صفحه نخست تاریخ اسلام دو یار غار نجاح: ماجرای تنیدن تار عنکبوت و تخم گذاشتن کبوتر د...

نجاح: ماجرای تنیدن تار عنکبوت و تخم گذاشتن کبوتر در دهانۀ غار دروغ است!

نجاح در فصل چهارم می‌گوید: «و در یکى از روایات ساختگى چنین آمده است:

قوم در پى او به راه افتادند، پس خداوند آنان را بازداشت به این صورت که عنکبوتى را مبعوث نمود، و بر غار تارى تنید، و آنان را از جستجو مأیوس کرد، پس باز گشتند در حالى که در مقابل چشمانشان بود.

تار عنکبوت مانع ار رؤیت نزدیک نمى‌شود، زیرا مساحت غار بسیار کوچک بود و همین بیان کننده دروغ بودن قصّه عنکبوت است.

در همان روزى که جالوت به دنبال داود÷ مى‌گشت، عنکبوت تارى بر غار وى بافته بود، و داستان سرایان همین روایت را براى غار کوه ثور نیز جعل کردند.

بر خلاف غار کوچک پیامبر ج ظاهرا غار حضرت داود غار عمیقى بود، و بر دهانه‌اش تار عنکبوت قرار داشت، و به سبب همین تار عنکبوت، جالوت از داخل شدن در غار خودارى کرد.»

پاسخ: او این ادعای خود را به جلد ۱۳ ص ۳۴۶ از تفسیر قرطبی ارجاع داده است و ما باز با مراجعه به منبع مذکور می‌بینیم که او شجاعانه دروغ گفته و قول را نصفه دیده است!

قرطبی: «وقال عطاء الخرساني: نسجت العنكبوت مرتين مرة على داود حين كان جالوت يطلبه ومرة على النبي ج»

اگر قول عطاء مقبول است که باید در مورد نبی اکرم و ماجرای غار هم بپذیری و اگر مقبول نیست پس قول او در مورد عنکبوت و حضرت داوود هم دروغ است! و لازم است بدانیم، اگر قبول کنیم که عطاء واقعاً این سخن را گفته و فرزندش که شخصی متروک است این سخن را به دروغ به او نبسته باشد باز هم باید دانست که خود «عطاء» شخصیت مقبولی نزد اهل سنت نیست بلکه مدلس است و آراء عجیب و غریبی دارد که خودش در آراء خودش تنهاست، و یکی از عجایب هم همین است که می‌گوید: حضرت داوود به غار رفت و عنکبوت آمد و تار تنید [۳۲۶]!!! عجیب است که نجاح به جای اینکه بر «عطاء» ایراد بگیرد که این ادعایی که کردی، سندش کجاست؟ مگر تو در آن غار بودی؟ از کجا خبر داری؟ به جای طرح این سؤال‌ها سخن «عطاء» را وحی فرض کرده و ماجرای غار را با چنین قول پوچی مخدوش می‌داند!!

برای بررسی این خبر اسرائیلی رجوع کنید به کتاب دکتر ابو شهبه با عنوان: «الإسرائيليات والموضوعات فى كتب التفسير صفحة ۲۳۰» باب: «الإسرائيليات في قصة قتل داود جالوت»

و اما اینکه می‌گوید: «تار عنکبوت مانع ار رؤیت نزدیک نمى‌شود» جوابش این است که کسی نگفته تار عنکبوت مانع دید قریشیان شد، بلکه همه گفته‌اند که آن‌ها چون تار عنکبوت و کبوتر را دیدند اصلاً به خود زحمت ندادند که کمر خود را خم کنند [۳۲٧] و به داخل غار نظر کنند.

و این کاشف نمی‌داند که تار عنکبوت نشانۀ متروک بودن جایی است، چنانکه مغازه ای که مشتری ندارد به کنایه به صاحب مغازه می‌گویند: «مغازه‌ات را عنکبوت تار تنیده».. یعنی مشتری نداری، یا کسی که جیبش خالی است می‌گوید: «در جیبم عنکبوت لانه کرده» به این معنی که مدتی است نه پولی در جیبم رفته و نه پولی خارج شده! و وقتی بر در غار تار عنکبوت مشاهده شود، شخص بیننده این نتیجه را می‌گیرد که شخصی داخل غار نشده وگرنه این تارها پاره می‌شد همانطور که مشرکان وقتی چنین دیدند، گفتند: «لَوْ دَخَلَ‌ها هُنَا لَمْ يَكُنْ نَسْجُ الْعَنْكَبُوتِ عَلَى بَابِهِ» [۳۲۸] «اگر آن‌ها داخل شده بودند تار عنکبوت بر درش نبود».

حال سخنی را بخوانید از نجاح طائی که بی‌شک باعث خجسته احوالی شما خواهد شد.

[۳۲۶] در جائی هم از حضرت موسی÷ روایت می‌کند!!!!!! (تهذیب الکمال المزیج۲۰ ص۱۱۲) (حدثنا ضمرة عن عثمان بن عطاء عن أبيه، قال: قال موسى÷: «يا رب مئة موتة أهون على من ذل ساعة».) [۳۲٧] توضیح: غار ثور دارای دهانۀ کوچکی است که فقط می‌توان نشسته یا سینه خیز وارد آن شد و به طبع فقط می‌توان زمانی داخل آن را دید که کمر خم کرده یا بنشینیم! [۳۲۸] بحار الانوار مجلسی ج۱٩ ص۳۱؛ مجمع البیان طبرسی ج۴ ص۸۲۶