صفحه نخست تاریخ اسلام دو یار غار امام زمان شیعه از تولد؟! تا به حال، از ترس کشته شد...

امام زمان شیعه از تولد؟! تا به حال، از ترس کشته شدن مخفی است!

امام زمان شیعه تا به حال نزدیک به ۱۲۰۰ سال است که مخفی شده و تنها علت غایب شدن او ترس از جان خودش است با این وجود ثابت می‌شود که ترس او ۱۲۰۰ سال است که استمرار دارد؛ حال سؤال این است که اگر ترس و حزن گناه است و یا اینکه اولیاء در این دنیا نمی‌ترسند و اندوهگین نمی‌شوند، امام زمان را چه شده که ۱۲۰۰ سال گذشته و هنوز ترسش نریخته است؟؟ آن هم در حالی که فرشتگان مواظب و ملازم او هستند و به او خدمت می‌کنند و تا خودش نخواهد نمی‌میرد و معجزات انبیاء، عصای موسی، پیراهن یوسف و.... را همه همراه خود دارد؟؟!

حال روایاتی در این باره نقل می‌شود تا خواننده خود قضاوت کند:

۱- «أَبِي عبداللَّه÷ أَنَّهُ قَالَ إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَيْبَةً يَقُولُ فِيهَا- فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً وجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِين‏» [٩۰۰]

یعنی: «امام صادق÷ فرمود: همانا صاحب این امر را غیبتى است که در آن غیبت می‌گوید: (چون از شما بیمناک بودم فرار کردم پس پروردگار من بمن حکومت را ارزانى داشت و رسالتى بعهده من واگذار کرد) الشّعراء: ۲۱.» [٩۰۱]

۲- «أَبِي عبداللَّه÷ أَنَّهُ قَالَ إِذَا قَامَ الْقَائِمُ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ- فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُم‏» [٩۰۲]

یعنی: «امام صادق÷ فرمود: حضرت قائم وقتى قیام کند فرماید: (چون از شما بیمناک بودم گریختم).» [٩۰۳]

۳- نزدیک همن روایت از امام باقر نیز نقل شده است. [٩۰۴]

۴- «أَبَا جَعْفَرٍ÷ يَقُولُ إِنَّ لِلْقَائِمِ ع غَيْبَةً ويَجْحَدُهُ أَهْلُهُ قُلْتُ ولِمَ ذَلِكَ قَالَ يَخَافُ وأَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى بَطْنِه‏» [٩۰۵]

یعنی: «امام باقر÷ می‌فرمود: همانا قائم را غیبتى است که خاندان او انکارش میکنند عرض کردم: چرا؟ فرمود: می‌ترسد و با دست خود اشاره بشکمش کرد.» [٩۰۶]

۵- روایت فوق از امام صادق نیز نقل شده است. [٩۰٧]

۶- «أَبِي إِسْحَاقَ الْهَمْدَانِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي الثِّقَةُ مِنْ أَصْحَابِنَا أَنَّهُ سَمِعَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ÷ يَقُولُ اللَّهُمَّ إِنَّكَ لَا تُخْلِي الْأَرْضَ مِنْ حُجَّةٍ لَكَ عَلَى خَلْقِكَ ظَاهِرٍ أَوْ خَافٍ مَغْمُورٍ لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُكَ وبَيِّنَاتُك‏» [٩۰۸]

یعنی: «ابو اسحاق همدانى گوید یکى از اصحاب موثّق ما از امیر المؤمنین÷ شنیده است که مى‏فرمود: بار الها! تو زمین را از حجّت بر خلق خود خالى نمى‏گذارى که او یا ظاهر است و یا ترسان و مستور تا حجّت‌ها و بیناتت باطل نشود.» [٩۰٩]

