صفحه نخست تاریخ اسلام دو یار غار حضور اسماء در اثنای سفر هجرت

حضور اسماء در اثنای سفر هجرت

متوجه شدیم که حضور اسماء در حبشه دروغ بی‌اساسی است که تنها در قوطی «نجاح» پیدا می‌شود، اما برای اینکه از کتب شیعه ثابت کنیم اسماء بنت صدیق در ماجرای هجرت نقش داشته چند قول نقل می‌کنیم.

۱- نجاح طائی در «باب ۳ فصل دوم با عنوان «عبدالله بن بکر کیست؟» به روایتی از ج۱ ص۱۴۸ کتاب اعلام الوری طبرسی استناد می‌کند که قبل از این نیز به آن اشاره کردیم، در ادامۀ همین روایت اینچنین می‌آید: «قال له رسول الله ج: (ائت عليا وبشره بأن الله قد أذن لي في الهجرة فيهيئ لي زادا وراحلة). وقال أبو بكر: ائت أسماء ابنتي وتل لها: أن تهيئ لي زادا وراحلتين»

یعنی: «پیامبر اکرم ج به «راهنما» گفت: «على را پیدا کن و به او بشارت بده که خداوند به من اجازه هجرت داده است و بگو که مرکب و زاد و توشه راه را فراهم کند.» و ابوبکر به راهنما گفت: «دخترم أسماء را پیدا کن و به او بگو: که دو مرکب و زاد و توشه را براى من فراهم کند..»

دینداری نجاح را دیدید؟ او عیناً به همین روایت استناد می‌کند برای اینکه ثابت کند «یار غار» ابن اریقط بوده نه «سیدنا ابوبکر» و در عین حال نام ابوبکر و اسماء را در این بین نمی‌بیند!

۲- سید محسن امین صاحب «اعیان الشیعه» می‌نویسد: «اتتهما أسماء بنت أبي بكر بسفرتهما في جراب ونسيت ان تجعل لها عصاما فحلت نطاقها وجعلته عصاما وعلقتها به فسميت ذات النطاق وقيل قطعت منه قطعة أوكت بها الجراب واخرى جعلتها عصاما وقيل شقت نطاقها باثنين فعلقت السفرة بواحد وانتطقت بالآخر فسميت ذات النطاقين...» [۲٩۶]

یعنی: «اسماء دختر ابوبکر نیز خدمت پیغمبر و پدرش آمد و سفره غذایى براى آن‌ها آورده اما فراموش کرده بود بندى بر آن ببندد لذا چادر کمرى خود را (که اعراب بدان نطاق گویند) باز کرد و به هم پیچید و آن را به شکل بند درآورد و سفره را به وسیله آن به ترک شتر بست.

از همین رو او را «ذات النطاق» نامیدند. برخى نیز گویند: اسماء چادر خود را به دونیم کرد، نیمى را به صورت طناب درآورد و سفره را بدان بر شتر بست و نیم دیگر را باز به کمر خویش پیچید و از همین رو او را «ذات النطاقین» خواندند.» [۲٩٧]

۳- مفسر شیعی، «زین العابدین رهنما» در تفسیر خویش می‌نویسد:

«چون کافران دیدند که رسول بیرون نیامد پنداشتند که در سرایست، از بیم ما بیرون نمى‏آید، خویشتن در سراى افکندند على را دیدند بر جاى رسول خفته، همى شمشیرها بر کشیدند بسر او رفتند. گفتند: محمد کجاست؟ على گفت: من چه دانم که من نه نگاهبان اویم. گفتند: بى‏علم تو نیست، هم تو دانى که وى کجاست. گفت: از جور شما برفت، خداى داند که کجاست. آن‌ها نومید بازگشتند.

گفتند: جز بخانه ابوبکر نباشد که صاحب سرّ و پناهگاه وى بود. آمدند بدر سراى ابوبکر آواز دادند. (اسماء) بدر آمد. بو جهل گفت: پدرت کو؟ گفت: ندانم. از خشم که ابو جهل را آمد هر چند که قوت داشت تپانچه [۲٩۸] بر روى (اسماء) زد. چنانکه گوشوار در گوش وى بشکست. دیگران وى را ملامت کردند. گفتند: وى را چه جرمست؟...» [۲٩٩]

زین العابدین رهنما: «چون سه روز برآمد. (عبد الله بن اریقط) مولاى ابى بکر آمد بنزدیک او تا وى را دلیل گرفت و (عامر فهیر) را بگفت تا دو اشتر بهتر بیاورد از آن دو یکى بهتر بود. رسول را داد. و (اسماء بنت ابى بکر) سفره طعام بیاورد تا دربار نهند.

