ماده دوم‏: نذر:

۱- تعریف نذر: نذر بمعنى لازم کردن یک عبادت براى خداوند بر عهده خود که از پیش لازم نبوده است و بدون نذر لازم نمى‏شود. مانند: این که بگوید: «للّهِ عَلَىَّ صِيَامُ يَومٍ أَوْ صَلاةُ رَكْعَتَيْنِ» «بر من است که براى خداوند فلان روز را روزه بگیرم، یا دو رکعت نماز بخوانم».

۲- حکم نذر، بشرح زیر است: نذر مطلق که منظور از آن خشنودى خداوند باشد، مباح و جایز است. نذر کردن روزه، نماز و صدقه، و وفا به این نذر نیز واجب است.

نذر مقید مکروه است. مانند: اگر خداوند بیمار مرا شفا دهد، دو روز یا کم‌تر یا بیشتر روزه مى‏گیرم، یا فلان مبلغ را صدقه مى‏کنم. حضرت ابن عباسب از رسول اللّهص روایت مى‏کند: «نَهَى رسول‏ُُ اللّهِ ج عَنِ النَّذْرِ وَقَالَ: إنَّهُ لَا يَرُدُّ شَيْئًا وإِنَّما يَسْتَخْرِجُ بِهِ مِنْ مَّالِ الْبَخِيْلِ» (متفق علیه). «رسول ‏اللّهص از نذر نهى کرده و فرموده است: نذر هیچ مشکلى را حل نمى‏کند و آفتى را برنمى‏گرداند. البته موجب مى‏شود که بخیل مالش را انفاق کند».

نذر اگر بمنظور خشنودى اللّه نباشد حرام است. مانند نذر کردن براى قبور اولیاء و ارواح نیکان و صالحان. مانند: اینکه بگوید: اگر خداوند بیمار مرا شفا داد، بر مزار فلان ولى گوسفندى یا گاوى ذبح مى‏کنم یا فلان مبلغ یا کالا را... این گونه نذر، بدلیل اینکه بمعنى منتقل کردن عبادت براى غیر خداوند است، حرام و شرک است خداوند مى‏فرماید: ﴿وَٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُشۡرِكُواْ بِهِۦ شَيۡ‍ٔٗا [النساء: ۳۶]. «خدا را عبادت کنید و هیچ چیزى را با وى شریک نگیرید».

۳- انواع نذر:

۱- نذر مطلق بمنزله خبر است که از زبان مسلمان بیرون مى‏آید. مانند: نذر کرده‏ام که براى خداوند، یعنى براى خشنودى خداوند سه روز روزه بگیرم یا ده مسکین را اطعام کنم. منظورش از این نذر حصول ثواب و تقرب إلى اللّه باشد. حکم این گونه نذر این است که وفا، یعنى عمل کردن به آن واجب است. خداوند مى‏فرماید: ﴿وَأَوۡفُواْ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ إِذَا عَٰهَدتُّمۡ [النحل: ٩۱]. «وقتى با خدا عهد کردید به‏ عهدتان وفا کنید». و مى‏فرماید: ﴿وَلۡيُوفُواْ نُذُورَهُمۡ [الحج: ۲٩]. «به نذرهاى‏تان وفا کنید».

۲- نذر مطلق غیر معین: مانند: «لِلّهِ عَلَىَّ نَذْرٌ» من براى خدا نذر کردم. اما نوعیت نذر را مشخص نمى‏کند که روزه، نماز یا صدقه است. و حکم نذر مطلق غیر معین این است که بمنظور وفا بدان کفاره یمین واجب است. رسول ‏اللّهص مى‏فرماید: «كَفَّارَةُ النَّذْرِ إِذَا لَمْ يُسَمَّهِ كَفَّارَةُ يَمِيْنٍ» (مسلم). «وقتى نذر مشخص نباشد، کفاره آن، کفاره یمین است». بعضى‏ها براى ایفاء نذر مطلق غیر معین، اقل آنچه که بدان نذر گفته مى‏شود، مانند دو رکعت نماز یا یک روز، روزه را کافى دانسته‏اند.

