فتواى شماره (۱۹۷۲۹) صادره در مورخه‌ى ۲۷/۶/۱۴۱۸ﻫ.ق

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله وحده والصلاة والسلام على من لا نبي بعده. وبعد:

لجنه دائمی افتا و بحث‌های علمی سؤالی دریافت کرد که مستفتی بنام م. ا. ع پاسخ آنرا از مفتی کل [عربستان] خواسته بود، فتوای یاد شده به شماره‌ی ۱۸۳۷ مورخه ۳۰/۳/۱۴۱۸ بود و اینک عین سؤال، که جواب آنرا از حضرتعالی خواهانم.

۱- حکم شریعت اسلامی در مورد کسیکه به مدینه‌ی منوره می‌آید تا در مسجد شریف نبوی به اقامه‌ی نماز بپردازد. بعد به مسجد قبا، و مسجد قبلتین، و مسجد جمعه، و مساجد المصلی (مسجد الغمامه، و مسجد الصدیق، و مسجد علی ب) و غیر اینها از مساجد اثری (مساجدی که بعنوان آثار صدر اسلام برجای مانده‌اند) می‌رود و در آنها دو رکعت نماز تحیه المسجد می‌خواند. آیا این کار برای او جایز است؟

۲- فرد زائر بعد از زیارت مسجد نبوی فرصت را غنیمت می‌شمارد تا به بقیه‌ی مساجد اثری برود به نیّت اینکه از تاریخ سلف صالح اطلاع حاصل کند و در آن تأمل بورزد و عملاً به تطبیق آنچه در کتب و نوشته‌جات دیده بپردازد و از اماکن تاریخی محل غزوات و مساکن قبایل و ... از [اماکن] انصار اطلاع حاصل کند. لطفاً بفرمایید حکم این اعمال چگونه است؟

لجنه افتاء بعد از تحقیق پیرامون این مطلب، چنین جواب داد.

جواب این دو سؤال، مقتضی بیان و تفصیل آتی است.

۱- مساجد موجود در مدینه‌ی منوره ـ خداوند آن را حفظ و محروس بدارد ـ بر چند نوع هستند.

نوع اول: مسجدهای که فضل بخصوصی برای آنها ذکر شده است این نوع، دو مسجد بیش نیستند.

۱- مسجد النبی: که به طریق اولی حکم این آیه که خداوند متعال می‌فرماید:

﴿لَّمَسۡجِدٌ أُسِّسَ عَلَى ٱلتَّقۡوَىٰ مِنۡ أَوَّلِ يَوۡمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِۚ فِيهِ رِجَالٞ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْۚ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُطَّهِّرِينَ [التوبة: ۱۰۸]. بر این مسجد انطباق دارد.

«بی‌گمان مسجدی که (از ابتدا) بر پرهیزگاری بنا نهاده شده شایسته‌تر است که تو در آن اقامت گزینی، در آن مردانی وجود دارند که دوست دارند خود را پاک و پاکیزه گردانند و خداوند خود پاکیزه نگهدارندگان را دوست دارد».

مسجد النبی دومین مسجدی است که اجازه تهیه‌ی اسباب سفر جهت زیارت آن داده شده است، چنانکه این مطلب در سنت به ثبوت رسیده، همچنان در سنت صحیح و صریح آمده که ثواب یک نماز در مسجد النبی معادل هزار نماز در سایر مساجد ـ بجز مسجدالحرام ـ است.

دوّمی مسجد قباء است در مدح آن در قرآن آمده: ﴿لَّمَسۡجِدٌ أُسِّسَ عَلَى ٱلتَّقۡوَىٰ «مسجدی که از اساس بر پرهیزگاری بنا نهاده شده است».

در حدیث اسید بن ظهیر انصاری س به نقل از رسول خدا ص آمده است «صلاةٌ في مسجد قباء كعمرة». الترمذي وابن ماجه و غيرهما. «ثواب یک نماز در مسجد قبا مثل ثواب یک عمره است».