٧- «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ÷ يَقُولُ فِي صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ أَرْبَعُ سُنَنٍ مِنْ أَرْبَعَةِ أَنْبِيَاءَ÷ سُنَّةٌ مِنْ مُوسَى وسُنَّةٌ مِنْ عِيسَى وسُنَّةٌ مِنْ يُوسُفَ وسُنَّةٌ مِنْ مُحَمَّدٍ ص‏فَأَمَّا مِنْ مُوسَى فَخَائِفٌ يَتَرَقَّبُ... حدثنا أحمد بن زياد الهمدانيس قال حدثنا علي بن إبراهيم بن هاشم عن محمد بن عيسى عن سليمان بن داود عن أبي بصير عن أبي جعفر÷ بمثل ذلك‏‏» [٩۱۰]

یعنی: «ابو بصیر گوید از امام باقر÷ شنیدم که مى‌‏فرمود: در صاحب این امر چهار سنّت از چهار پیامبر وجود دارد، سنّتى از موسى و سنّتى از عیسى و سنّتى از یوسف و سنّتى از محمّد صلوات اللَّه علیهم، امّا از موسى آن است که او نیز خائف و منتظر است... احمد بن زیاد همدانى.... نیز مثل این حدیث را براى ما روایت کرده است.» [٩۱۱]

روایاتی که نقل شد با اسناد دیگر نیز نقل شده است؛ که ما به همین بسنده می‌کنیم و چندی از اقوال علمای شیعه را نیز در این باره نقل می‌کنیم.

شیخ طوسی دربارۀ علت غیب امام زمان شیعه می‌گوید: «لا علة تمنع من ظهوره إلا خوفه‏ على‏ نفسه‏ من‏ القتل‏ لأنه لو كان غير ذلك لما ساغ له الاستتار وكان يتحمل المشاق والأذى فإن منازل الأئمة وكذلك الأنبياء إنما تعظم لتحملهم المشاق العظيمة في ذات الله تعالى.» [٩۱۲]

یعنی: «پنهان شدن آن حضرت هیچ جهتى ندارد بجز آنکه بر جان خودش میترسد که مبادا کشته شود و اگر جهتى غیر از این داشت جایز نبود که پنهان شود بلکه می‌بایست سختى‏ها و آزارها را متحمّل میشد که درجات امامان و همچنین پیامبران با تحمّل سختی‌هاى بزرگ در راه خدا بالا می‌رود.» [٩۱۳]

شیخ مفید نیز در جواب سؤال یک معتزلی که می‌پرسد: «آیا آن امامی که می‌گویید غائب است همانطور که از دشمنانش می‌ترسد از تو (مفید) هم می‌ترسد یا اینکه فقط از دشمنانش می‌ترسد؟» شیخ مفید در جواب می‌گوید: «فقلت له الإمام عندي في تقية من أعدائه لا محالة وهو أيضا في تقية من كثير من الجاهلين به ممن لا يعرفه ولا سمع به فيعاديه أو يواليه هذا على غالب الظن والعرف ولست أنكر أن يكون في تقية من جماعة ممن يعتقد إمامته الآن فأما أنا فإنه لا تقية عليه مني بعد معرفته بي‌على حقيقة المعرفة والحمد لله...... فقلت له أما تقيته من أعدائه فلا حاجة لي إلى الكلام فيها لظهور ذلك‏» [٩۱۴]

یعنی: «جواب گفتم که اما به اعتقاد من خوف دارد از دشمنان البته و همین خوف دارد از بسیارى از مردم که جاهلند به او و نمى‏شناسند او را و نشنیده‏اند که او هست تا اینکه دوست دارند او را یا دشمن او شوند. و این بنا بر غالب گمان و عرف است. و انکار نمى‏کنم که خوف داشته باشد از جماعتى که اعتقاد به امامت او دارند الحال. و اما اینکه از من خوفى ندارد بعد از اینکه مرا خوب بشناسد و بداند که از صمیم قلب محبّ و تابع اویم..... گفتم به او که اما خوف او از دشمنان خویش ظاهر است و حاجت به گفتگو نیست» [٩۱۵]

شیخ صدوق می‌نویسد: «قال مصنف هذا الكتاب رضي الله عنه إحدى العلل التي من أجلها وقعت الغيبة الخوف كما ذكر في هذا الحديث» [٩۱۶]

یعنی: «مؤلّف این کتاب- رضى اللَّه عنه- گوید: «یکى از علّت‌هایى که بخاطر آن غیبت واقع گردیده- چنان که در این حدیث ذکر شده- خوف است‏» [٩۱٧]

جالبتر از همه اینکه این ترس از مرگ در حالی است که ملائکه نگهبان او هستند!!

