صفحه نخست عقاید (کلام) نقد و بررسی تفسیر آیه ولایت از دیدگاه شیعه دوازده امامی ۲- از روایات مذهب دوازده امامی درباره حجة الوداع: ...

۲- از روایات مذهب دوازده امامی درباره حجة الوداع:

روایاتی نزد شیعه دوازده امامی وجود دارد که با روایت اهل سنت مبنی بر اینکه این آیت در روز عرفه نازل شده مطابقت دارد. با آن هم ایشان در زمینه ایجاد توافق بین تکمیل شدن دین با ولایت علیس و حوادث مغایر به آن که در کتب شیعه و اهل سنت ذکر شده تلاش‌های جدی نموده‌اند که از جانب اهل سنت پاسخ‌های مناسب در این مورد ارایه شده است، زیرا مذهب امامی سعی می‌ورزد به هر نحوی شود ثابت نماید که آیت ﴿ٱلۡيَوۡمَ أَكۡمَلۡتُ لَكُمۡ دِينَكُمۡ پس از آیت ﴿۞يَٰٓأَيُّهَا ٱلرَّسُولُ بَلِّغۡ مَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَۖ هنگام برگشتن آنحضرتص از حجة الوداع نازل شده است چنانکه در روایت کلینی قبلاً گذشت. لکن این ادعا نه تنها با نزول آیت ﴿ٱلۡيَوۡمَ أَكۡمَلۡتُ لَكُمۡ دِينَكُمۡ در روز عرفه در تضاد شدید قرار دارد بلکه در برابر واقعیت‌ها و وقایع ثابت شده قرار دارد زیرا پیامبر اکرمص در چندین موضع پروردگار متعال را بر امت خود گواه گرفته و آن را تکرار نمود اینکه ایشان رسالت الهی را ابلاغ نموده است (آیا ابلاغ نمودم... الها گواه باش...)، پس چگونه می‌توان پذیرفت که الله متعال پس از صحنه و اجتماع بزرگ روز عرفه به پیامبر خود را دستور می‌دهد که ولایت علیس را به مردم ابلاغ نماید چنانکه روایت مذهب امامی مصرانه بر آن تأکید می‌ورزد؟!

این بخشی از مقدمات حج بود و خاطرنشان باید ساخت که آن حضرتص پیش از آنکه در موقف بایستد به امور بعدی اشاره می‌نمود.

طبرسی با سند خود از جعفر پسر محمد پسر علی÷ نقل نموده و فیض کاشانی نیز آن را ذکر نموده که: منادی پیامبر اکرمص به مردم اعلان نمود که پیامبرص اراده حج دارد تا بشما اموری از حج را بیاموزد چنانکه دیگر مسائل دین‌تان را به شما آموخت و شما را از اموری آگاه سازد چنانکه از سایر امور شما را آگاه نمود. پیامبرص بمنظور ادای حج بیرون شد و مردم نیز با ایشان بیرون شدند در حالیکه با دقت تمام اعمال آنحضرتص را پیگیری می‌نمودند تا هر آنچه ایشان انجام می‌دهد آن‌ها نیز همانند ایشان عمل نمایند.

پیامبرص با مردم راهی حج شدند و تعداد مردمانی که از مدینه و باشندگان اطراف آن و بادیه نشینان با ایشان حضور داشتند بیشتر از هفتاد هزار نفر می‌رسید به نحو تعداد اصحاب موسی÷ که هفتاد هزار نفر بودند و از ایشان برای هارون بیعت گرفت لیکن بیعت را شکستند و به دنبال گوساله و سامری رفتند. رسول اللهص از مردمی که تعدادشان به اندازه اصحاب موسی می‌رسید برای خلافت علی بن ابی طالب بیعت گرفت؛ لیکن آن‌ها بیعت را نقض کرده مانند اصحاب موسی از گوساله پیروی کردند، و تلبیه گفتن ما بین مکه و مدینه پیوسته ادامه داشت...» [۴۲].

پیش از آنکه از این موضوع خارج شویم باید گفت که این روایت متضمن خطبۀ است که آنحضرتص در غدیر خم بر بالای سنگ‌های که بشکل منبر نصب گردیده بود ایراد نمود، و این خطبه به ۱۱ صفحه می‌رسید. [۴۳] یعنی بیشتر از ۲۸۰۰ کلمه است!! و هرگاه خواننده دقت نماید درخواهد یافت که این سخنان با فرموده‌های پیامبر اکرمص که از فصاحت و بلاغت و درخشش لفظ و کوتاهی سخن و درستی مفاهیم و جوامع الکلم برخوردار است هیچ شباهتی ندارد بلکه از روش و اسلوب آن ظاهر می‌گردد که در دوران‌های بعدی پس از عصر نبوت ساخت و ساز شده است، زیرا محتوا، سلیقه و روش طرز عبارات آن از سخنان ساخته شده و جعلی خارج نیست، بلکه ما به این باوریم که این خطبه در عصر کلینی یا پس از عصر تدوین مذهب دوازده امامی جعل و ساخته شده است. والله اعلم.

[۴۲. - الاحتجاج از طبرسی: ۱/۳۶، و تفسیر صافی: ۲/۵۱،۵۲،۵۳. گوییم: آیا خواننده متوجه هست که شیعه امامیه چگونه خلیفه رسول الله ابوبکر صدیق را «گوساله» یا «گوساله این امت!!؟» خوانده است. به حدیث شماره (۲۲) در کتاب ما بنام «السنة النبویة وعلومها بین اهل السنة والشیعة الامامیة» مراجعه نمایید. [۴۳. - الاحتجاج ۱/۶۴-٧۶، و تفسیر صافی ۲/۵۶/٧۱. نمیدانم طبرسی بر کدام روایتی از روایات اسرائیلی در مورد هفتاد هزار نفر از اصحاب موسی و ادعای گرفتن بیعت به هارون تکیه نموده است؟ و آیا میان این همه حکایات و پیروی بنی اسرائیل از سامری و پرستش گوساله ارتباطی وجود دارد؟ و یا اینکه این ربط دادن از عمل طبرسی و امثال اوست؟! ناگفته نباید گذاشت که سخن از پیروی سامری از گوساله قبل از اینکه موسی به هارون بیعت بگیرد و یا پس از آنکه مردم بیعت را بشکنند در قرآن ذکر نشده است!! بلکه قرآن کریم ادعا طبرسی را رد می‌کند. لطفاً به آیت ٩۲-٩۳ سوره البقره و آیات (۱۴۸-۱۵۲) سوره الاعراف و آیات (۸۳-٩۸) سوره طه مراجعه نمایید. چنانکه خواننده می‌تواند آنچه در تورات وارد است موضوع را بررسی و مقایسه نماید تا ثابت گردد که آنچه طبرسی و امثال او ادعا دارند نه در قرآن و نه در تورات اصل و اساسی دارد!! نگا: سفر خروج (سفر دوم از اسفار عهد قدیم) و اصحاج (۳۲).