از سهل بن حنیف س به نقل از رسول الله ص آمده است كه فرمود: «منْ تطهَّرَ فِي بَيتهِ ثُمَّ أتَى مَسجدَ قُباء فَصلَّى فَيهِ صلاةً كانَ لهُ أجرُ عُمْرَةٍ» أخرجه أحمد والنسائي وابن ماجه وغيره و لفظ اين حديث از ابن ماجه است. «هر کس در خانه‌ی خویش وضو بگیرد بعد به مسجد قبا بیاید و نمازی در آن بخواند همچون این است که یک عمره انجام داده باشد».

نوع دوّم: سایر مساجد مسلمانان واقع در مدینه، این مساجد همچون بقیه مساجداند و از فضل خاصی برخوردار نیستند.

نوع سوم: مسجدی بنا شده در جهتی یا مکانی که ثابت شده رسول الله ص در آن جهت و مکان نماز خوانده است. یا اینکه مسجد در عین مکان نماز رسول خدا ص واقع است، مانند مسجد بنی سالم یا مکانی که رسول الله ص در آنجا نماز عید می‌خواند، این نوع مساجد فضل خاصی ندارند و ترغیب و تشویقی جهت قصد آنها و ادای دو رکعت در آنها نیامده است.

نوع چهارم: مساجد بدعتی مستحدثه، و نسبت داده شده به عصر رسول الله ص و عصر خلفای راشدین، که امروزه به مزار تبدیل شده و قداست خاصی یافته‌اند، مانند مساجد هفتگانه، و مسجدى در کوه اُحُد و غیر اینها، این مساجد اصلی در شریعت مطهر اسلامی ندارند و قصد آنها به منظور عبادت و زیارت و ... درست نیست، بلکه بدعت است چرا که اصل شرعی بر این است که جز خدا را پرستش نکنیم، و عبادت خدا را جز به روشی که خود دستور فرموده و مقرر نموده انجام ندهیم، آنهم طبق آنچه بر زبان رسول الله ص آمده است برای این مطلب هم مراجعه به قرآن و سنت و کلام سلف صالح امت، لازم است آنهایى که این دین را از رسول الله ص دریافت کرده و به ما ابلاغ نموده‌ و ما را از بدعت برحذر داشته‌اند و امر پیغمبر مژده دهنده و بیم دهنده را به ‌جای آورده که می‌فرماید: «مَنْ عَمِلَ عَمَلاً لَيْسَ عَلَيْهِ أَمْرُنا فَهُوَ رَدٌّ» [۱].

در روایت دیگری آمده «مَنْ أَحْدَثَ فِي أَمْرِنا هذَا ما لَيْسَ مِنْهُ فَهُوَ رَدٌّ» [۲].

و فرموده «عَلَيْكُمُ بِسَنَّتِي، وَسُنَّةِ الْـخُلَفاءِ الرَّاشِدِينَ مِنْ بَعْدِي، عَضُّوا عَلَيْها بِالنَّواجِذِ، وَإِيّاكُمْ وَمُحَدَثاتِ الأُمُورِ، فَإِنَّ كُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَة، وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلالَة» [۳]. و فرموده: «اقْتَدَوْا بِالَّلذَيْنِ مِنْ بَعْدِي: أَبِي بَكْرٍ، وَعُمَرَ» [۴].

رسول الله در جواب خواسته کسانیکه از وی خواستند درختی برایشان قرار دهد تا بدان تبرک بجویند و اسلحه‌های خود را بر آن آویزان کنند فرمود: «اَللهُ أَكْبَرُ، إِنَّها السُّنَنُ، قُلْتُمْ وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ كَما قالَتْ بَنُو إِسْرائِيلَ لِمُوسى: ﴿ٱجۡعَل لَّنَآ إِلَٰهٗا كَمَا لَهُمۡ ءَالِهَةٞ [الأعراف: ۱۳۸]» [۵].

و فرمود: «افْتَرَقَتِ الْـيَهُودُ عَلى إِحْدَى وَسَبْعِينَ فِرْقَةً، وَافْتَرَقَت النَّصارَى عَلَى ثنْتَيْنِ وسَبْعِينَ فِرْقَةٍ وَسَتَفْتَرِقُ هذِهِ الأُمَّة عَلَى ثَلاثٍ وَسْبِعْينَ فِرْقَة كُلُّها فِي النّارِ إلاَّ واحِدة، قِيلَ: مَنْ هِي يا رَسُولَ اللهِ؟ قَالَ: «مَنْ كانَ عَلى مِثْلِ ما أَنا عَلَيْهِ الْـيَوْمَ وَأَصْحابِي» [۶].