ابوبکر گفت: چون آن را بر اشتر بستم. بند بگسست. رشته نداشتم. (اسماء) گفت: من نطاق خویش فرو درم رشته کن- رسول گفت: انگه تو را نطاق نماند. اسماء گفت: مرا دو نطاق است. رسول ج (اسماء) را گفت: ذات النطاقین. زانجاست که اسماء دخت ابوبکر را (ذات النّطاقین) خوانند. آنگاه برفتند.» [۳۰۰]

۴- مؤرخ شیعی، «استر آبادی» می‌نویسد: «اما مشرکان با شمشیرهاى بران اثر پاى آن سرور گرفته به خانه ابى بکر آمدند و از اسماء خبر پیغمبر و ابى بکر پرسیدند. گفت: من از ایشان خبر ندارم، بعد از قیل و قال بازگشتند...» [۳۰۱]

۵- آیت الله ابطحی می‌نویسد: «و از طرف دیگر مشرکین در پی تحقیق از وجود «پیغمبر اکرم» ج در میان مکه به راه افتادند. اوّل به در خانۀ «ابوبکر» رفتند «ابوجهل» از «اسماء» دختر ابوبکر سؤال کرد: پدرت کجا است؟ «اسماء» گفت: نمی‌دانم او در خانه نیست. «ابوجهل» سیلی محکمی به او زد که گوشواره از گوشش کنده شد.» [۳۰۲]

۶- محمد تقی لسان الملک سپهر می‌نویسد: «بالجمله آنگاه سفره حاضر کرده و گوسپندى پخته در سفره نهادند؛ و اسماء خواهر عایشه کمربند خویش را به دو نیم کرده، نیمى بر سفره بست و نیمى بند متاره ساخت. از این روز به اسماء ذات النّطاقین ملقّب گشت.» [۳۰۳]

«اما از آن سوى قریش چون پیغمبر را در سراى نیافتند، از بهر فحص به هر سو شتافتند. نخستین به در خانه ابوبکر آمدند، اسماء ذات النّطاقین از خانه برآمد که‏ مقصود ایشان را بداند. ابو جهل گفت: پدرت کجاست؟ گفت: نمى‏دانم. طپانچه‏اى سخت بر روى او زد که گوشوارش بیفتاد و از آنجا بگذشت.» [۳۰۴]

٧- شیخ عبدالله حسن: «أسماء بنت أبي بكر، ولدت قبل الهجرة بسبع وعشرين سنة وأسلمت على ما في أسد الغابة بعد نيف وعشرين إنسانا، وهاجرت إلى المدينة وهي حامل بعبد الله بن الزبير فوضعته بقباء، ولقبها النبي ( ج) بأم النطاقين، لأنها صنعت سفرة للنبي ( ج) ولأبيها لما هاجرا فلم تجد ما تشدها به فشقت نطاقها وشدت السفرة به فسماها النبي ذات النطاقين، وقيل آن‌ها عاشت مائة سنة وماتت سنة ثلاث أو أربع وسبعين. تنقيح المقال للعلامة المامقاني: ج ۳ (فصل النساء) ص ۶٩.» [۳۰۵]

۸- حبیب الله خوئی: «أقول في بيانه: كانت امّ عبداللَّه بن الزبير ذات‏ النطاقين‏ أسماء بنت أبي بكر وأراد ابن الزبير أنّ تعييره إيّاه بلقب امّه ليس عارا يستحيى منه إنّما هو من مفاخره لأنّه لقب لقبها به رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله‏» [۳۰۶]

