فصل:

سخن تابعین و كسانیكه اسلام را درک كردند، شاملِ امامان محدث و فقیه و مفسر و پیشوایان تزكیه نفس:

البته سخنانشان بقدری زیاد است كه كسی جز خداوند بر آنها احاطه ندارد. سعید ابن مسیب گفت: «زیادة» نگریستن به ذات خداوند است.(رواه مالک)؛ و حسن / گفت: «زیادة» نگریستن به ذات خداوند است.(رواه ابن ابی حاتم)؛ و عبد الرحمن ابی لیلی گفت: «زیادة» نگریستن به وجه خداوند می¬باشد.(رواه حماد بن زید)؛ و همچنین این سخن را عامر بن سعد بجلی كه سفیان آنرا از ابو اسحاق آورده است و عبدالرحمن بن سابط و عكرمه و مجاهد و قتاده و سدی و ضحاک و كعب آورده¬اند و عمر بن عبدالعزیز نیز برای بعضی كاركنانش نوشت: من تو را به ترس از خداوند و التزام در طاعتش، و تمسک به امرش، و تعهد به آنچه كه خداوند ترا به نگهداری در دینش امر كرده است، و سعی در حفظ كتابش، توصیه می¬كنم؛ و [آگاه باش] ترس از خداوند، دوستانِ وی را از غضبش حفظ می¬كند و بوسیله آن رفیق پیامبرانش می¬شوند، و توسط آن چهره¬هایشان تر و تازه می شود، و بسوی خالقشان می¬نگرند، و آن حفظ شدن انسان در دنیا از فتنه¬¬ها و در روز قیامت از بلایا است. و حسن / گفت: اگر عابدان در دنیا در این فكر بودند كه پروردگارشان را در روز قیامت نمی¬بینند، دل‌هایشان حزین می¬شد. اعمش و سعید ابن جبیر گفتند: همانا بهترین اهل بهشت كسی است كه صبح و شام پروردگارش را می¬نگرد. و كعب گفت: خداوند سبحان به بهشت نمی¬نگرد بجز اینكه بگوید: [ای بهشت!] برای اهلت طیب باش، و [بهشت] دو برابر آنچه كه [طیب] هست، [طیبتر] می‌شود، تا اهلش بیایند، روزی در دنیا برای آنها عید نبود بجز اینكه به اندازه¬اش پروردگار تبارک و تعالی در باغ‌های بهشت به آنها برتری داد، به او می¬نگرند و بادی با بوی مشک بر آنها شروع به وزیدن می¬كند، هر آنچه كه از پروردگارشان می‌خواهند به آنها می¬دهد، تا اینكه بر می¬گردند و [بعد از برگشتشان] هفتاد برابر از نظر حسن و جمال برتری می¬یابند، سپس بسوی همسرانشان می¬روند و آنها نیز مانند خودشان ارتقاء می¬یابند. و هشام بن حسان گفت: همانا خداوند بر اهل بهشت آشكار می¬شود و بر اثر آن اهل بهشت تمام نعمتهای بهشتی را فراموش می¬كنند. و طاووس رح گفت: اهل ریا و چشم و هم چشمی، عملشان آنها را بجایی می¬رساند كه در [عقیده¬ی] رؤیتِ [خداوند]، لجاجت کرده و با اهل سنت پیامبر مخالفت می¬كنند. و شریک از ابو اسحاق سبیعی روایت می كند كه او گفت: «زیادة» نگریستن به وجه رحمان تبارک و تعالی می¬باشد.

