باب: فضائل طلحه و زبیرب

۱۵۶۳- حدیث: « طَلْحَةَ وَسَعْدٍ عَنْ أَبِي عُثْمَانَ، قَالَ: لَمْ يَبْق مَعَ النَّبِيِّ ج فِي بَعْضِ تِلْكَ الأَيَّامِ، الَّتِي قَاتَلَ فِيهِنَّ رَسُولُ اللهِ ج، غَيْرُ طَلْحَةَ وَسَعْدِ، عَنْ حَدِيثِهِمَا» [۲٩۲].

یعنی: «ابو عثمانس گوید: سعد و طلحه به من گفتند: در بعضى از جنگ‌ها به جز طلحه و سعد بن وقاصب کسى با پیغمبر ج نمانده بود».

۱۵۶۴- حدیث: «جَابِرٍس قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ ج: مَنْ يَأْتِينِي بِخَبَرِ الْقَوْمِ يَوْمَ الأَحْزَابِ قَالَ الزُّبَيْرُ: أَنَا ثُمَّ قَالَ: مَنْ يَأْتِينِي بِخَبَرِ الْقَوْمِ قَالَ الزُّبَيْرُ: أَنا فَقَالَ النَّبِيُّ ج: إِنَّ لِكُلِّ نَبِيٍّ حَوَارِيًّا، وَحَوَارِيَّ الزُّبَيْرُ» [۲٩۳].

یعنی: «جابرس گوید: (در جنگ احزاب که بنى‌قریظه نقض پیمان با پیغمبر ج کرده و با احزاب همدست شده بودند، وضع مسلمانان به خطر افتاده بود) پیغمبر ج گفت: چه کسى مى‌تواند خبر بنى قریظه را برایم بیاورد؟ زبیر گفت: من خبر آنان را مى‌آورم، باز پیغمبر ج گفت: چه کسى خبر بنى قریظه را برایم مى‌آورد؟ زبیر گفت: من، پیغمبر ج گفت: هر پیغمبرى افراد مخصوص و نزدیک به خود و مورد اطمینان و یاور دارد، زبیر نیز از نزدیکان و یاوران من است».

۱۵۶۵- حدیث: «الزُّبَيْرِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الزُّبَيْرِ، قَالَ: كُنْتُ، يَوْمَ الأَحْزَابِ، جُعِلْتُ أَنَا وَعُمَرُ بْنُ أَبِي سَلَمَةَ، فِي النِّسَاءِ فَنَظَرْتُ فَإِذَا أَنَا بالزُّبَيْرِ عَلَى فَرسِهِ، يَخْتَلِفُ إِلَى بَنِي قُرَيْظَةَ، مَرَّتَيْنِ أَوْ ثَلاَثًا فَلَمَّا رَجَعْتُ قُلْتُ: يَا أَبَتِ رَأَيْتُكَ تَخْتلِفُ، قَالَ: أَوَ هَلْ رَأيْتَنِي يَا بُنيّ قُلْتُ: نَعَمْ قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللهِ ج قَالَ: مَنْ يَأْتِ بَنِي قُرَيْظَةَ فَيَأتِينِي بِخَبَرِهِمْ فَانْطَلَقْتُ، فَلَمَّا رجَعْتُ جَمَعَ لِي رَسُولُ اللهِ ج أَبَوَيْهِ، فَقَالَ: فِدَاكَ أَبِي وَأُمِّي» [۲٩۴].

یعنی: «عبدالله بن زبیرب گوید: من و عمر پسر ابى سلمه در روز جنگ احزاب (خندق) در بین زن‌ها بودیم (چون عبدالله بچه‌اى چهار ساله بود) دیدم که زبیر سوار بر اسبش شده است، دو یا سه دفعه به نزد بنى قریظه رفت و برگشت، وقتى که برگشتم به پدرم (زبیر) گفتم: اى پدر! شما را مى‌دیدم که رفت و آمد مى‌کردى؟ پدرم گفت: پسرم مگر مرا دیدى؟ گفتم: بلى. پدرم گفت: پیغمبر ج گفت: چه کسى مى‌تواند پیش بنى قریظه برود، خبر آنان را برایم بیاورد؟ من‌هم رفتم وقتى که به نزد پیغمبر ج برگشتم، پیغمبر ج پدر و مادرش را هر دو فداى من نمود».

[۲٩۲] أخرجه البخاري في: ۶۲ كتاب فضائل أصحاب النّبيّ: ۱۴ باب ذكر طلحة بن عبيدالله. [۲٩۳] أخرجه البخاري في: ۵۶ كتاب الجهاد والسير: ۴۰ باب فضل الطليعة. [۲٩۴] أخرجه البخاري في: ۶۲ كتاب فضائل أصحاب النّبيّ: ۱۳ باب مناقب الزُّبير بن العوام.