۱- سبب ذکر این حدیث:

یا آور باید شد که حدیث «غدیر خم»: (هر کسی که من مولای او هستم علی مولای اوست) هیچ ارتباطی با مسألۀ «خلافت و امامت» یا «ولی و وصی» ندارد زیرا پیامبر اکرمص این سخن را در دفاع از علیس و پاکی ساحت او از گلمندی همراهان او در سفر یمن فرموده است. چنانکه روایت است در سال دهم هجری رسول اللهص برای انجام مناسک حج عازم بیت الله الحرام بود، و پیش از آن علیس را با خالد بن ولید و در روایتی با خالد بن سعید بن العاص [۴۴] بمنظور جمع زکات به یمن فرستاد.

چون علیس نامۀ رسول اکرمص را در یمن دریافت نمود ناچار اموال زکات را به کسانی که همراه او بودند مانند بریده‌ اسلمی و خالد بن ولید و غیره واگذار نمود که تحت مراقبت آنان حمل شود و خود با سرعت بیشتر روانه‌ی مکه شد. و پس از انجام حج، به صوب مأموریت خود که حمل اموال بیت المال بود برگشت چون به قافلۀ بیت المال رسید مشاهده نمود که برخی از اموالی که از آن جمله شتران صدقه و حله‌های یمنی بود، مورد تصرف و استفادۀ بعضی از اصحاب قرار گرفته از مشاهدۀ آن وضع غضب بر وی مستولی شد و بریده و خالد را مورد عتاب قرار داد. این رفتار علی بر آنان ‌گران آمد و از او دلگیر و ناراحت شدند [۴۵] و از خشونت و شدت و سختگیری علی نزد پیامبرص شکایت نمودند، رسول اللهص پس از استماع شکایت آنان، ایشان را از ناراحتی و نارضایتی از علی منع فرمود و پاره‌ای از فضائل علیس را بیان کرد.

ابن اسحاق از ابوسعید خدری روایت می‌کند که فرمود: مردم از علی شکایت کردند، آنگاه پیامبرص در میان ما ایستاد و سخنرانی کرد، و من از او شنیدم که می‌فرمود: (ای مردم! از علی شکایت نکنید، سوگند به الله که او در راه خدا سخت‌تر از آن است که از او شکایت شود).

و امام احمد از طریق محمد بن اسحاق روایت می‌کند که فرمود: (او برای خدا و یا در راه خدا سخت‌تر از این است) [۴۶].

امام احمد از فضل بن دکین، و او از ابن ابی غنیه، و او از حکم، و او از سعید بن جبیر، و او از ابن عباس، و او از بریده روایت می‌کند که فرمود: (به همراه علی در جنگ یمن شرکت کردم، دیدم که با من سختی می‌نماید، وقتی نزد پیامبرص آمدم علی را یاد کردم، و او را عیب‌ جویی نمودم، آنگاه دیدم که چهرۀ پیامبرص تغییر می‌کرد. و فرمود: ای بریده! آیا من برای مؤمنان از خودشان به آن‌ها سزاوارتر نیستم، گفتم: بله، ای پیامبر خدا! فرمود: هر کسی که من مولای او هستم علی مولای اوست).

و به همین صورت، نسائی این حدیث را از ابوداود حرانی، و از او ابونعیم فضل بن دکین، و او از عبدالملک بن ابی غنیه روایت کرده است، و این سند خوب و قوی است، و راویان آن همه ثقه هستند [۴٧].

بریده بن الحصیبس می‌‌فرماید: خالد بن الولید کسی را پیش پیامبرص فرستاد تا کسی را بفرستد که خمس را بگیرد [۴۸]، آنگاه علی آمد و خمس را گرفت و سپس کنیزی از خمس را انتخاب کرد و با آن همبستر شد، بریده می‌‌فرماید: از علی متنفر بودم و او را دیدم که غسل کرده بود [۴٩]، به خالد گفتم: آیا این را نمی‌بینی؟! وقتی پیش پیامبرص آمدیم قضیه را با ایشان در میان گذاشتم، پیامبرص به من فرمود: ای بریده آیا از علی متنفر هستی؟ گفتم: بله، فرمود: از او متنفر مباش او در خمس بیش از این حق دارد [۵۰]، در روایتی [۵۱] دیگر آمده است. که پیامبرص به بریده فرمود: «هر کس من مولا و دوست او هستم علی هم مولا و دوست اوست».

