تعریف حکمت:

حکمت از واژه «حَکَمَه» مشتق شده و «حَکَمه» [۱] وسیله‌ای است برای تحت کنترل درآوردن حیوان سواری و جلوگیری از سرکشی آن. گفته شده حکمت از آن مشتق شده زیرا حکمت، دارنده حکمت را از ارتکاب اخلاق پست باز می‌دارد [۲].

و حکمت در حقیقت به معنی گذاشتن هر چیزی در جای خودش است، و این تعریف عام بوده اقوال، افعال و سایر تصرفات را شامل می‌شود و چون مراد ما از حکمت در اینجا حکمتی است که دعوتگر باید به آن متصف باشد لذا غالبا یا حکمت در گفتار است آن هم در وادی علم و موعظه و یا حکمت در برخورد با دیگران است به منظور تشویق آنها به نیکی و بازداشتن از بدی.

تعریف ابن زید نیز مؤید همین مفهوم حکمت است که: هر گفتاری که تو را به‌سوی نیکی بخواند یا راهنمایی کند و یا تو را از بدی باز دارد، حکمت است.

و دقیق‌تر از این، قول ابوجعفر محمد بن یعقوب است: هر سخن درست و صوابی که فعل صحیحی را باعث شود حکمت است.

و جرجانی در «التعریفات» گفته: هر کلامی که موافق حق [و حقیقت] باشد حکمت است.

و در قرآن آمده که: ﴿يُؤۡتِي ٱلۡحِكۡمَةَ مَن يَشَآءُۚ وَمَن يُؤۡتَ ٱلۡحِكۡمَةَ فَقَدۡ أُوتِيَ خَيۡرٗا كَثِيرٗاۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّآ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ٢٦٩ [البقرة: ۲۶٩]. «خداوند دانش را به هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می‌دهد و هر کس که به او دانش داده شده است خیر فراوانی داده شده است».

خداوند در این آیه «خیر» و «حکمت» را به هم ربط داده و وجه این ارتباط این است که حکمت معانی گفتار لغزش ناپذیر و کردار و استوار را شامل می‌شود.

به عبارت دیگر: حکمت علم متقن و یقینی و عمل به مقتضای این علم می‌باشد. و اینکه فرموده هر کس را که بخواهد حکمت می‌بخشد یعنی او را مستعد و دارای قابلیت این می‌گرداند: به این شیوه که تفکری سالم و خلق و خوی و قوای معتدل به او عطا می‌کند که در نتیجه قابلیت فهم حقایق را یافته و چنانچه آن را یافت مطیع و منقاد می‌گردد، نه هوای نفس، نه تعصب و نه تکبر و غرور نمی‌توانند او را از این کار باز دارند. خداوند نیز با فراهم آوردن دعوتگران و حفاظت منطقه از دشمنان سرکش این امر را برای او ساده می‌گرداند و ساده گردانیدن زمانی کامل می‌گردد که توجه آن شخص به‌سوی خدا معطوف گردد که اسباب و لوازم تسهیل امر را برای او فراهم کرده و حجاب‌های فهم و درک را از روی وی برداشته است.

و همچنانکه در آیه ذکر شده، در این هنگام است که خیر کثیر برای وی محقق می‌شود.

بنابراین، استواری در رأی و هدایت الهی به خیر کثیر منجر می‌شود و از فروع این خیر پرهیز و دور ماندن از اشتباه و گمراهی است به میزان فهم و به کارگیری حکمت، به این معنی که هرچه فهم درست‌تر و دقیق‌تری داشته باشیم و هر چه بیشتر آن را بکار بگیریم کمتر دچار اشتباه و گمراهی خواهیم شد. و چنانچه در مصائب و مشکلات مردم تتبع نمایی، خواهی دید که عمدۀ آن به خاطر جهالت، گمراهی و سست رأی بودن است و برعکس منافع و برکاتی که مردم به آن دست یافته‌اند نتیجه آگاهی و علم به حقایق می‌باشد و چنانچه مردم حقیقت را آنگونه که هست دریابند از افتادن در سختی و شقاوت پرهیز می‌کنند [۳].

از مجموع آنچه تاکنون گفتیم معلوم می‌شود که حکمت یک کلمه عام بوده که هم شامل گفتاری است که منجر به بیداری نفوس و سفارش به نیکی است و هم شامل خبر دادن از تجربه‌های خوشبختی و بدبختی و هم شامل کلیات فراگیر اصول آداب و رفتار و ... می‌باشد.

بنابراین حکمت معرفتی است پاک و بری از شائبه اشتباه و بقایای جهل و نادانی به هنگام تعلیم و تهذیب مردمان و اصلاح رویکردهایشان.

حکمت اسم جامعی است برای هر گفتار و یا هر علمی که به صورت مستمر و تغییرناپذیر اصلاح حال مردم و عقیده آنها را مراعات کند [۴].

[۱] حکمه در زبان فارسی به معنی دهنة افسار اسب می‌باشد. مترجم. [۲] المصباح المنیر، ۵۶. [۳] التنویر و التحریر، ۳/۶۴. [۴] التنویر و التحریر، ۳/۶۰ – ۶۳، ۴۱/۳۵.