صفحه نخست عقاید (کلام) الوهیت در پرتو قرآن و سنت فصل حیله‌های شیطان برای کسانی که قبور را تقدیس...

فصل حیله‌های شیطان برای کسانی که قبور را تقدیس می‌کنند

به این ترتیب روشن می‌شود که شیطان ملعون، برای مشرکان قبرهایی را قرار داده است [۳۵٧] که آنها را به عنوان بت [۳۵۸] در مقابل خداوند تعظیم و پرستش می‌کنند، پس [شیطان] به اولیای خود وحی می‌کند که هر کس عبادت و تبدیل آنها (قبرها) به عید و [بتکده] [۳۵٩] را نهی کند، در حقیقت آنها را کم ارزش جلوه داده و حق آنها را ادا ننموده است [۳۶۰]. پس جاهلان مشرک به جنگ و مجازات آنان می‌پردازند. آنان در نظر این افراد جز دعوت به اخلاص در توحید [۳۶۱] و نهی از همه انواع شرک و اثبات هیچ گناهی ندارند. در این حالت مشرکان خشمگین شده و قلب‌هایشان هراسان می‌شود [و آنان ایمان نمی‌آورند] [۳۶۲] و می‌گویند که [موحدان] صاحبان مقام و منزلت‌ را خوار کردند, به همین دلیل سزاوار عذاب و سرزنش هستند. آنان گمان می‌کنند که [نزد ما] [۳۶۳] هیچ حرمت و ارزشی ندارند، تا جایی که این امر در نفوس جاهلان و انسانهایی پست و بسیاری از کسانی که به اهل دین و علم نسبت داده می‌شوند [و کسانی که اولیا پیروان و پیامبران را دوست می‌دارند] [۳۶۴] رخنه کرده است [۳۶۵]. به همین دلیل با ما دشمنی و ما را به گناهان کبیره متهم می‌کنند و همه زشتی‌ها را به ما نسبت می‌دهند. مردم را از ما و دعوتمان دور می‌کنند و اهل شرک را به عنوان دوست و سرپرست می‌گیرند و با آنها علیه ما همکاری می‌کنند. آنان گمان می‌کنند که اولیای خدا و یاوران دین، پیامبر و کتاب او هستند. در حالی که خداوند این امر را ناپسند می‌داند.

آنها اولیای خدا نیستند. اولیای خدا فقط افراد پرهیزکار موافق با او هستند که او و آنچه [کتابی] را که فرستاده است، می‌‌شناسند. [به آن کتاب] عمل [و دیگران را] به سوی آن دعوت می‌کنند. نه اینکه با اموال دیگران سیر شده و لباس ریا و تزویر بپوشند, و نه کسانی که مردم را از دین، هدایت و سنت پیامبرشان باز می‌دارند و می‌خواهند آن را کج و نادرست نشان دهند. در حالی که آنها گمان می‌کنند [به وسیله پیروی از آن، احترام و عمل کردن به آن] [۳۶۶]، کار نیکی می‌کنند [۳۶٧].

تعظیم و بزرگداشت پیامبران و اولیا و احترام به آنها به معنای پیروی از آنها در اموری است که آن را دوست می‌دارند و اجتناب از اموری که آن را زشت می‌پندارند [۳۶۸]. آنان [مشرکان] بیش از همه مردم نسبت به پیامبران، هدایت آنها و پیروی از آنها نافرمانی می‌کنند. مانند مسیحیان با حضرت عیسی – ÷ –، یهودیان با حضرت موسی – ÷ – و رافضی‌ها با علی س. اهل توحید در هر جا که باشند، بر آنان، دوست داشتن آنها، کمک به راه، سنت، هدایت و روش‌های آنها مقدم هستند. قول و عمل آنها به حق نزدیک‌تر است] [۳۶٩]‌. [پس مردان و زنان مؤمن، بعضی از آنان، دوست گروه دیگرند. گروهی از زنان و مردان منافق و مشرک نیز دوست گروه دیگرند.] [۳٧۰] کسی که از صمیم قلب، با تدبر و فهم به کلام خداوند گوش فرا دهد، خداوند او را از پیروی شیطان و شرکشان – که [انسان] را از یاد خدا [۳٧۱] و نماز باز می‌دارد و نفاق را در قلب می‌کارد - بی‌نیاز می‌سازد. [همچنین کسی که به خداوند و همۀ سخنان پیامبر گوش فرا دهد و آنها را بفهمد و به پرتوهای هدایت و علم او و نه دیگران – عمل کند، خداوند او را از بدعت‌ها، شرک، افترا [۳٧۲]، سرگردانی و اوهامی‌ که همان وسوسه‌های شیطان و نفس و تخیلات هوی و بدبختی [۳٧۳] هستند، حفظ می‌کند. کسی که از او (خداوند) دوری کند، باید به جای خداوند، چیزی را که نه تنها به او سودی نمی‌رساند بلکه برایش زیانبار نیز است، قرار دهد. همچنان که] [۳٧۴] هر کس قلبش را با محبت خدا و خوف و توکل بر ایشان آباد کند، خداوند نیز او را از عشق به بتها بی‌نیاز می‌کند و اگر [قلبش] [۳٧۵] از آن [محبت الهی] خالی باشند، بندۀ هوای نفس خواهد بود و هر آنچه را که بپسندد، حاکم او خواهد بود و آن فرد را به بندگی خود در خواهد آورد. پس کسی که از توحید، روی گردانی می‌کند، خواسته یا ناخواسته بندۀ شیطان و مشرک است. همچنان که در صحیح مسلم به روایت از أبوهیاج أسدی – که نامش حیان بن حصین است – آمده است که گفت: (علی بن ابیطالب – س – به من گفت: «هان بدان که تو را برای امری می‌فرستم که رسول خدا – ج – مرا برای این کار فرستاد تا همه بت‌ها را بشکنم و قبرهای مرتفع و برآمده را با خاک یکسان کنم» [۳٧۶].

