اللهص متفق شوید، در حقیقت خدا یاور اوست، و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان او هستند».

- خداوند متعال دربارۀ قوم ابراهیم÷ می‌فرماید: ﴿إِنَّ أَوۡلَى ٱلنَّاسِ بِإِبۡرَٰهِيمَ لَلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ وَهَٰذَا ٱلنَّبِيُّ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْۗ وَٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٦٨ [آل عمران: ۶۸].

«سزاوارترین مردم به ابراهیم، آنها هستند که از او پیروى کردند، و (در زمان و عصر او، به مکتب او وفادار بودند; همچنین) این پیامبر و کسانى که (به او) ایمان آورده‏اند (از همه سزاوارترند); و خداوند، ولى و سرپرست مؤمنان است».

و منظور این نیست که آنها حاکم و رئیس ابراهیم هستند بلکه ابراهیم امام و رئیس آنهاست.

امام شافعی در مورد حدیث زید می‌گوید: منظور محبت و دوستی اسلام است چنان که خداوند متعال می‌فرماید: ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ مَوۡلَى ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَأَنَّ ٱلۡكَٰفِرِينَ لَا مَوۡلَىٰ لَهُمۡ ١١ [محمد: ۱۱] [۳۰۰].

«این (نصرت‌دادن‌ مؤمنان‌ و فرجام‌ نامیمون‌ برای‌ کفار) براى آن است که خداوند مولا و سرپرست کسانى است که ایمان آوردند; اما کافران مولایى و یارى ندارند».

پس حدیث بر این دلالت نمی‌کند که علی بعد از پیامبر خدا خلیفه است و بلکه بر این دلالت می‌کند که علی ولی از اولیای خداست که باید او را دوست داشت و یاری کرد.

[۲۸۶] مسلم کتاب فضائل الصحابه حديث ۲۴۰۸. [۲۸٧] ترمذی كتاب المناقب باب من قبل علس حديث ۳٧۱۳. [۲۸۸] مسند احمد ۵/۳۴٧. [۲۸٩] خصائص علی ص ٩۶ شماره ٧٩. [۲٩۰] المستدرک ۳/۱۱۰. [۲٩۱] السلسلة الصحیحة حديث ۱٧۵۰. [۲٩۲] مسند احمد ۱/۱۵۲۵۸۴. [۲٩۳] پیامبر خالد را برای جنگ یمن فرستاده بود و او بعد از پیروزی کسی را پیش پیامبر فرستاد تا غنیمت را تقسیم کند. [۲٩۴] علی وقتی کنیز را گرفت با آن همبستر شد و بعد بیرون آمد و غسل کرد. [۲٩۵] بخاری كتاب المغازي، باب بعث علي وخالد إلى اليمن حديث ۴۳۵۰. [۲٩۶] ترمذی كتاب المناقب، باب مناقب علي حديث ۳٧۱۲. [۲٩٧] البدایة والنهایة ۵/٩۵. [۲٩۸] النهایة فی غریب الحدیث ۵/۲۲۸. [۲٩٩] نوری طبرسی یکی از علمای بزرگ شیعه می‌گوید پیامبر به صراحت نگفت که علی خلیفه اوست، بلکه با سخنانی مجمل که دارای معانی زیادی است و باید بوسیله قرینه یک معنی مشخص شود به خلافت علی اشاره کرد. فصل الخطاب ۲۰۵/۲۰۶. [۳۰۰] النهایة فی غریب الحدیث ۵/۲۲۸.