در قسمتی از روایت طویلی آمده است: «قَالَتْ حَكِيمَةُ قُلْتُ فَمَا هَذَا الطَّيْرُ قَالَ هَذَا رُوحُ الْقُدُسِ الْمُوَكَّلُ بِالْأَئِمَّةِ÷ يُوَفِّقُهُمْ ويُسَدِّدُهُمْ ويُرَبِّيهِمُ الْعِلْمَ» [٩۱۸]

یعنی: «حکیمه مى‏گوید به امام حسن گفتم: این پرنده چه بود؟ گفت: روح القدس است که بر امامان گماشته است. آنان را موفق و مسدد مى‏دارد و به آنان علم ربانى مى‏آموزد» [٩۱٩]

«وَ رَوَى عَلِيُّ بْنُ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي عبداللَّه÷ قَالَ‏ إِذَا قَامَ الْقَائِمُ نَزَلَتْ مَلَائِكَةُ بَدْرٍ ثُلُثٌ عَلَى خُيُولٍ شُهْبٍ وثُلُثٌ عَلَى خُيُولٍ بُلْقٍ وثُلُثٌ عَلَى خُيُولٍ حُوَّةٍ قُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ومَا الْحُوَّةُ قَالَ الْحُمْر» [٩۲۰]

یعنی: «علی بن حمزه از حضرت صادق÷ روایت کرده که فرمود: هنگامى که قائم قیام کند فرشتگان جنگ بدر خدمت آن جناب خواهند رسید و یک ثلث از آن‌ها بر اسبان سفید، و یک ثلث بر اسبان ابلق و ثلث دیگر بر اسبان قرمز سوار می‌شوند.»

حال با این تعاریف، می‌پرسیم: دلیل غیبت امام زمان! چیست؟ ج: خوف از ذبح!! و این خوف تا الان هم استمرار دارد و به قول شیخ طوسی، اگر این خوف نباشد دلیلی بر غیبت نیست؛ پس جناب قزوینی که می‌گوید: ابوبکر همیشه محزون بوده و این نقصی بر اوست در مورد امام زمان خود چه می‌گوید که ۱۲۰۰ سال است محزون که نه بلکه خائف است و ثابت است که خوف او بر نفس خودش است [٩۲۱] در حالی که خودش عالم الغیب است و تمامی اسم‌های اعظم! را میداند و عصای موسی را که دریا نصف می‌کرد و به اژدها تبدیل می‌شد همراه دارد و پیرهن یوسف را که به خواست خدا یعقوب را شفا داد نیز همراه دارد و انگشتر سلیمان و همینطور دیگر یادگار انبیاء همراه وی است و از قدرت خارق العاده‌ای برخوردار است و ضمناً فی الحال که خائف است، روح القدس نیز همراه و نگهبان اوست، ولی مانده‌ام که چطور هنوز خائف است و مانده‌ام که چگونه می‌خواهند حزن وارده در آیۀ غار و خوف مهدی در این شرایط بر جان خودش را در دو کفۀ ترازو نهند و با هم مقایسه کنند؟! آنهم در حالی که حضرت صدیق مالک موت و حیات نبود و مانند ائمۀ شیعه (لَا يَمُوتُونَ إِلَّا بِاخْتِيَارٍ مِنْهُمْ) [٩۲۲] نبود و نه ملائکه تابع فرمان او بودند نه او را علم ماکان و ما یکون حاصل بود و نه مانند ائمۀ شیعه قوت قتل هشتاد هزار جن را داشت!!!