ابن وضاح در کتاب «البدع والنهي عنها» ص ۹ به نقل از ابن مسعود س گوید: عمرو بن عتبه و تنی چند از یارانش مسجدی در پشت کوفه بنا نهادند. عبدالله دستور داد این مسجد ویران شود. بعد خبر یافت که آنها در قسمتی از مسجد کوفه جمع می‌شوند و تسبیحات مخصوصی انجام می‌دهند، تهلیل و تکبیر می‌گویند. برنس (عبا یا جامعه کلاه دار) را پوشید و به میان جمع آنان رفت وقتی فهمید چه می‌گویند برنس را از سر خود برداشت و گفت من ابوعبدالرحمن هستم آیا شما در علم از یاران پیغمبر ص پیشی گرفته‌اید، یا ظالمانه بدعتی آفریده‌اید؟ آری نامبرده و غیر او مردم را از بدعت آفرینی برحذر داشته و آن‌ها را به پیروی از روش سلف دعوت کرده‌اند.

مشهور است که عمر س درختی را که رسول خدا ص زیر آن از یارانش در «بیعت الرضوان» بیعت گرفته بود قطع کرد. و وقتى دید که برخی از اصحاب به زیر آن می‌روند. پرسید این مردم به كجا می‌روند؟ عرض شد، می‌روند در مکانی که رسول الله ص در راه رفتن به حج در آنجا نماز خوانده نماز می‌خوانند. خشمگین شد و گفت: اقوام قبل از شما تنها بدین علت گرفتار هلاکت شدند که بدنبال آثار پیغمبرانشان می‌گشتند.

معلوم است که هدف از بنای مساجد جمع نمودن مردم در آنها بقصد عبادت است و این نوع اجتماعی در شریعت مطلوب و پسندیده است، اما وجود مساجد سبعه در یک مکان این مقصد را تحقق نمی‌بخشد بلکه وسیله‌ی افتراق ـ که با مقاصد شریعت منافات دارد ـ است همچون مساجدی بقصد ایجاد اجتماع میان مسلمانان بوجود نیامده‌اند، چون خیلی به همدیگر نزدیکند. تنها به قصد تبرک جستن از آنها بوسیله‌ی نماز و دعا در آنها، تأسیس گردیده‌اند و این امر بدعتی آشکار است.

و اما نامگذاری این مساجد بنام «مساجد سبعه» هیچ سند تاریخی ندارد بلکه ابن زباله اولین کسی بوده که نام مسجد الفتح را بر زبان آورده است او هم نزد رجال حدیث به کذاب مشهور است که در آخر صده‌ی دوّم فوت کرده. بعد از او ابن شبه تاریخ نویس، این نام را ذکر کرده است، و معلوم است که تاریخ نویسان اهتمام چندانی به سند و صحت حوادثی که ذکر می‌کنند نمی‌دهند، تنها آنچه را که شنیده‌اند و به آنان رسیده نقل می‌کنند، و آن را به کسی نسبت می‌دهند که از او شنیده‌اند. چنانچه ابن جریر در تاریخش چنین می‌گوید. خلاصه هیچ سند شرعی برای نامگذاری این مساجد، یا یکی از آنها ـ به این اسامی ـ وجود ندارد.

اصحاب بـزرگوار تـوجـه خاصی بـه نقل اقوال و افعال پیغمبر ص نشان می‌دادند، و هر عملی را که از رسـول الله ص می‌دیدند، ـ حتی چگونگی رفتن به دستشویی ـ، نقل می‌کردند، گفته‌اند رسول الله هر هفته یکبار به مسجد قبا می‌آمد و در آنجا نماز می‌خواند، و قبل از وفاتش بر شهدای اُحُد اقامه‌ی نماز کرد، گویی با ایشان خداحافظی کرد، و موارد بسیاری دیگر، که لابلای کتب را پر کرده است اما در مورد اصل نامگذاری این مساجد حافظان و تاریخ‌نویسان بحث کرده و سخن گفته‌اند علامه‌ی سمهودی گوید: پیرامون هیچ یک از این نامگذاریها به اصلی دست نیافته‌ام. و بعد از سخن از موضوع دیگر می‌گوید: من برای این نامگذاری بر اصلی توقف پیدا نکرده‌ام، مطری نیز راجع به دو مسجد سابق الذکر سخنی ندارد. شیخ الاسلام ابن تیمیه / گوید: در اینجا مقصود این است: که صحابه و تابعین بالاحسان ایشان بر آثار پیغمبران مانند مکان نشستن و نماز خواندن و انجام کار و ... آنها مسجدی بنا نکرده‌اند، حتی قصد انجام چنین کاری را هم نداشته‌اند.

