صفحه نخست حدیث و سنت ترجمه فارسی اللؤلؤ والمرجان فیما اتفق علیه الشیخان - جلد سوم باب ۴۱: آب و علف دادن به حیوانات محترم و بى‌آزار ث...

باب ۴۱: آب و علف دادن به حیوانات محترم و بى‌آزار ثواب دارد

۱۴۴٧- حدیث: «حديث أَبِي هُرَيْرَةَس، أَنَّ رَسُولَ اللهِ ج، قَالَ: بَيْنَا رَجُلٌ يَمْشِي فَاشْتَدَّ عَلَيْهِ الْعَطَشُ، فَنَزَلَ بِئْرًا، فَشَرِبَ مِنْهَا، ثُمَّ خَرَجَ؛ فَإِذَا هُوَ بِكَلْبٍ يَلْهَثُ يَأْكُلُ الثَّرَى مِنَ الْعَطَشِ فَقَالَ: لَقَدْ بَلَغَ هذَا مِثْلُ الَّذِي بَلَغَ بِي فَمَلأَ خُفَّهُ، ثُمَّ أَمْسَكَهُ بِفِيهِ، ثُمَّ رَقِيَ، فَسَقَى الْكَلْبَ فَشَكَرَ اللهُ لَهُ فَغَفَرَ لَهُ قَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ وَإِنَّ لَنَا فِي الْبَهَائِمِ أَجْرًا قَالَ: فِي كلِّ كَبِدٍ رَطْبَةٍ أَجْرٌ» [۱٧۵].

یعنی: «ابوهریرهس گوید: پیغمبر ج گفت: یک مرد مسافر که مى‌رفت، به شدّت تشنه شد از چاه آبى پایین رفت و آب نوشید، وقتى از چاه بیرون آمد دید سگى از شدّت تشنگى زبانش را در آورده و له‌له مى‌کند، و خاک (اطراف چاه که معمولاً تر است) مى‌خورد آن مرد گفت: تشنگى این سگ هم مانند تشنگى من به آخرین مرحله رسیده است، آن مرد کفشش را پر از آب کرد و آن را با دهان گرفت و از چاه بیرون آمد، و سگ را سیرآب نمود، خداوند آن مرد را مورد مرحمت قرار داد و گناهان او را بخشید، گفتند: اى رسول خدا! آیا ما که علف و آب به حیوان‌هاى خود مى‌دهیم ثواب دارد؟ پیغمبر ج گفت: علف و آب دادن به هر جاندارى اجر و ثواب دارد».

۱۴۴۸- حدیث: «أَبِي هُرَيْرَةَس قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ ج: بَيْنَمَا كَلْبٌ يُطِيفُ بِرَكِيَّةٍ كَادَ يَقْتُلُهُ الْعَطَشُ، إِذْ رَأَتْهُ بَغِيٌّ مِنْ بَغَايَا بَنِي إِسْرَائِيلَ، فَنَزَعَتْ مُوقَهَا، فَسَقَتْهُ، فَغُفِرَ لَهَا بِهِ» [۱٧۶].

یعنی: «ابو هریرهس گوید: پیغمبر ج گفت: در زمان یکى از پیغمبران پیشین، سگى که از شدّت تشنگى داشت مى‌مرد در اطراف چاه آبى دور مى‌زد، زن بدکاره‌اى از بدکاره‌هاى بنى اسرائیل آن را دید، کفشش را درآورد، و سگ را سیراب نمود، به خاطر این کار خوب خداوند از گناهان او گذشت نمود».

[۱٧۵] أخرجه البخاري في: ۴۲ كتاب المساقاة: ٩ باب فضل سقي الماء. [۱٧۶] أخرجه البخاري في: ۶۰ كتاب الأنبياء: ۵۴ باب حدّثنا أبو اليمان.