ب- فضایل روز جمعه:

۱- روز جمعه نزد الله تعالی از جملۀ بهترین روزهای هفته به شمار می‌رود، چنانچه امام احمد در مسندش با سند صحیح [۷۰] از ابو هریره س روایت نموده که پیامبر ج فرمودند:

«لَا تَطْلُعُ الشَّمْسُ وَلَا تَغْرُبُ عَلَى يَوْمٍ أَفْضَلَ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ...» [۷۱]. «آفتاب بر هیچ روزی بهتر از روز جمعه طلوع و غروب نمی‌کند».

۲- در روز جمعه حوادث بسیار مهمی رخ داده است، چنانچه پیامبر ج برخی از آن حوادث را بر شمرده، فرموده است: «خَيْرُ يَوْمٍ طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ يَوْمُ الْجُمُعَةِ، فِيهِ خُلِقَ آدَمُ، وَفِيهِ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ، وَفِيهِ أُخْرِجَ مِنْهَا» [۷۲]. «بهترین روزی‌که آفتاب در آن طلوع می‌کند همانا روز جمعه است، روزی‌که آدم ÷ در آن پیدا شد، و در همان روز داخل جنت شد، و در همان روز از جنت بیرون کرده شد».

و در مسند امام احمد چنین آمده است: «خَيْرُ يَوْمٍ طَلَعَتْ فِيهِ الشَّمْسُ يَوْمُ الْجُمُعَةِ، فِيهِ خُلِقَ آدَمُ، وَفِيهِ أُهْبِطَ، وَفِيهِ تِيبَ عَلَيْهِ، وَفِيهِ مَاتَ، وَفِيهِ تَقُومُ السَّاعَةُ، وَمَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا وَهِيَ مُسِيخَةٌ يَوْمَ الْجُمُعَةِ مِنْ حِينِ تُصْبِحُ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ، شَفَقًا مِنَ السَّاعَةِ، إِلَّا الْجِنَّ وَالْإِنْسَ، وَفِيهَا سَاعَةٌ لَا يُصَادِفُهَا عَبْدٌ مُسْلِمٌ وَهُوَ يُصَلِّي، يَسْأَلُ اللهَ شَيْئًا إِلَّا أَعْطَاهُ إِيَّاهُ» [۷۳]. «بهترین روزیکه آفتاب در آن طلوع نموده روز جمعه است، روزی‌که آدم در آن آفریده شد، و در همان روز به زمین پائین آورده شد، و در همان روز توبه‌اش را پذیرفته شد، و در همان روز وفات یافت، و در همان روز قیامت بر پا خواهد شد، و نیست هیچ جنبندۀ در روی زمین مگر اینکه از هنگام دمیدن صبح روز جمعه تا غروب آن روز از ترس بر پاشدن قیامت گوش می‌نهد مگر انسان‌ها و جن‌ها که در غفلت بسر می‌برند، و در روز جمعه لحظۀ بسیار ارزشمندی وجود دارد که کدام بندۀ مسلمان اگر در آن لحظه مصروف نیایش و دعاء باشد خداوند خواسته‌اش را بر آورده می‌سازد».

۳- روز جمعه از روزهای عید و مسرت مسلمانان به شمار می‌رود که الله متعال در آن روز، دین برحقش را کامل و نعمتش را بر مسلمانان تمام نموده است. چنانچه در صحیح بخاری آمده است که مردی از یهود نزد عمر بن خطاب آمد و گفت: «يَا أَمِيرَ المُؤْمِنِينَ، آيَةٌ فِي كِتَابِكُمْ تَقْرَءُونَهَا، لَوْ عَلَيْنَا مَعْشَرَ اليَهُودِ نَزَلَتْ، لاَتَّخَذْنَا ذَلِكَ اليَوْمَ عِيدًا. قَالَ: أَيُّ آيَةٍ؟ قَالَ: ﴿اليَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا [المائدة: ۳] قَالَ عُمَرُ: قَدْ عَرَفْنَا ذَلِكَ اليَوْمَ، وَالمَكَانَ الَّذِي نَزَلَتْ فِيهِ عَلَى النَّبِيِّ ج، وَهُوَ قَائِمٌ بِعَرَفَةَ يَوْمَ جُمُعَةٍ» [۷۴]. «ای امیر المؤمنین! آیتی را شما در کتاب‌تان قرآنکریم تلاوت می‌کنید که اگر بر ما مسلمانان نازل می‌شد ما از آن روز به صفت روز عید تجلیل می‌نمودیم. عمر س سوال نموده گفت: منظور تو از آن آیت کدام آیت است؟ مرد یهودی از آیت سورۀ مایده ﴿ٱلۡيَوۡمَ أَكۡمَلۡتُ لَكُمۡ دِينَكُمۡ... نام برد. عمر ب در پاسخ به وی گفت: «ما آن روز و حتی آن جایی را که آیت بر محمد ج نازل شده بود، خوب به یاد داریم که آن روز روز جمعه بود که پیامبر ج در میدان عرفات ایستاد بود».

۴- حضور در روز جمعه و گوش‌دادن به خطبه سبب مغفرت گناهان می‌گردد چنانچه پیامبر ج فرمودند: «مَنِ اغْتَسَلَ؟ ثُمَّ أَتَى الْجُمُعَةَ، فَصَلَّى مَا قُدِّرَ لَهُ، ثُمَّ أَنْصَتَ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْ خُطْبَتِهِ، ثُمَّ يُصَلِّي مَعَهُ، غُفِرَ لَهُ مَا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجُمُعَةِ الْأُخْرَى، وَفَضْلُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ» [۷۵]. «کسیکه روز جمعه غسل نموده سپس غرض ادای جمعه در مسجد حاضر شود و چند رکعت نمازی را که برایش مقدر بوده اداء نماید، و تا زمانیکه امام از خطبه فارغ می‌شود خاموش بنشیند، سپس همراه امام نماز را اداء کند گناهانی را که در مابین این جمعه و جمعۀ دیگر مرتکب شده و نیز گناهان سه روز دیگرش را بخشیده می‌شود».

و در یک حدیث دیگر پیامبر ج جمعه را از جملۀ مکفرات شمرده، فرمودند: «الصَّلَوَاتُ الْخَمْسُ وَالْجُمُعَةُ إِلَى الْجُمُعَةِ وَرَمَضَانُ إِلَى رَمَضَانَ مُكَفِّرَاتٌ مَا بَيْنَهُنَّ إِذَا اجْتَنَبَ الْكَبَائِرَ» [۷۶]. «نماز‌های پنجگانه و نماز جمعه تا جمعۀ دیگر و همچنان رمضان تا رمضان دیگر از جملۀ مکفرات گناهان به شمار می‌روند، بشرطی‌که انسان از گناهان کبیره خود داری نماید».

[۷۰] تحقیق شعیب الأرناؤط بر مسند احمد. [۷۱] مسند أحمد بن حنبل - (ج ۲ / ص ۲۷۲). [۷۲] صحیح مسلم (ص: ۳۳۱). [۷۳] مسند احمد بن حنبل - (ج ۲ / ص ۴۸۶) ، با سند صحیح، صحیح ابن خزیمة (۱۷۳۸). [۷۴] صحیح البخاری (ص: ۱۳). [۷۵] صحیح مسلم ( ص: ۳۳۲ برقم: ۸۵۷. [۷۶] صحیح مسلم ( ص: ۱۲۲ شماره حدیث: ۲۳۳).