انگیزۀ جنگ احد:

خداوند متعال پیامبر گرامی و بزرگوارمان ص را هنگامی مبعوث فرمود که جامعۀ بشری چندین قرن را بدون هیچ رسول و پیامبری سپری کرده بود، و زندگی بشری تاریک‌ترین ادوارِ جهالت و گمراهیش را سپری می‌کرد، و تمام جامعۀ آنروز در اوج انحراف و سر در گمی غرق بود، پیامبر بزرگوارمان ص دعوت‌شان را یکه و تنها آغاز کردند، و رفته رفته تعداد اندکی که به ایشان ایمان آوردند یعنی یاران جانباز و صحابۀ فداکار آنحضرت در کنار ایشان به نشر دین اسلام در سراسر جهان پرداختند و در برابر کافران معاند و لج باز که در عوض پذیرش دعوت حق، در مقابل آن شمشیر کشیده بودند سینه سپر کردند.

این مجاهدان قهرمان و سر بکف با رهبری پیامبر بزرگوارشان ص در غزوۀ بدر که اولین نبرد کفر و اسلام بود با دشمن روبرو شدند، نتیجه این شد که به لطف خداوند توانا دین حق پیروز گردید و پرچم اسلام به اهتزاز در آمد و مشرکان با شکست و رسوایی و سر افگندگی به مکه باز گشتند. هر کدام آنان بر کشتگان نبرد حق علیه باطل می‌گریست و ناله می‌کرد، این شکست بر آنان سخت دشوار افتاد و داغ پرسوزی بر دلشان گذاشت!

اینجا بود که سران مشرک قریش تصمیم گرفتند از مسلمانان انتقام بگیرند لذا شروع به آمادگی نمودند، یک سال کامل آمادگی گرفتند، تا سر انجام نیروهایشان را جمع کردند و سازماندهی نمودند، تا اینکه در ماه شوال سال سوم هجری قمری لشکر کفر از مکه عازم مدینه گردید، تا انتقام شکست بزرگ بدر را از مسلمانان بگیرند.

لشکر کفر در دامنۀ کوه احد کنار وادی پیچه شد، البته از میان مسلمانان هم کسانی بودند که چون در غزوۀ بدر نتوانسته بودند شرکت کنند، به پیامبر ص مشورت دادند که برای رویاروی با لشکر مشرکین به خارج از شهر مدینه بروند.