باب ۲٧: فاصله بین دو نفخ صور

۱۸۶۴ ـ حدیث: «أَبِي هُرَيْرَةَس قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ ج: مَا بَيْنَ النَّفْخَتَيْنِ أَرْبَعُونَ قَالَ: أَرْبَعُونَ يَوْمًا قَالَ: أَبَيْتُ قَالَ: أَرْبَعُونَ شَهْرًا قَالَ: أَبَيْتُ قَالَ: أَرْبَعُونَ سَنَةً قَالَ: أَبَيْتُ قَالَ: ثُمَّ يُنْزِلُ اللهُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً، فَيَنْبُتُونَ كَمَا يَنْبُتُ البَقْلُ، لَيْسَ مِنَ الإِنْسَانِ شَيْءٌ إِلاَّ يَبْلَى، إِلاَّ عَظْمًا وَاحِدًا، وَهُوَ عَجْبُ الذَّنَبِ، وَمِنْهُ يُرَكَّبُ الْخَلْقُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» [۵٩٩].

یعنی: «ابو هریرهس گوید: پیغمبر ج گفت: فاصله بین دو نفخ صور چهل است، از ابو هریرهس پرسیدند: چهل روز است؟ گفت: نمى‌توانم چیزى را بگویم که به آن علم ندارم. گفتند: چهل ماه است؟ باز گفت: نمى‌توانم چیزى را بگویم که به آن علم ندارم، گفتند: چهل سال است؟ باز جواب قبلى را تکرار نمود، پیغمبر ج گفت: بعد از این دو نفخه خداوند بارانى از آسمان نازل مى‌نماید، و مرده‌ها زنده مى‌شوند همانطور که گیاهها سبز مى‌شوند.

تمام اعضاى انسان پوسیده مى‌شود مگر یک قطعه استخوانى که عجب الذنب نام دارد که سالم باقى مى‌ماند و انسان‌ها در روز قیامت مجددآ از این استخوان، زنده و آفریده مى‌شوند».

(لازم به یادآورى است همانگونه که آیات مربوط به بهشت و دوزخ و روز قیامت و سایر مغیبات متشابه هستند و بر هر مسلمانى واجب است به آن‌ها ایمان داشته باشد و از تعیین کم و کیف آن‌ها پرهیز نماید، احادیث مربوط به نعمت بهشت و عذاب دوزخ و سایر مغیبات نیز متشابه مى‌باشند، باید به حقیقت آن‌ها ایمان داشته باشیم ولى از تعیین کم و کیف پرهیز کنیم، و باید بدانیم تعبیر از عالم غیب به عالم ظاهرى که هیچ تناسبى با هم ندارند، تنها بر ثبوت عالم غیب دلالت دارد، نه بر عینیت و تشابه واقعى آنها، بنابراین وقتى که حدیثى مربوط به قیامت و یا دجّال و یا سایر مغیبات را مى‌بینیم بعد از اینکه صحّت حدیث به وسیله محدّثین اسلام بر ایمان ثابت گردید، باید آن را تصدیق نماییم و از بیان کیفیت خوددارى کنیم. به حقیقت علماء و محدّثین در نهایت اخلاص و ایمان تمام توان خود را در تحقیق و بررسى احادیث پیغمبر ج صرف نموده‌اند و احادیث صحیح را از احادیث ضعیف و موضوع جدا ساخته‌اند، هیچ حدیثى نیست که علماء و محدّثین درباره آن تحقیق به عمل نیاورده و میزان صحّت و سقم آن را روشن نکرده باشند، بنابراین بر هر مسلمانى لازم است با علم و ادب و اخلاص با احادیث پیغمبر ج مخصوصاً احادیث صحاح و در رأس آن‌ها بخارى و مسلم روبرو شود و افراد جاهل و بى‌اطّلاع و کسانى که به زحمت مى‌توانند متن یک حدیث را بفهمند حق ندارند به مجرّد اینکه حدیثى را مطابق سلیقه خود تشخیص ندادند تقوى و ادب را کنار بگذارند و به مقام شامخ حدیث پیغمبر ج که بعد از قرآن قرار دارد جسارت نمایند و فوراً نسبت ضعف و موضوع بودن به آن بدهند. تنها کسانى مى‌توانند درباره حدیث قضاوت کنند که مانند جمال‌الدین قاسمى و یا ناصرالدین البانى و یا ابن حجر عسقلانى خود محدّث و حافظ احادیث و اهل علم و ورع و تقوى باشند، به خدا پناه مى‌برم از شرّ نفس و جهل خودخواهى و عدم احساس مسئولیت در مورد گفته‌هاى بدون دلیل).

وصلّى الله على سيِّدنا محمّد وآله وأصحابه وأتباعه أجمعين.

[۵٩٩] أخرجه البخاري في: ۶۵ كتاب التفسير: ٧۸ باب سورة عم يتساءلون.