صفحه نخست آداب و رسوم اسلامی سالگردها و مناسبت های ناروا بحث پنجم: تشکیل مراسم برای ابتدای سال هجری

بحث پنجم: تشکیل مراسم برای ابتدای سال هجری

بعضی از دولت‌های اسلامی در ابتدای هر سال هجری عیدی را بعنوان اول سال تشکیل می‌دهند، تمام کارها یک روز قبل از این سال و یک روز بعد از آن تعطیل می‌شوند که برای انجام این مراسم و عید هیچ دلیل شرعی ندارند، بلکه تنها دوست دارند از یهودی‌ها و مسیحی‌ها در مراسم‌هایشان از آن‌ها ‌تقلید نمایند.

و اولین کسانی که عید و جشن ابتدای سال هجری را تشکیل دادند - طبق آگاهی محدود من - کمک و یاری‌دهندگان بدعت‌ها، حکام و دست‌اندرکاران دولت عبیدیه - فاطمی‌ها - در مصر بودند.

این مطلب را مقریزی در کتاب خود الخطط در ضمن ذکر ایامی که عبیدی‌ها آن را به عنوان عید و موسم می‌گیرند بیان می‌کند.

در مورد عید ابتدای سال می‌گوید: و خلفای فاطمی‌ها اعتنا و توجه خاصی به شب اول ماه محرم در هر سال می‌دادند، چون این شب اولین شب از شب‌های سال و ابتدای زمان آن است ...، سپس رسم و رسوم را در این عید بیان می‌کند و همچنین بعد از آن عید اول سال و توجه آن‌ها ‌به آن را بیان می‌کند [٧٧۵].

عید ابتدای سال از جشن‌های یهودی‌ها می‌باشد، که تورات آن را بیان می‌کند، و آن را اول هیشا یعنی عید ابتدای ماه، که اولین روز از ماه تشرین و نزد آن‌ها ‌مانند عید قربان نزد مسلمانان است می‌نامند، و می‌گویند: خداوند در این روز به ابراهیم دستور داده است که پسرش اسحاق [٧٧۶] را ذبح کند و بعداً خداوند به جای او گوسفندی بزرگ فدیه داد و او را نجات داد [٧٧٧].

بعد از یهودی‌ها مسیحی‌ها آمدند و از آن‌ها ‌تقلید کردند، و شب اول سال میلادی را جشن گرفتند، و برای این جشن مراسم‌ خاصی دارند، در این شب - شب اولین روز سال جدید - مردم شرکت‌کننده در این عید در امکنۀ عمومی بر سفره‌های که پر از خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های حلال و حرام است برای خوردن و نوشیدن و رقص و لهو و لعب جمع می‌شوند، و تا صبح بیدار هستند، هر گاه ساعت دوازدۀ شب فرارسید که نیمۀ شب می‌باشد، تمام چراغ‌ها‌ خاموش‌ می‌شوند، به مدت بیش از پنج دقیقه هر کس با شخصی که در کنارش است روبرو می‌شود، و جایگاه طوری ترتیب داده شده است که هر مردی، یک زن در کنارش می‌باشد، حالا فرق نمی‌کند او را بشناسد یا خیر، و همۀ آن‌ها ‌می‌دانند که هنگام خاموشی با او رو در رو می‌شود، و هدفشان از خاموشی پوشش نیست، بلکه می‌‌گویند منظور پایان یافتن سال قبلی و شروع سال جدید می‌باشد. به همین خاطر بسیاری از جوانان و حتی پیرهای مسلمان برای حضور و شرکت در این جشن‌ها حریص هستند، حالا مساوی است این جشن‌ها در کشور خودشان یا کشورهای غربی یا شرقی برگزار شوند، مهم این است که شرکت در این مراسم را از دست ندهند، و در این راه پول و مال زیادی را صرف می‌کنند، و معتقد هستند که این فرصتی است باید از دست داده نشود، چون این اوقات - به گمان خود - از شب‌های عمر است که هرگز فراموش نخواهند شد و به یادماندنی هستند!!!.

این عیدها فقط منحصر به مسیحی‌ها نیست، بلکه بسیاری از کشورهای اسلامی و لو اینکه ارتباط کمی هم با مسیحیت داشته باشند جشن اول سال میلادی را می‌گیرند.

و این تقلید جشن گرفتن به ابتدای سال هجری هم سرایت کرده است ولی مراسم آن با جشن میلادی فرق دارد. شکی نیست این جشن و مراسم - جشن ابتدای سال هجری - کاری نوآور و بدعت می‌باشد، پیامبر ج و هیچ یک از صحابه - رضوان‌الله تعالی علیهم - و هیچ کدام از سلف صالح از تابعین و تَبْع تابعین و همچنین هیچ یک از ائمه و علمای بزرگ از جمله ائمه اربعه و غیر آن‌ها ‌- رحمةالله علیهم - این کار را نکرده و به آن دستور نداده‌اند.