حتی پیشوایان و بزرگان اصحاب چون عمر بن خطاب س از قصد مکانی جهت اقامه‌ی نماز در آن نهی می‌کردند. گویند: عمر و سایر اصحاب چون خلفای راشدین، عشره‌ی مبشره و غیر آنان، چون ابن مسعود و معاذ بن جبل و ابیّ بن کعب و ... قصد همچون اماکنی را ـ جهت اقامه‌ی نماز در آن ـ نمی‌کردند، شیخ الاسلام در ادامه‌ی بحث خود می‌گوید: مساجد فراوانی در مدینه وجود دارد که در قصد کردن آنها به منظور ادای نماز و کسب ثواب فضلی غير از مسجد قباء وجود ندارد، و اما مسجدهای که روی قبور ساخته‌ شده‌اند همگی جزو بدعتهای مستحدثه‌اند، و جزو افعال کسانی هستند که روح شریعت اسلام، و کمال توحیدِ موجود در بعثت محمد ص، و اخلاص دین برای خدا، و سرّ دوری گزیدن ابواب شرک را ـ که شیطان بر روی انسان‌ها باز می‌کند ـ درک نکرده‌اند.

شاطبی / در کتابش الاعتصام نقل کرده که، عمر چون دید گروهی از مردم به مسجدی در جای که رسول خدا ص در آنجا نماز خوانده بود، می‌روند: گفت: «اقوام قبل از شما بدین علّت گرفتار هلاکت شدند که بدنبال آثار پیغمبرانشان می‌گشتند و در آنجا کنیسه و معابد می‌ساختند» همچنين شاطبی گوید: ابن وضاح گفته است: امام مالک هر بدعتی را مذموم و بد می‌دانست، هر چند خیر و زیبا می‌نمایاند، تا آنچه که جزو سنت نیست، سنت تلقی نشود، و غیر معروف مشروع تلقی نگردد ...

شاطبی در جای دیگر گوید: از ابن کنانه در مورد آثار برجای مانده از صدر اسلام در مدینه سؤال شد گفت: ثابترین آنها نزد ما مسجـد قباء است ... همچنین ثابت شــده که عمر س درختی را ـ که رسول الله ص زیر آن از مردم بیعت گرفته بود ـ و مردم به قصد تبرک و زیارت به زیر آن می‌رفتند و در آنجا نماز می‌خواندند قطع کرد تا باعث ایجاد فتنه نشود. عمر بن شبه در [اخبار المدینه] و العینی در [شرح البخاری] مساجد فراوانی ذکر کرده‌اند و نامی از مساجد سبعه [به این نام] نبرده‌اند.

این توضیح مختصر کافی است تا ثابت کند که سندی از سلف راجع به مساجد سبعه در دست نیست، حتی آنچه که بنام مسجد فتح وجود دارد و ابوالهیجاء وزیر عبیدیها ـ که مذهبشان معروف است ـ بسیار بدان توجه کرده، در نزد سلف اسمی از آن نیامده است. از آنجا که امروزه افراد زیادی بقصد زیارت به این مساجد روی می‌آورند و در آنها نماز می‌خوانند و به آنها تبرک می‌‌جویند و بسیاری بواسطه‌ی آنها در دام گمراهی گرفتار شده‌اند، اعلام می‌داریم که قصد کردن این مساجد برای نماز در آن بدعت، و ابقاء آنها با مقاصد شریعت و اوامر پیغمبر مبعوث به اخلاص در عبادت، در تضاد است، و سنت به ازا‌له‌ی آنها حکم می‌کند. چرا که رسول الله ص فرموده: «مَنْ عَمِلَ عَمَلاً لَيْسَ عَليهِ أمْرُنا فَهُوَ رَدٌّ». «هرکس عملی انجام دهد که امر ما بر آن نباشد، عملش مردود است».

