سورۀ یونس

﴿قَدَمَ صِدۡقٍ «پاداش نیکو، قدم راستی».

﴿يَبۡدَؤُاْ «آغاز می‌کند».

﴿ٱلۡخَلۡقَ «آفرینش».

﴿يُعِيد «باز می‌گرداند».

﴿ضِيَآءٗ «روشنایی».

﴿وَقَدَّرَ «مقدر کرد».

﴿مَنَازِلَ «جمع منزل، منازلی، بروج».

﴿عَدَدَ «عدد، شمارش».

﴿ٱلسِّنِينَ «جمع سنة، سالها».

﴿لَا يَرۡجُونَ «امید ندارند».

﴿دَعۡوَىٰ «دعا، مناجات».

﴿تَحِيَّتُ «سلام، تحیت».

﴿ٱسۡتِعۡجَالَ «شتافتن، عجله کردن».

﴿جَنۢبِهِۦٓ «پهلویش».

﴿مُسۡرِفِينَ «اسرافکاران، اسراف کنندگان».

﴿ٱئۡتِ «بیاور».

﴿غَيۡرِ هَٰذَآ «غیر از این».

﴿بَدِّل «تغییر بده، تبدیل کن».

﴿أَدۡرَىٰكُم «شما را آگاه می‌کردم».

﴿لَبِثۡتُ «گذرانده ام، مانده ام».

﴿عُمُرٗا «عمری را، مدت مدیدی».

﴿جَرَيۡنَ «به حرکت در آمد».

﴿عَاصِفٞ «تند، شدید».

﴿يَبۡغُونَ «سرکشی می‌کنند».

﴿نَبَاتُ «گیاهان».

﴿زُخۡرُفَهَا «بهجت، پیرایه».

﴿وَٱزَّيَّنَتۡ «آراسته شد».

﴿حَصِيدٗا «درو شده».

﴿لَا يَرۡهَقُ «فرا نگیرد، نپوشاند».

﴿رهق «پوشاندن، فراگرفت».

﴿قَتَرٞ «تیرگی، خواری».

﴿عَاصِمٖ «نگاه دارنده».

﴿أُغۡشِيَتۡ «پوشیده شده است».

﴿قِطَعٗا «پاره ای».

﴿مُظۡلِمًاۚ «تاریک».

﴿مَكَانَكُم «در مکان خودتتان».

﴿زَيَّلۡنَا «جدا کردیم، جدایی انداختیم».

﴿زَيَّل «جدا کرد، جدایی انداخت».

﴿إِيَّانَا «ما را».

﴿هُنَالِكَ «آنجا».

﴿بۡلُواْ «می‌آزماید».

﴿أَسۡلَفَتۡۚ «از پیش فرستاده است».

﴿رُدُّوٓاْ «باز گردانده می‌شوند».

﴿أَمَّن «چه کسی».

﴿حَقَّتۡ «(حق)ثابت شد، واجب گردید».

﴿لَّا يَهِدِّيٓ «هدایت نمی‌شود، راه نبرد».

﴿لَّمۡ يَلۡبَثُوٓاْ «درنگ نکرده اند».

﴿سَاعَةٗ مِّنَ ٱلنَّهَارِ «ساعتی از روز».

﴿يَتَعَارَفُون «یکدیگر را بشناسند».

﴿مَتَىٰ «کی».

﴿بَيَٰتًا «شبانگاه».

﴿يَسۡتَنۢبِ‍ُٔو «خبر می‌گیرند، می‌پرسند».

﴿إِي «آری».

﴿وَرَبِّيٓ «سوگند به پروردگارم».

﴿ٱلنَّدَامَةَ «پشیمانی».

﴿أَلَآ «آگاه باشید».

﴿ءَآللَّهُ أَذِنَ «آیا خدا اجازه داده است».

﴿مَا تَكُونُ «نباشی».

﴿شَأۡنٖ «کار، حالت».

﴿تُفِيضُونَ «وارد می‌شوید، می‌پردازید».

﴿مَا يَعۡزُبُ «پوشیده نمی‌ماند».

﴿أَصۡغَرَ «کوچکتر».

﴿يَخۡرُصُونَ «دروغ می‌گویند، تخمین می‌زنند».

﴿مَّقَامِي «اقامت من، ماندن من».

﴿تَذۡكِيرِي «یاد آوری».

﴿غُمَّةٗ «پوشیده نماند، غم واندوه».

﴿ٱلۡمُنذَرِينَ «بیم دادگان».

﴿تَلۡفِتَ «باز داری، منصرف کنی».

﴿ٱلۡكِبۡرِيَآءُ «بزرگی، پادشاهی».

﴿لَعَالٖ «سرکش، برتری جوی، جاه طلب».

﴿تَبَوَّءَا «انتخاب کنید».

﴿ٱطۡمِسۡ «نابود کن، از بین ببر».

﴿ٱشۡدُدۡ «سخت کن، محکم ببند».

﴿أُجِيبَت «پذیرفته شد».

﴿لَا تَتَّبِعَآنِّ «پیروی نکنید».

﴿أَدۡرَكَ «فرا رسید، دریافت».

﴿ءَآلۡـَٰٔنَ «آیا اکنون».

﴿مُبَوَّأَ «جایگاه».

﴿يَقۡرَءُونَ «می‌خوانند».

﴿مَا تُغۡنِي «سودی نمی‌بخشد».

﴿ٱلنُّذُرُ «جمع نذیر، هشدارها، بیم دادنها».

﴿نُنَجِّي «نجات می‌دهیم».

﴿رَآدَّ «مانع، بازدارنده، برگرداننده».