صفحه نخست عقاید (کلام) درس های روزانه درس ۱۰: حدیث داستان سه نفری که به غار رفتند

درس ۱۰: حدیث داستان سه نفری که به غار رفتند

ما جاء في رواية الشيخين وملخصه: «إن ثلاثة نفر أصابهم مطر فآووا إلى غار في جبل فانطبقت عليهم صخرة، فتوسل أحدهم ببر والديه، والثاني بترك ما حرم الله عليه، والثالث برد حق إلى مستحقه بعد أن قال بعضهم لبعض انظروا أعمالاَ صالحة عملتموها لله فادعوا الله بها لعله يفرجها عنكم، فدعوا وتوسلوا ففرج عنهم الصخرة وخرجوا من الغار سالـمين». خلاصۀ آنچه در روایت بخاری و مسلم آمده است که: سه نفر ایشان را بارانی رسید و به غاری که در کوه بود پناه بردند صخرۀ بزرگی فرود آمد و در غارشان را بست، یکی از ایشان به نیکوکاری که به پدر و مادر نموده بود متوسل شد و دومی به ترک آنچه که خدا بر وی حرام قرار داده بود، و سومی به بازگرداندن حقی به مستحقش، بعد از این که برای یکدیگرشان گفتند: به اعمال صالحه که برای خدا انجام داده اید بنگرید و به وسیلۀ آن از خدا بخواهید تا شاید گشایشی بر شما پدید آورد، سپس دعا نمودند و وسیله جستند تا از صخره گشایشی پیدا شده و سالم از غار خارج شدند. (رواه البخاری ومسلم)

شرح: نظر به این فرمودۀ رسول الله ج «کان فيمن کان قبلکم ثلاثة نفر»: این سه نفر از امتان پیشینه بودند و معنی «أووا إلی غار»: یعنی باران آن‌ها را ناچار نمود که داخل غار کوه شوند تا از باران محفوظ بمانند و معنی«بر الوالدين»: یعنی اطاعت‌شان در کارهای معروف و پسندیده و بدنکردن به اوشان و رساندن خیر و نیکویی به آن‌ها، و معنی «برد حق إلی مستحقه» واین طوری بود که او کارگری را اجیر کرده بود. کارگر برایش کار کرده بود و مزد خودش را نگرفته بود صاحب کار آن مال را برای کارگر به معامله گذاشت که به سرمایه بزرگی مبدل شد، و وقتی صاحب حق آمد از جهت خوف و طاعت خدا تمام مال را به صورت کامل به او داد، و همچنین این حدیث دلالت دارد که همانطوری که توسل به انجام صالحات می‌شود به ترک محرمات از جهت خوف خدا و اطاعت نیز می‌باشد.

راهنمائی‌هایی برای مربی:

۱- خلاصۀ شرح را برای‌شان بخوان و تکرار کن تا ببینی که بیشترشان آن را حفظ کرده‌اند.

۲- شرح را جمله جمله بخوان و در هر معنی توقف نموده و به اندازۀ فهم‌شان تفسیر کن و شتاب مکن.

۳- برای‌شان تذکر ده: آن که به ترک زنا وسیله جست طوری بود که او یکسال کامل از دختر عمویش طلب وصال می‌نمود و دختر حاضر نمی‌شد تا این که احتیاج و فقر، او را مضطر نمود و به آن مرد تسلیم شد «ونفسش را به آن مرد سپرد» و آنگاه که مرد بر حرام تمکن یافت دختر برایش گفت: آیا از خدا نمی‌ترسی که مُهری را بدون حقش می‌شکنی؟ مرد از نزدش بلند شده و او را ترک نمود و مالی را که به دختر داده بود طلب نکرد.

۴- برای‌شان یادآور شو: که توسل به خدا برای برآوردن حاجات و نجات از مهلکه‌ها یا رفع درجات، به ایمان و عمل صالح و ترک شرک و گناهان صورت می‌گیرد.