بر آرامگاه سلطان صلاح الدین

از کتابخانه «الظاهریه» بیرون آمده و به سوی جامع اموی حرکت کردیم و قبل از این که وارد مسجد شویم، آرامگاه شرف الاسلام والمسلمین، ناصرالملة والدین سرباز دلیر اسلام سلطان صلاح الدین ایوبی / را که خداوند به وسیله او اسلام و مسلمانان را روسفید و سربلند نمود و جملات صلیبیان را پاسخ گفت و شوکت آنان را درهم کوبید، زیارت کردیم.

لحظاتی بر ورودی مقبره ایستادیم و افتخار بزرگ و عظمت عمل جاودانه‌ی او و معرکه‌ی سرنوشت‌ساز حطین را به یاد آوردیم، معرکه‌ای که به نابودی صلیبیان انجامید، و فرشتگان و جبرئیل به او شادباش و ثناء گفتند، و به شعر زرکلی تمثل بستم که از زبان فلسطین و ساکنان آن می‌گوید:

هاتي‌صلاح الدين ثانية فينا
وجددي حطين
أو شــــــبه حطــــــــينا

«بار دیگر صلاح الدین را به میدان فرست و معرکه‌ی حطین و یا لااقل شبیه حطین را، باز آفرین».

به آرامگاه مجاهد عظیم وارد شدیم، مجاهدی که انتقام مسلمانان را از دشمنان گرفت و خداوند را خشنود ساخت و برای یاری دین او به پا خاست، و از شرافت اسلام و بیت المقدس و کرامت و آزادگی امت اسلام پاسداری نمود، برایش دعای رحمت و مغفرت نمودیم.

یکی از همراهان گفت: هنگامی که ژنرال «گورو» فرانسه‌ای سوریه را فتح کرد، بر سر قبر سلطان آمد و آن را با لگد کوبید و گفت: «صلاح الدین تا کی می‌خوابی؟ ببین ما آمدیم و سوریه را فتح کردیم». آری، این امر از سبک‌مغزی فرانسه‌ای‌ها و کبر و غرور اروپائیان بعید نیست، به راستی که شاعر درست گفته است:

«یک زنده حریف هزار مرده است».

برگرفته از کتاب دیگر مؤلف مذکرات سائح فی الشرق العربی.