٩- سید هاشم معروف الحسنی می‌نویسد: «فلما حان موعد خروجهما من الغار اتاهما الدليل ببعيرهما، واتتهما أسماء بنت ابي بكر بطعامهما في جراب ونسيت ان تجعل له عصاماً، فلما أرادا ان يرتحلاً ذهبت لتعلق السفرة فاذا ليس فيها عصام فحلت نطاقها فجعلت منه عصاماً للسفرة وذهبت بالباقي فسميت ذات النطاقين» [۳۰٧]

۱۰- دکتر آیتی: «کسى که ردّ پاى رسول خدا را تا در غار برد (أبو) «کرز بن علقمة بن هلال خزاعى» بود. در سه روزى که رسول خدا و ابوبکر در غار «ثور» بودند، «عبد اللّه بن أبى بکر» و «عامر بن فهیره» و «أسماء ذات النطاقین» براى رساندن خوردنى و نوشیدنى و أخبار أهل مکه نزدشان رفت و آمد داشتند.» [۳۰۸]

ده مورد از کتب شیعه نقل کردیم که از «اسماء بنت ابی بکر صدیق» در اثنای سفر هجرت یاد کرده‌اند، و بیش از نیز می‌توانیم نقل کنیم [۳۰٩]؛ اما!!!

اما باز هم کسی هست که انکار کند؟؟

[۲٩۶] اعیان الشیعه ج۱ ص۲۳٧ و پاورقی ج۴ ص۳۴٩، محسن امین _ بیروت [۲٩٧] سیره معصومان (ترجمۀ اعیان الشیعه)، ج‏۱، ص:۸۲ مترجم: على حجتى کرمانى‏؛سروش_تهران [۲٩۸] تپانچه = سیلی [۲٩٩] ترجمه و تفسیر رهنما، ج‏۲ ص ٧۰-٧۱ ، زین العابدین رهنما ‏؛ انتشارات کیهان‏ _ تهران‏ [۳۰۰] ترجمه و تفسیر رهنما، ج‏۲، ص: ٧۲ ، زین العابدین رهنما [۳۰۱] آثار احمدى تاریخ زندگانى پیامبر اسلام و ائمه اطهار÷،ص:۱۲۲-۱۲۳؛ میراث مکتوب _تهران [۳۰۲] رسول اکرم ص۶٩_آیت الله سید حسن ابطحی خراسانی [۳۰۳] ناسخ التواریخ زندگانى پیامبر،ج‏۲ص۶۱۱، محمد تقى لسان الملک سپهر _ تهران [۳۰۴] ناسخ التواریخ زندگانى پیامبر،ج‏۲ص۶۱۳، لسان الملک سپهر [۳۰۵] مناظرات فی العقائد والأحکام پاورقی ج۲ ص۲۳۰، الشیخ عبد الله الحسن_انتشارات دلیل [۳۰۶] منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، ج‏۱٩، ص: ٩٩، حبیب الله خوئی _تهران [۳۰٧] سیرة المصطفى نظرة جدیدة ص۲۵۴، هاشم معروف الحسنی؛ دار التعارف‏ _ بیروت‏ [۳۰۸] تاریخ پیامبر اسلام،ص:۲۱۸، دکتر محمد ابراهیم آیتى‏؛ناشر: دانشگاه تهران‏ _ تهران،‏ ط۶ [۳۰٩] نگا: بحار الانوار ج۱٩ ص٧۰؛ تفسیر المیزان ج٩ ص۲٩۳ طباطبائی؛ الصحیح من سیرة النبی الأعظم (ص) ج۴ ص ۵٧-۵۸، السید جعفر مرتضى؛ مجمع البحرین ج۴ ص۳۳۰،شیخ الطریحی؛ اصل الشيعة واصولها ص۲۶۵، محمد حسین کاشف الغطاء؛ حیاة النبی و سیرته،ج‏۱ ص۲۳٩، شیخ محمد قوام وشنوه‏اى‏_قم؛ سیرت رسول الله‏ ج۱ ص۴۶٧، قاضى ابرقوه‏_تهران؛ تفسیر روشن، ج‏۱۰ ص ۱۳۱،حسن مصطفوی _تهران؛جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید (فارسی) ج ۸ ص ۲۳۸، محمود مهدوی دامغانی _تهران؛ شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید (عربی) ج۱۸ ص۱۲۲؛ منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة ج۱٩ ص٩٩، حبیب الله خوئی