از عبدالرحمن بن ابی لیلی آمده است كه آیه ﴿وَلَدَيۡنَا مَزِيدٞ را تلاوت كرد و گفت: وقتی اهل بهشت وارد بهشت می¬شوند، هر آنچه كه درخواست كنند و بخواهند به آنها داده می¬شود، و خداوند عزوجل می¬فرماید: همانا از حقّتان چیزی مانده است كه به شما داده نشده باشد، پس از آن، خداوند بر آنها آشكار می¬شود، و تمام نعمتهایی كه به آنها داده خواهد شد مانند آن [آشكار شدن خداوند] نخواهد بود و «الحسنی» بهشت و «زیادة» نگریستن به وجه پروردگارشان عزوجل می‌باشد [۱۱۲]، و ﴿لِّلَّذِينَ أَحۡسَنُواْ ٱلۡحُسۡنَىٰ وَزِيَادَةٞۖ وَلَا يَرۡهَقُ وُجُوهَهُمۡ قَتَرٞوَلَا ذِلَّةٌ [یونس: ۲۶]. بعد از نگریستن به پروردگارشان تبارک و تعالی می¬باشد. و علی ابن مدینی گفت: از عبدالله ابن مبارک درباره¬ی سخنِ خداوند ﴿فَمَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ رَبِّهِۦ فَلۡيَعۡمَلۡ عَمَلٗا صَٰلِحٗا وَلَا يُشۡرِكۡ بِعِبَادَةِ رَبِّهِۦٓ أَحَدَۢا [الکهف: ۱۱۰] [۱۱۳]. پرسیدم و عبدالله گفت: كسی كه دیدن وجه خالقش را می¬خواهد باید عمل صالح انجام دهد و كسی را از آن [عمل صالح] با خبر نكند. و نعیم بن حماد گفت: از ابن مبارک شنیدم كه می گفت: خداوند خود را از كسی مخفی نمی¬دارد بجز اینكه او را عذاب كند، سپس آیه: ﴿كَلَّآ إِنَّهُمۡ عَن رَّبِّهِمۡ يَوۡمَئِذٖ لَّمَحۡجُوبُونَ ١٥ ثُمَّ إِنَّهُمۡ لَصَالُواْ ٱلۡجَحِيمِ ١٦ ثُمَّ يُقَالُ هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ ١٧ [المطففین: ۱۵-۱۷] [۱۱۴] را قرائت كرد. عباد ابن عوام گفت: شریک بن عبدالله نزدیک پنجاه سال پیش نزد ما آمد، به او گفتیم: ای ابو عبدالله نزد ما قومی از معتزله هستند و این احادیثِ «همانا خداوند بر آسمان دنیا نازل می¬شود» [۱۱۵]، و «همانا اهل بهشت پروردگارشان را می¬بینند» [۱۱۶]، را منكر می¬شوند، او نیز در مورد این موضوع، ده حدیث برای من روایت كرد، و گفت: ما دینمان را از تابعین و تابعین نیز از صحابه پیامبر ج گرفتند، آنها دینشان را از چه كسی یاد گرفته¬اند؟ عقبه بن قبیصه گفت: روزی ابونعیم نزد ما آمد و در وسط مجلس نشست و بسیار عصبانی بود، گفت: سفیان بن سعید و منذر بن ثوری و زهیر بن معاویه و حسن بن صالح بن حی و شریک بن عبدالله نخعی كه پسران مهاجرین بودند، از پیامبر خدا ج روایت كرده¬اند كه خداوند تبارک و تعالی در آخرت رؤیت می¬شود و حالا پسر یهودی صباع -یعنی بشر المریسی- می¬گوید: خداوند دیده نمی‌شود.

[۱۱۲] دارقطنی در سننش در كتاب الرؤیة: (۲۹۸). [۱۱۳] «پس هر كس كه امید دیدار پروردگارش را دارد عمل صالح انجام دهد [و در پرستش او كسی را شریک نكند]». [۱۱۴] «چه بسا، هر آئینه ایشان از (دیدار) پروردگار خویش در آن روز در پرده خواهند بود * سپس آنها با (آتش) دوزخ می¬سوزند * آنگاه بدیشان گفته می¬شود: این همان چیزی است كه تكذیب می‌كردید». [۱۱۵] طبرانی در معجم الكبیر: (۹/۴۵) و (۱۲/۴۲۶)، و سیوطی در مجمع الجوامع: (۵۳۴۳)، و الهندی در كنز العمال: (۳۳۹۷) و (۲۲۳۹۴)، و خطیب بغدادی در تاریخ بغداد: (۱/۳۶۵). [۱۱۶] الآجری در الشریعة: (۲۶۵).