بنابراین ازاله‌ی این مساجد جهت دفع فتنه و سدّ ذریعه‌ی شرک و حفاظت از عقیده پاک و خالص توحیدی مسلمانان، و حمایت از جناب توحید، واجب است. و از باب اقتدا به خلیفه راشد امیرالمؤمنین عمر بن خطاب س که درخت الحدیبیه را قطع کرد، چون دید مردم به قصد زیارت و تبرک به زیر آن می‌روند تا از وقوع آنان در فتنه جلوگیری کند. و بیان کرد که امت‌های پیشین به سبب تقدس قایل شدن برای آثار برجای مانده از انبیا (که بدان مأمور نشده‌اند) گرفتار هلاکت شدند. زیرا این عمل تشریع است و خداوند اجازه‌ی آنرا برای هیچ احدی صادر نفرموده است پایان کلام شاطبی در الاعتصام.

ثانیاً: از آنچه گذشت معلوم می‌شود که روی آوردن مردم به مساجد سبعه و غیر آنها از مساجد مستحدثه، خواه به قصد آشنایی با آثار، یا تعبد و مسح کردن دیوارهای آن و تبرک به آنها، بدعت است و نوعی از اعمال شرک مشابه عمل کفار در جاهلیت اولی می‌باشد که در مقابل بتها انجام می‌دادند. لذا بر هر مسلمانی که خواهان تهذیب و پاکسازی نفس خویش باشد، واجب است این عمل را ترک کند، و مسلمانان را به ترک آن نصیحت نماید.

ثالثاً: از توضیحات فوق روشن می‌گردد که آنچه بعضی از افراد ضعیف النفس در راستای تشویق زائران به زیارت این مساجد انجام می‌دهند و از آنها مبالغ هنگفتی بعنوان کرایه، در مقابل راهنمایی و هدایت آنان بسوی این اماکن بدعت زا دریافت می‌کنند، عملی است حرام، و مالی که در مقابل این راهنمایی دریافت می‌شود تزوقی است حرام، و ترک این امر بر فاعل آن واجب است ﴿وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يَجۡعَل لَّهُۥ مَخۡرَجٗا ٢ وَيَرۡزُقۡهُ مِنۡ حَيۡثُ لَا يَحۡتَسِبُ [الطلاق: ۲-۳]. «هرکس از خدا بترسد خداوند مخرجی برایش قرار می‌دهد و او را از راهی روزی می‌‌رساند که اصلاً گمان آن را نمی‌برد و حسابی برای آن نمی‌کرد».

والله الـموفق

وصلى الله على نبينا محمد وآله صحبه وسلم

اللجنه الدائمه للبحوث العلمية والإفتاء
عبدالعزیز بن عبدالله بن بار (رئیس)
عبدالعزیز بن عبدالله بن محمد آل الشیخ (نایب رئیس)
عبدالله بن عبدالرحمن الغدیان (عضو)
بكر بن عبدالله ابوزید(عضو)
صالح بن فوزان الفوزان (عضو)

[۱] هر کس عملی انجام دهد که امر ما بر آن نباشد آن عمل مردود است. [۲] هر کس در امر ما این (دین) چیزی اضافه کند که جزو آن نیست آن چیز مردود است. [۳] بر شما است از سنت من و سنت خلفای راشدین پس از من پیروی کنید آن را با دندان بگیرید و شما را از امور محدثه و بدعت برحذر می‌دارم چرا که هر محدثی بدعت و هر بدعتی گمراهی است. [۴] به دو نفر بعد از من ابوبکر و عمر اقتدا کنید و آنها را الگو قرار دهید. [۵] این همان سنت گذشتگان است قسم به آنکس که جانم در دست اوست چیزی را گفتید که قوم بنی اسرائیل به موسی گفتند «خدایانی برای ما قرار بده چنانکه برای آنها خدایانی است». [۶] یهودیان به ۷۱ فرقه متفرق شدند، نصارى نیز به ۷۲ گروه تقسیم گشتند این امت نیز به ۷۳ فرقه تقسیم خواهند گشت همگی در آتش جهنم هستند جز یک فرقه، عرض شد ای رسول خدا این فرقه کدام است؟ فرمود: گروهی که من و یارانم امروز بر آن هستیم.