و ابن کثیر در کتاب بدایه فصلی مستقلی را در مورد خطبۀ آنحضرتص در غدیر خم گذاشته و می‌افزاید: «وقتی حرف‌های زیادی دربارۀ علی از طرف همراهان وی که از سوار شدن بر شتران و پوشیدن لباس‌های صدقه منع و مورد عتاب قرار گرفته بودند گفته شد پیامبرص هنگام بازگشت از حج بسوی مدینه در جایی به نام غدیر خم توقف نموده و سخنرانی نمود که طی آن ساحت علی را پاک دانسته و جایگاه او را بالا برد و فضیلت او را به همه گوشزد کرد تا آنچه را که در دل بسیاری از مردم جای گرفته بود دور کند [۵۲] و حق با علی بود». سپس می‌نگارد: آنحضرتص پس از انجام مناسک و هنگام بازگشت به سمت مدینه، در جایی بین مکه و مدینه، نزدیک جحفه، زیر سایۀ درختان توقف کردند. این منطقه، معروف به «وادی خم» و «غدیر خم» بود. اعلان شد که نماز ظهر خوانده می‌شود. ظهر را اول وقت خواندند. پس از آن، رسول اکرمص خطبه ایراد کردند. همین خطبه، به نام «حدیث یا خطبۀ غدیر» مشهور گشت که موافق با روز یکشنبه هجدهم ذی الحجه بود. و از فضایل، امانتکاری، عدالت و نزدیکی و منزلت علی نسبت به پیامبر سخن راند تا آنچه را که در دل بسیاری از مردم جای گرفته بود دور کند.

ما هم روایات و احادیث عمده در این رابطه را با ذکر مرتبه حدیث - صحت و ضعف - و آنچه را بخاری در تاریخ خود ذکر نموده در اینجا آوردیم.

[۴۴] نگا: الاستیعاب في معرفة الأصحاب از ابن عبدالبرقرطبی: ص ۵۰۲ چاپ دار الاعلام عمان ۱۴۲۳هـ. [۴۵. - نگا:بدایه ونهایه از ابن کثیر۵/۱۰۴ و العقاد فی عبقریه علی ص:۱۲٩-۱۳۰ در مورد قصه کنیزی که علی برای خود برداشت. و در روایتی پیامبر اکرمص به یکی از ایشان فرمود: آیا کدورتی در دلت نسبت به علی وجود دارد؟ گفت: بله. فرمودند: با او کینه نداشته باش، قسم به آن ذاتی که جان محمد به دست اوست سهم علی از اموال خمس بیش از یک کنیز است که برای خود برداشته. همچنان در کتاب العقاد مراجعه کنید و شکایت سعد بن مالک و همراهان او را درمورد برخورد علی با ایشان در یمن بخوانید. پیامبرص به سعد فرمود: ای سعد! شکایات برادرت علی را بگذار. قسم به الله! که او مانند لشکری در راه الله است. [۴۶] نگا:بدایه و نهایه از ابن کثیر :٧/۳۵۰. [۴٧] البداية والنهاية ۳/۲۰۴. [۴۸] پیامبرص خالد را برای جنگ یمن فرستاده بود و او بعد از پیروزی کسی را پیش پیامبرص فرستاد تا غنیمت را تقسیم کند. [۴٩] علی وقتی کنیز را گرفت با آن همبستر شد و بعد بیرون آمد و غسل کرد. [۵۰] بخاری کتاب المغازی، باب بعث علی وخالد إلى الیمن حدیث۴۳۵۰. [۵۱] ترمذی کتاب المناقب، باب مناقب علی حدیث٧۳۱۲. [۵۲] البدایة والنهایة ۵/٩۵.