همچنین در حدیث صحیحی از ثمامه بن شفی الهمدانی روایت شده است که گفت: «با فضاله بن عبید در سرزمین روم بودیم که یکی از همراهان ما فوت کرد. فضاله دستور داد او را به خاک بسپاریم. [پس از خاک‌سپاری] قبر را با زمین هم سطح کرد. سپس گفت: «از پیامبر خدا – ج – شنیدم که دستور می‌دادند قبرها را با خاک یکسان و همسطح کنند». ایشان – ج – دربارۀ این کار سفارش می‌نمودند و صحابه و تابعین و امامان مجتهد نیز همین گونه عمل می‌نمودند. شافعی در الأم می‌نویسد: «در مکه امامانی [علمایی] را دیدم که دستور می‌دادند، آنچه بر روی قبرها بنا می‌شود، تخریب کنند» [۳٧٧]. گفته او [علی بن ابیطالب -س -] نیز این امر را تایید می‌کند «ولاقبراً مشرفا إلا سویته».

همچنین حدیث جابر که در صحیح مسلم آمده است، نیز بر این امر دلالت دارد: «پیامبر – ج – [مردم را] از ساختن بنا بر روی قبور نهی می‌کرد» [۳٧۸]. زیرا این بناها به سبب نافرمانی از دستور پیامبر مبنی بر عدم ساختن بنا بر روی آنها ساخته شده است. پس بنایی که براساس نافرمانی از پیامبر – ج – و مخالفت با ایشان ساخته شده باشد [۳٧٩]، هیچ ارزش وحرمتی ندارد و بی‌تردید تخریب آن از ویران کردن بنایی که در زمین غصبی بنا شده است و مسجد ضرار که شرعاً دستور تخریب آن صادر شد، ضروری‌تر است [۳۸۰]. زیرا این مفسده برای توحید زیانبارتر است. خداوند یاور [۳۸۱] ماست و فقط بر او توکل می‌کنیم. او برای ما کافی و بهترین وکیل است. وصلی الله علی أفضل الخلق أجمعین سبحان ربك رب العزة عما یصفون وسلام علی الـمرسلین [۳۸۲] والحمدلله رب العالـمین [۳۸۳].

