سورۀ واقعه

﴿ٱلۡوَاقِعَةُ «واقعۀ قیامت، فرود آینده، رخ دهنده».

﴿خَافِضَةٞ «خوار کننده، پایین آورنده».

﴿رَّافِعَةٌ «بالابرنده، برافرازنده».

﴿رُجَّتِ «بلرزد، جنبانده شود، به تکان انداخته شود».

﴿رَجّٗا «لرزاندن، جنباندن، بشدت بلرزد».

﴿بُسَّتِ «کوبیده ومتلاشی شوند».

﴿بَسّٗا «کوبیدن، متلاشی، ریزه ریزه».

﴿هَبَآءٗ «غبار، گرد».

﴿مُّنۢبَثّٗا «پراکنده».

﴿أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَيۡمَنَةِ «یاران دست راست».

﴿وَأَصۡحَٰبُ ٱلۡمَشۡ‍َٔمَةِ «یاران دست چپ».

﴿ثُلَّةٞ «گروهی، پاره، دسته».

﴿مَّوۡضُونَة «مرصع، زربفت».

﴿مُّخَلَّدُونَ «جاودانان».

﴿أَبَارِيقَ «جمع ابریق، کوزه‌ها».

﴿لَّا يُصَدَّعُونَ «سر درد نگیرند».

﴿لَا يُنزِفُونَ «بیهوش نشوند».

﴿تَأۡثِيمًا «گناه آلود، گفتار گناه».

﴿مَّخۡضُودٖ «بی خار».

﴿طَلۡحٖ «درختان موز».

﴿مَّنضُودٖ «به هم پیچیده، پر بار وتو بر تو».

﴿مَّمۡدُودٖ «گسترده، کشیده».

﴿مَّسۡكُوبٖ «ریزان، جاری، روان».

﴿أَبۡكَارًا «جمع بکر، دوشیزگان».

﴿عُرُبًا «شوهر دوستان، شیفته».

﴿أَتۡرَابٗا «هم سن وسال».

﴿يَحۡمُومٖ «دودهای متراکموسیاه».

﴿يُصِرُّونَ «اصرار می‌ورزند».

﴿ٱلۡحِنثِ ٱلۡعَظِيمِ «گناه بزرگ(شرک)».

﴿شُرۡبَ ٱلۡهِيمِ «نوشیدن شتران مبتلا به بیماری تشنگی».

﴿حُطَٰمٗا «کاه درهم کوبیده، گیاه خشک».

﴿تَفَكَّهُونَ «شگفت زده می‌شوید، تعجب می‌کنید».

﴿مُغۡرَمُونَ «زیان کاران، زیان کرده ایم».

﴿ٱلۡمُزۡنِ «ابر».

﴿تُورُونَ «می‌افروزید».

﴿مُقۡوِينَ «نیازمندان، مسافران».

﴿بِمَوَٰقِعِ ٱلنُّجُومِ «جایگاه ستار گان».

﴿ٱلۡمُطَهَّرُونَ «پاکان، پاک شدگان(مراد فرشتگان است)».

﴿مُّدۡهِنُونَ «جمع مدهن، سهل انگار، سازشکار، انکار کننده، سستی می‌کنید».

﴿غَيۡرَ مَدِينِينَ «جزا داده نمی‌شوید».

﴿رَوۡحٞ «آرامش، آسایش».

﴿رَيۡحَانٞ «گلهای خوشبو، ریحان».

﴿تَصۡلِيَةُ «فروانداختن، در آوردن، سوزاندن».

﴿جَحِيمٍ «آتش جهنم».