۳- نذر مقید به فعل و عمل خداوند: این نذر بمنزله شرط است. مانند اینکه بگوید: اگر خداوند بیمار مرا شفا داد یا گم شده مرا پیدا کرد، ده مسکین را طعام مى دهم یا ده روز را روزه مى‏گیرم. حکم این گونه نذر این است که این نذر هرچند که مکروه است اما وفا بدان واجب است. هرگاه خداوند نیازش را برآورد، انجام آن عبادت که در نذر آن را اسم برده است واجب مى‏گردد. رسول‏ اللّهص مى‏فرماید: «مَنْ نَذَرَ أَنْ يُطِعِ اللّهَ فَلْيُطِعْهُ» (بخاری). «هرکس نذر کند که خدا را عبادت کند، باید او را عبادت کند». و اگر خداوند نیازش را تأمین نکند، وفا بر وى واجب نیست.

۴- نذر مقید به فعل و عمل بنده و آن را نذر لجاج نیز مى‏گویند. مانند: اگر چنین کردم، یک ماه را روزه مى‏گیرم، یا فلان مبلغ از مالم را صدقه مى‏کنم.

حکم این نذر، این است که ناذر (کسى که نذر کرده است) اختیار دارد، یا نذرش را وفا کند یا اینکه خود را حانث کند و کفاره یمین بدهد. رسول ‏اللّهص مى‏فرماید: «لَا نَذْرَ فِى غَضَبٍ وَكَفَّارَتُهُ، كَفَّارَةُ يَمِيْنٍ» (سعيد فى مسنده). «نذر در حال خشم و غضب‏ صحیح نیست و کفاره آن، کفاره یمین است». وقتى آدم لج باز نذر کند، حتما نذر او توأم با خشم و غضب است.

۵- نذر معصیت: نذر معصیت آن است که انجام دادن عمل حرام یا ترک واجبى را نذر کند. مثلا نذر کند که یک نفر مؤمن و مسلمانى را بزند یا نمازى را ترک کند. حکم این گونه نذر این است که وفا بدان حرام است رسول‏ اللّهص مى‏فرماید: «مَنْ نَذَرَ أنْ يُطِعِ اللّهَ فَلْيُطِعْهُ وَمَنْ نَذَرَ أَنْ يَّعْصِيَهُ فَلَا يَعْصِيْهِ» (احمد، ترمذى، ابوداود). «هرکس نذر کند که خدا را عبادت کند، باید او را عبادت کند و هرکس نذر کند که خدا را معصیت کند او را معصیت نکند». البته علماء بر این باورند که، کسى چنین نذر کند، بر وى کفاره یمین واجب است، رسول‏ اللّهص مى‏فرماید: «لَا نَذْرَ فِى مَعْصِيَةٍ وَكَفَّارَتُهُ، كَفَّارَةُ يَمِيْنٍ» «نذر در گناه اعتبار ندارد و کفاره آن، کفاره یمین است».

۶- نذر کردن آنچه که در ملک یا در توان انسان نیست. مانند، اینکه نذر مى‏کند که غلام فلان شخص را آزاد کند یا کوهى از طلا را صدقه کند. حکم این نذر این است که کفاره یمین بدهد. در حدیث آمده است، «لَا نَذْرَ فَى مَا لَا يَمْلِكُ» «نذر در آنچه که در اختیار انسان نیست، اعتبار ندارد».

٧- نذر براى حرام کردن آنچه که خداوند آن را حلال کرده است. مانند این که، خوردنى و نوشیدنى مباح و حلالى را حرام کند. حکم این گونه نذر این است که آن طعام و شراب حرام نمى‏شود. زیرا هیچ چیزى که خداوند آن را حلال کرده است، حرام نمى‏شود و اگر کسى چیز حلالى را حرام کند، بر وى کفاره یمین لازم مى‏شود. البته حرام کردن همسر حکم جداگانه‏اى دارد که قبلا بیان گردید.

توجه:

هرکس تمام دارائى‏اش را نذر کند، دادن یک سوم کفایت مى‏کند، اگر نذر، نذر مطلق باشد. و اگر نذر، نذر ضد و لجاج است فقط کفاره یمین بدهد.

هرکس طاعت و عبادتى را نذر کند، و پیش از انجام آن بمیرد، ولى او آن را به نیابت از وى انجام دهد. در حدیث صحیح آمده است: زنى از عبد للّه بن عمرب سوال کرد و گفت: مادرم نذر کرده بود که در مسجد قباء نماز بخواند و قبل از اینکه بدان عمل کند، زندگى را بدرود گفت. عبداللّه بن عمرب دستور داد به دخترش که به نیابت از وى در مسجد قباء نماز خواند.