فصل:

حدیث سلمان فارسی س، او گفت: [عده¬ای روز قیامت] نزد پیامبر ج می¬روند و می¬گویند: ای پیام آور خدا! همانا خداوند با تو آغاز كرد و با تو ختم كرد و تو را آمرزید، برخیز و ما¬ را نزد پروردگارت شفاعت كن، و او می¬فرماید: البته، من همنشین شما هستم و (از بین جمع) خارج می¬شود و انسانها را جمع می¬كند تا به درب بهشت می¬رسند و حلقه¬ی درب را می¬گیرد و آنرا می-كوبد، گفته می¬شود: كیست؟ گفته می¬شود: محمد، گفت: (درب) برای او باز می¬شود و می¬رود و جلوی خداوند می¬ایستد و در [حالت] سجده [از وی] اجازه می¬خواهد، و به او اجازه [شفاعت] داده می¬شود [۹۴].

[۹۴] الهیثمی در مجمع الزوائد: (۱۰/۳۷۲)، و طبعة الدار آن (۱۸۵۰۳)، و طبرانی در المعجم الكبیر: (۶/۳۰۴)، و ابن حجر در فتح الباری: (۱۱/۴۳۶)، و ابن حجر در المطالب العالیة: (۴۶۴۸)، و ابن ابی شیبة در المصنف: (۱۱/۴۴۹).