مطلب اول: حدیث غدیر خم

زید بن أرقم س می‌گوید: روزی پیامبر ج کنار آبی که به آن خم گفته می‌شد و بین مکه و مدینه بود میان ما برخاست و خطبه‌ای ایراد کرد، حمد و ثنای خدا را به جا آورد، برای مردم موعظه و پند داد، سپس فرمود: «أما بعد، ألا أیها الناس! فإنما أنا بشر یوشک أن یأتی رسول ربی فأجیب، وأنا تارک فیکم ثقلین: أولـهما کتاب الله، فیه الـهدی والنور، فخذوا بکتاب الله، واستمسکوا به فحث على كتاب الله ورغب فيه. ثم قال: وأهل بيتي، أذكركم الله في أهل بيتي، أذكركم الله في أهل بيتي ... » الحدیث [٧۳٩]. «اما بعد، ای مردم! من مثل شما انسان هستم، ممکن است مأمور و فرستادۀ خدای من برای قبض روح بیاید و من هم تسلیم شوم، درمیان شما دو چیز ارزشمند و با قیمت ترک خواهم کرد: اول کتاب خدا قرآن، که در آن هدایت و نور می‌باشد، آن را بگیرید و به آن چنگ زنید. در مورد قرآن توصیۀ زیاد کرد و تشویق و ترغیب نمود، سپس فرمود: و اهل بیت من، در مورد اهل بیت من خدا را به یاد شما می‌آوردم سه مرتبه آن را تکرار کرد»، الی آخر حدیث.

براء بن عازب س می‌گوید: در مسافرتی با رسول خدا ج بودیم در غدیر خم پیاده شدیم، برای اقامۀ نماز ندا برآمد، برای پیامبر ج زیر دو درخت جارو زده شد، نماز ظهر را خواند و دست علی س را گرفت و گفت: «ألستم تعلمون أني أولى بالـمؤمنين من أنفسهم؟ قالوا: بلا. قال: ألستم تعلمون أني أولى بكل مؤمن من نفسه؟ قالوا: بلى. قال: فأخذ بيد علي فقال: من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه، وعاد من عاداه قال: فلقيه عمر بعد ذلك فقال له: هنيئاً يا ابن‌أبي طالب! أصبحت وأمسيت ولي كل مؤمن ومؤمنة» [٧۴۰]. «آیا می‌دانید که من برای مسلمانان باید از خودشان مقدم‌تر و سزاوارتر باشم؟ گفتند: بله، فرمود: آیا می‌دانید که من برای هر مؤمنی از نفس خودش سزاوارتر و شایسته‌تر و مقدم‌تر هستم؟ گفتند: بله. سپس پیامبر ج دست علی س را گرفت و گفت: هر کس من را دوست دارد باید علی را نیز دوست داشته باشد، پروردگارا هر کس علی را دوست می‌‌دارد او را دوست داشته باش و هر کسی با او دشمنی می‌ورزد با او دشمن باش. بعد از آن عمر س به علی س رسید و به او گفت: مبارک باشد ای ابن ابی‌طالب، برای همیشه دوست هر زن و مرد مسلمانی شدی».

حاکم در المستدرک از زیدبن أرقم س روایت می‌کند که می‌گوید: با پیامبر ج بیرون رفتیم تا به غدیر خم رسیدیم، دستور داد که مکان و جایی خنک برایش تهیه شود، در روزی که تا به حال چنین گرمایی را مشاهده نکرده بودیم جایی برایش جارو شد، سپس پیامبر ج حمد و ثنای خدا را به جا آورد و گفت: «يا أيها الناس! إنه لم يبعث نبي قط إلا ما عاش نصف ما عاش الذي كان قبله، وإني أوشك أن أدعي فأجيب، وإني تارك فيكم ما لن تضلوا بعده: كتاب الله ، ثم قام فأخذ بيد علي فقال: يا أيها الناس! من أولي بكم من أنفسكم؟ قالوا: الله ورسوله أعلم. قال: من كنت مولاه فعلي مولاه» [٧۴۱]. «ای مردم! هر پیامبر که مبعوث شده است نصف پیامبر قبل از خود زندگی کرده است، و من نیز ممکن است فراخوانده شوم و دعوت را اجابه کنم، درمیان شما چیزی را برایتان جا خواهم گذاشت که بعد از آن هرگز گمراه نمی‌شوید: کتاب خدا قرآن، سپس دست علی س را گرفت و گفت ای مردم! چه کسی برای شما از خودتان سزاوارتر و شایسته‌تر می‌باشد؟ گفتند: خدا و رسول ج او بهتر می‌دانند، فرمود: هر کس مرا دوست دارد باید علی را نیز دوست داشته باشد».

[٧۳٩] رواه احمدفی مسنده، (۴/۳۶۶-۳۶٧) رواه مسلم فی صحیحه، (۴/۱۸٧۳)، حدیث شماره (۲۴۰۸)، و سنن دارمی، کتاب فضائل القرآن، باب فضل من قرأ القرآن. [٧۴۰] رواه احمد فی مسنده، (۴/۲۸۱) و رواه الترمذی مختصراً فی سننه، (۵/۲٩٧)، حدیث شماره (۳٧٩٧) و گفته: حدیث حسن غریب است، و رواه ابن ماجه فی سننه، (۱/۴۳)، مقدمه؛ حدیث شماره (۱۱۶). بوصیری در زوائد ابن ماجه ۱/ ۱٩ گفته: سند این حدیث ضعیف است. [٧۴۱] رواه الحاکم فی المستدرک، (۳/۵۳۳)، کتاب معرفة الصحابة و رواه الإمام احمد بطرق کثیرة (۱/ ۴۸، ۱۱۸، ۱۱٩، ۱۵۲، ۳۳۰ ...) که بعضی‌ها خارج از ضعف نیستند، و برخی از راویان آن شیعه می‌باشند. به البداية والنهاية، (۵/۲۳۴-۲۴۰ و ...) مراجعه شود.