نظر اهل علم در مورد امام بخاری /:

۱- اسماعیل بن اویس بعد از بررسی احوال امام فرمودند: «هذا الحديث انتخبها محمد بن إسماعيل من الأحاديث».

حدیثی را که امام تأیید می‌کردند در باره آن‌ها می‌گفت، یعنی این‌ها را محمد بن اسماعیل از بین احادیث انتخاب کرده اند.

۲- حافظ رجاء بن رجاء می‌فرماید: «فضل محمد بن إسماعيل على العلماء كفضل الرجال على النساء» ترجمه: «برتری امام بخاری بر علماء مانند برتری مردان بر زنان است». در جای دیگر می‌فرمایند:

«هو آية من آيات الله تمشی على ظهر الأرض» [۱۴].

«او آیتی از آیات الهی است که بر زمین راه می‌رود».

محمد ابن بشار از اساتید امام بخاری می‌فرماید:

«هذا أفقه خلق الله في زماننا» [۱۵].

«ایشان فقیه‌ترین خلق خداوند در زمان ماست».

امام زهری به شخصی فرمودند: «لو أدركت مالكاً ونظرت إلى وجهه ووجه محمد بن إسماعيل، لقلت كلاهما واحد فى الحديث والفقه».

«یعنی اگر تو چهرۀ عالمانه امام مالک/ و امام بخاری/ را می‌دیدی درمی‌یافتید که در فقه و حدیث باهم برابر هستند [۱۶].

حافظ ابن حجر/ ثنا و تجلیل علما را در رابطه با امام بخاری نقل می‌کند و در پایان می‌فرماید: «لو فتحت باب ثناء الأئمة عليه ممن تأخر عن عصره لفنى القرطاس ونفدت الأنفاس فذاك بحر لا ساحل له».

«اگر تو بخواهی تعریف علمای بعد از امام [در بارۀ او] را جمع کنی، کاغذها تمام می‌شوند و نفوس خسته می‌شوند، چرا که این امام مانند دریایی است که ساحلی ندارد» یعنی تعریف امام نهایتی ندارد [۱٧].

آری، بدین سبب کتاب بخاری «أصح الكتب بعد كتاب الله» قرار گرفت و خود امام مفتخر به لقب امیرالمؤمنین فی الحدیث شدند.

امام احمد بن حنبل که می‌فرمایند: «ما أخرجت خراسان مثل محمد بن إسماعيل» «دیار خراسان همانند امام بخاری شخصیت دیگری پیدا نکرده است».

یکی از همدرسی‌های امام بخاری/ می‌گوید: امام بخاری به همراه ما به نزد شیوخ بصره تشریف بردند. ما حدیث می‌نوشتیم، ولی امام بخاری/ نمی‌نوشت، ما اعتراض کردیم بعد از ۱۵ روز امام بخاری گفت: شما مرا خیلی مورد ایذاء قرار دادید. لذا امروز از محفوظات من یادداشت‌های خود را تصحیح کنید.

رفیقش می‌گوید: ما تا آن وقت یک هزار و پانصد حدیث نوشته بودیم و امام بخاری / همه را از حفظ خواندند. ما در حیرت فرو رفتیم و از روی حافظۀ او نوشته‌های خود را تصحیح می‌کردیم.

[۱۴] هدی الساری، صفحۀ: ۴۸۴. [۱۵] سیر اعلام النبلاء، ترجمه ی امام بخاری. [۱۶] هدی الساری، صفحۀ: ۴۸۳. [۱٧] هدی الساری، صفحۀ: ۴۸۶.