[٩۰۰] الغيبة للنعمانی، ص: ۱٧۴؛ نشر صدوق_تهران،ط۱ [٩۰۱] غیبت نعمانى- ترجمه سید احمد فهرى زنجانى‏، متن، ص: ۲۰۲؛ دار الکتب اسلامیه _تهران،ط۴ [٩۰۲] الغيبة للنعمانی، ص: ۱٧۴؛ نشر صدوق_تهران،ط۱ [٩۰۳] غیبت نعمانى- ترجمه سید احمد فهرى زنجانى‏، متن، ص: ۲۰۲؛ دار الکتب اسلامیه _تهران،ط۴ [٩۰۴] الغيبة للنعمانی، ص: ۱٧۴ - ۱٧۵؛ نشر صدوق_تهران،ط۱ [٩۰۵] الغيبة للنعمانی، ص: ۱٧۶ - ۱٧٧؛ نشر صدوق_تهران،ط۱ (با ۳ سند مختلف) [٩۰۶] غیبت نعمانى- ترجمه سید احمد فهرى زنجانى‏، متن، ص: ۲۰۵؛ دار الکتب اسلامیه _تهران،ط۴ [٩۰٧] الغيبة للنعمانی، ص ۱٧٧؛ نشر صدوق_تهران،ط۱ [٩۰۸] کمال الدین و تمام النعمة، ج‏۱، ص: ۳۰۲، شیخ صدوق؛ اسلامیه _تهران،ط۲ [٩۰٩] کمال الدین، ترجمه پهلوان، ج‏۱، ص: ۵۶۲؛ دار الحدیث _قم [٩۱۰] کمال الدین و تمام النعمة، ج‏۱، ص ۳۲۶ - ۳۲٧؛ اسلامیه _تهران،ط۲ [٩۱۱] کمال الدین-ترجمه پهلوان، ج‏۱، ص ۵٩۶ - ۵٩٧ [٩۱۲] الغيبة (للطوسی)، کتاب الغيبة للحجة، النص، ص: ۳۲٩، دار المعارف _قم؛ الغيبة للنعمانی، هامش: ص: ۱٧٧، نشر صدوق_تهران،ط۱ [٩۱۳] الغيبة (للنعمانی)،ترجمه سید احمد فهرى زنجانى‏، متن، ص: ۲۰۶؛ دار الکتب اسلامیه _تهران،ط۴ [٩۱۴] الفصول المختارة، ص: ۱۱۰، شیخ مفید؛ کنگرۀ شیخ مفید _قم،ط۱ [٩۱۵] دفاع از تشیع (ترجمۀ بحث‌های کلامی شیخ مفید)، ص: ۲۳۲، آقا جمال الدین خوانساری، نشر مؤمنین _قم،ط۱ [٩۱۶] کمال الدین و تمام النعمة، ج‏۲، ص: ۳۶۱ شیخ صدوق؛ اسلامیه _تهران، ط۲ [٩۱٧] کمال الدین-ترجمه پهلوان، ج‏۲، ص: ۴۴ [٩۱۸] روضة الواعظین و بصیرة المتعظین (ط - القدیمة)، ج‏۲، ص: ۲۵٩، فتال نیشابوری؛ انتشارات رضی _قم [٩۱٩] روضة الواعظین، ترجمه مهدوى دامغانى، ص: ۴۲۲؛ نشر نی _ تهران [٩۲۰] إعلام الورى بأعلام الهدى، النص، ص: ۴۶۱؛ اسلامیه _تهران،ط۳ [٩۲۱] و در مورد ابوبکر «حزن» ثابت نیست و اگر ثابت شود حزن بر جان نبی اکرم ج بوده است. [٩۲۲] عنوان بابی در اصول کافی ج۱ ص۲۵۸ چنین است: «بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ يَعْلَمُونَ مَتَى يَمُوتُونَ وأَنَّهُمْ لَا يَمُوتُونَ إِلَّا بِاخْتِيَارٍ مِنْهُمْ»