سورۀ رعد

﴿عَمَد «ستون».

﴿مَدَّ «گسترد».

﴿قِطَع «قطعه‌های گوناگون».

﴿مُّتَجَٰوِرَٰتٞ «کنار هم».

﴿صِنۡوَانٞ «(رسته از)یک بن، یک پایه».

﴿غَيۡرُ صِنۡوَانٖ «چندبن، دوپایه».

﴿ٱلۡأَغۡلَٰلُ «جمع غل، زنجیرها، طوقها».

﴿أَعۡنَاق «جمع عنق، گردنها».

﴿ٱلۡمَثُلَٰتُ «بلاها، عقوبتها».

﴿تَغِيض «می‌کاهند».

﴿تَزۡدَاد «افزون می‌کنند».

﴿مُتَعَال «بلند مرتبه».

﴿مُسۡتَخۡفِۢ «پنهان می‌شود، بسیار پنهان شونده».

﴿سَارِبُۢ «راه می‌رود، رونده».

﴿مُعَقِّبَٰتٞ «فرشتگان پی درپی».

﴿وَال «سرپرست، کار ساز».

﴿يُنشِئُ «پدیده می‌آورد».

﴿ٱلسَّحَاب «ابرها».

﴿ٱلثِّقَالَ «سنگین (بار)».

﴿ٱلرَّعۡدُ «رعد».

﴿شَدِيدُ ٱلۡمِحَالِ «بسیار نیرومند(وسخت گیر)است».

﴿بَٰسِطِ «دراز کننده، گشاینده».

﴿كَفَّيۡه «دو کف دستش».

﴿فَا «دهان».

﴿ظِلَٰل «جمع ظل، سایه‌ها».

﴿سَالَتۡ «روان شد».

﴿أَوۡدِيَةُۢ «جمع وادی، رودخانه‌ها».

﴿ٱحۡتَمَلَ «برداشت».

﴿ٱلسَّيۡلُ «سیل، سیلاب».

﴿زَبَدٗا «کفی».

﴿رَّابِيٗا «بالا آمده».

﴿يُوقِدُونَ «روشن می‌کنند، می‌افروزند».

﴿حِلۡيَةٍ «زیور، زینت».

﴿ٱلزَّبَدُ «کف».

﴿جُفَآءٗ «کنار افتاده، کناری».

﴿مَا يَنفَعُ «آنچه سود می‌بخشد».

﴿يَمۡكُثُ «(باقی) می‌ماند».

﴿يَصِلُونَ «پیوند می‌دهند».

﴿يَدۡرَءُون «دفع می‌کنند».

﴿عُقۡبَى ٱلدَّارِ «فرجام سرای آخرت».

﴿نِعۡمَ «چه خوب».

﴿يَنقُضُونَ «می‌شکنند».

﴿تَطۡمَئِنُّ «آرام می‌گیرد».

﴿طُوبَىٰ «خوشی، بهشت».

﴿مَتَابِ «بازگشت».

﴿سُيِّرَتۡ «حرکت آیند، روان می‌شد».

﴿قُطِّعَتۡ «پاره پاره شود، شکافته می‌شد».

﴿كُلِّمَ «به سخن آورده شود، سخن گفته شود».

﴿قَارِعَةٌ «بلاهای کوبنده، مصیبت».

﴿تَحُلُّ «فرود می‌آید».

﴿أَمۡلَيۡتُ «مهلت دادم».

﴿سَمُّوهُمۡۚ «نام ببرید».

﴿تُنَبِّ‍ُٔونَ «آگاه می‌کنید».

﴿أَشَقُّۖ «سخت تر».

﴿وَاقٖ «نگه دارنده».

﴿أُكُل «میوه، خوراکی».

﴿دَآئِمٞ «همیشگی».

﴿عُقۡبَى «سرانجام».

﴿يَفۡرَحُونَ «خوشحال می‌شوند».

﴿يَمۡحُواْ «محو می‌کند، از میان بر می‌دارد».

﴿أُمُّ ٱلۡكِتَٰبِ «اصل کتاب، لوح محفوظ».

﴿نَنقُصُهَا «می‌کاهیم».

﴿أَطۡرَاف «دامنه‌ها، نواحی، اطراف».

﴿لَا مُعَقِّبَ «نیست باز دارنده ای، نیست تعقیب کننده‌ای».