اما این کار در قرن‌های اخیر بعد از اینکه مسلمانان با غیر خود از یهودی‌ها و مسیحی‌ها اختلاط پیدا کردند بوجود آمد، و کسی که می‌خواست با این کار دین مسلمانان را فاسد کند این بدعت را وارد اسلام نمود، پس آن‌ها ‌در مراسم و جشن‌های یهودی‌ها و مسیحی‌ها شرکت کردند، و این مصداق و نمونۀ قول پیامبر ج می‌باشد که می‌فرماید: «لتتبعن سنن من كان قبلكم» [٧٧۸] ... الی آخر حدیث.

بدون شک راه و روش کسانی که قبل از شما بودند یهود و نصاری) طی می‌کنید و از آن‌ها ‌پیروی می‌نمایید.

بعضی از بدعت‌گزاران برای دو شب اولین روز و آخرین روز سال دعایی را اختراع و بنیاد کرده‌اند، و عموم مردم در بعضی از کشورهای اسلامی در بعضی مساجد آن را با امام جماعت‌ تکرار می‌کنند و آن را می‌خوانند، که این دعا هم از پیامبر ج و صحابه‌ها و تابعین روایت نشده و در هیچ یک از مسندها هم وجود ندارد [٧٧٩].

مضمون آن دعا این است: خداوندا! در این سال می‌دانی که از چیزهایی مرا نهی کردی و به آن راضی نبودی، من آن را فراموش کردم ولی تو فراموش نکردی، و رزق و روزی مرا دادی با اینکه قدرت انتقام و عقوبت مرا داشتی، مرا برای توبه فراخواندی ولی من جرأت معصیت و گناه تو را پیدا کردم، پروردگارا طلب بخشش دارم پس مرا عفو کن، و آن اعمالی که انجام داده‌ام و به آن راضی بوده‌ای و وعدۀ اجر و ثواب را برای آن داده‌ای ای کریم، یا ذالجلال و الإکرام! آن را از من قبول کن، ای کریم! امیدم را از خودت قطع نکن، و صلی الله علی سیدنا محمد و آله و صحبه و سلم. و می‌گویند: شیطان می‌گوید: تمام سال با او زحمت کشیدم و خسته شدم تمام زحمات و کار ما را در یک روز خراب و نابود کرد، و خاک را بر صورت خود می‌پاشد. و قبل از این دعا ده رکعت نماز می‌خوانند، در هر رکعت سوره فاتحه سپس آیة الکرسی را ده مرتبه و سورۀ اخلاص را نیز ده مرتبه می‌خوانند [٧۸۰].

بر طالب علم پوشیده نماند که دعا عبادت است، و عبادات توقیفی و جای اجتهاد نیستند، و این دعا هم از پیامبر ج و صحابه‌ ش وارد نشده است و چنین دعایی را نخوانده‌اند همانطور که بیان شد.

و از بدعت‌های دیگری که مبتدعین در روزهای اول و آخر سال احداث کرده‌اند روزۀ آن دو روز است، که به این حدیث استدلال می‌کنند «من صام آخر يوم من ذي‌الحجة، وأول يوم من الـمحرم، فقد ختم السنة الـماضية، وافتتح السنة الـمستقبلة بصوم جعل الله له كفارة خمسين سنة» [٧۸۱]. «هر کس آخرین روز از ماه ذی‌الحجه و اولین روز ماه محرم را روزه بگیرد، در واقع سال گذشته را با روزه به پایان رسانده و سال آینده را نیز با روزه شروع کرده است که خداوند آن را کفارۀ گناهان پنجاه سالش می‌گرداند».

[٧٧۵] به الخطط و الآثار، للمقریزی، (۱/۴٩۰) مراجعه شود. [٧٧۶] این دروغ و افترای یهودی‌ها می‌باشد. چون اسحاق نبود بلکه اسماعیل بود، چون اولین فرزند، ابراهیم اسماعیل بود و از اسحاق بزرگ‌تر بود، و بر این امر مسلمان‌ها و اهل کتاب اتفاق دارند بلکه در کتاب آن‌ها ‌آمده ابراهیم هنگام تولد اسماعیل هشتاد و شش سال داشت، و چون اسحاق تولد شد ابراهیم نود و نه ساله بود. به دلیل اینکه اسحاق پدر آن‌ها ‌و اسماعیل پدر عرب می‌باشد تاریخ را تغییر داده و گفته‌اند ذبیح اسحاق بوده است. به تفسیر آیات ٩٩- ۱۱۳ سوره‌ی صافات از تفسیر حافظ ابن کثیر مراجعه فرمائید. [٧٧٧] به نهایة الأرب، تألیف نویری، (۱/۱٩۵) مراجعه شود. [٧٧۸] صحییح بخاری با فتح الباری، کتاب الاعتصام بالکتاب والسنة، حدیث شماره: ٧۳۲، و مسلم با شرح نووی ۱۶/ ۲۱٩ کتاب العلم، و لفظ حدیث از مسلم است. [٧٧٩] به کتاب اصلاح المساجد، ص (۲٩) مراجعه شود. [٧۸۰] به رساله روی الظمآن فی فضائل اله شهر و الأیام، ص (۲۱) مراجعه شود. [٧۸۱] رواه ابن جوزی فی الموضوعات، (۲/۱٩٩) و هروی گفته است: جوییاری و وهب هر دو دروغگویند و افرادی هستند که به دروغ و افترا حدیث جعل می‌کنند.