حدود

درباب حدود وتعزیرات نیز احکامی‌در سنت وارد شده که برخی از آنها در قرآن ذکر نشده، وبرخی دیگر بطور مجمل در قرآن ذکر شده، ولی سنت آنها را بطور تفصیل بیان نموده وشرح داده است. دراین باره به یک مثال بسنده می‌کنیم:

خداوند در قرآن کریم در باره حد مردان وزنان دزد، چنین می‌فرماید: ﴿وَٱلسَّارِقُ وَٱلسَّارِقَةُ فَٱقۡطَعُوٓاْ أَيۡدِيَهُمَا جَزَآءَۢ بِمَا كَسَبَا نَكَٰلٗا مِّنَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٞ٣٨ [المائدة: ۳۸]. دست مرد وزن دزد را قطع کنید این کیفر عمل آنها ومجازاتی از طرف خداوند است، همانا خداوند غالب و باحکمت است.

پس در این آیه می‌بینیم که خداوند به بریدن دست دزد امر نموده است بدون اینکه مقدار واندازه مال سرقت شده را ویا محل بریدن دست را بیان کرده باشد. وکلمه ((ید)) یعنی دست از انگشتان تا بازو را شامل می‌شود، آیا مراد از دست، انگشتان است؟ یا مچ دست؟ ویا آرنج؟ ویا بازو؟ پاسخ این پرسشها را درسنت می‌توان یافت.

رسول الله÷ فرموده است: «دریک چهارم دینار ویا بیشتر از آن دست دزد بریده می‌شود» [۱۴].

وهم چنین در سنت وروش عملی آن حضرت÷ آمده است که دست شخص دزد را از مچ می‌بریدند.

[۱۴] این حدیث را امام بخاری در کتاب صحیح به شماره (۶٧۸٩) و امام مسلم در کتاب صحیح به شماره (۱۶۸۴) روایت کرده‌اند.