[۳۵٧] در نسخه محقق آمده است: «فبهذا یتبیّن أن الشیطان اللعین نصب لأهل الشرك قبوراً...» اما این عبارت در نسخه (ج) به صورت زیر آمده است: «... خدع أهل البدعة والجهل فنصبوا ...». [۳۵۸] در نسخه (ج) کلمة (أوثاناً) از قلم افتاده است. [۳۵٩] در نسخه (ج) عبارت داخل کروشه که متن عربی آن چنین است از قلم افتاده است: «وجعلها والحالة هذه أوثاناً». [۳۶۰] در نسخه محقق این عبارت به این صورت آمده است: (وغمصها حقها) در نسخه (ج) این جمله به این صورت آمده است: «... فقد انتقصها حقها ...». [۳۶۱] در نسخه محقق عبارت (أمروهم بإخلاص توحیده) آمده است. اما در نسخه (ج) این عبارت به صورت (بإخلاص التوحید) آمده است. [۳۶۲] عبارت داخل کروشه در نسخه (ج) از قلم افتاده است. [۳۶۳] این عبارت در نسخه محقق، که از روی نسخه‌های (الف) و (ب) تصحیح شده است چنین آمده است: «أنهم لاحرمه لهم [لدینا] ولاقدراً ....» که کلمه داخل کروشه در نسخه اصل از قلم افتاده است. [۳۶۴] عبارت داخل کروشه در نسخه محقق چنین آمده است: «والذین أحبوا الأولیاء وأتباع الـمرسلین ...» این عبارت در نسخه‌های (ب) و (ج) از قلم افتاده است. در حاشیه نسخه ب نوشتة محقق کتاب آمده است: «جای خالی در نسخه اصل» در نسخه (الف) آمده است: «وحب الأولیاء وأتباع الـمرسلین». [۳۶۵] در نسخه محقق آمده است: «وفي زعمهم أنهم لا حرمه لهم [لدنیا] ولا قدراً حتی یسیراً ...» در نسخه (ج) این عبارت، این گونه آمده است: «وزعموا أنا لا نحترم الصالحین ولا نحبهم حتی یسیر ...». [۳۶۶] عبارت داخل کروشه که: در نسخه محقق چنین آمده است: (بإتباعه واحترامه والعمل به) در نسخه (ج) از قلم افتاده است. [۳۶٧] نگا: إغاثة اللهفان، ص (۲۱۲ – ۲۱۳) [۳۶۸] در نسخه محقق آمده است: «وتعظیم الأنبیاء والأولیاء و احترامهم متابعتهم لهم فیما یحبونه وتجنب ما یکرهونه» اما در نسخه (ج) این عبارت چنین آمده است: «... واحترامهم ومحبتهم فیما یحبونه وتجنب ما یکروهونه وما ینهون عنه». [۳۶٩] در نسخه محقق عبارت داخل کروشه چنین آمده است: «وهم أعصی الناس لهم وأبعدهم منهم ومن هدیهم ومتابعتهم کالنصاری مع الـمسیح وکالیهود مع موسی والرافضة مع علی وأهل التوحید أین کانوا أولی بهم ونصره طریقهم وسنتهم وهدیهم ومنهاجهم وأولی بالحق قولاً وعملاً من أهل الباطل». اما همین عبارت در نسخۀ (ج) چنین آمده است: قال تعالی: ﴿قُلۡ إِن كُنتُمۡ تُحِبُّونَ ٱللَّهَ فَٱتَّبِعُونِي يُحۡبِبۡكُمُ ٱللَّهُ [آل عمران: ۳۱] فأهل التوحید أین کانوا أولی بهم وبمحبتهم ونصره طریقهم وسنتهم وهدیهم ومنهاجهم وأولی بالحق قولاً وعملاً من هؤلاء الـمبتدعة الذین کانوا هم أعصی الناس لهم وأبعدهم عن هدیهم ومتابعتهم وصنیعهم معهم کصنیع النصاری مع الـمسیح وکالیهود مع موسی والرافضة مع علی». [۳٧۰] عبارت داخل کروشه در نسخه (ج) از قلم افتاده است. [۳٧۱] در نسخه محقق عبارت (ذکرالله) و در نسخه (ب) (سبیل‌الله) ذکر شده است. [۳٧۲] جای این کلمه (تخرصات) ذکر شده است که متن محقق از روی کتاب إغاثة اللهفان (ص ۲۱۴) تصحیح گردید. [۳٧۳] در متن محقق کلمه (البؤس) از روی متن نسخه اصلی تصحیح گردید. در حاشیه نسخه (ب) نوشته شده است: (جای آن در نسخه اصل خالی بود). [۳٧۴] عبارت داخل کروشه در نسخه‌های اصل، (الف) و (ب) به صورت ناقص آورده شده است. این عبارت در نسخه (ج) چنین آمده است: «وکذلك من أصغی إلیه وإلی حدیث الرسول واجتهد في اقتباس الهدی والعلم منهما أغنیاه عن البدع والشرك والآراء والترخصات والشطحات والخیالات التی هی وساوس الشیطان وکذلك ...». [۳٧۵] در نسخه محقق کلمة (من) و در نسخۀ (ج) (عن) آمده است. [۳٧۶] مسلم در صحیح (شماره ٩۶٩)، ابوداوود (۳۲۱۸)، ترمذی (۱۰۴٩)، نسائی (۲۰۳۱)، أحمد در المسند (٧۴۱) و عبدالرزاق در «المصنف» (۳/۵۰۴ شماره ٧۴۸٧) آن را آورده‌اند. لفظ این حدیث از مسند أحمد نقل شده است. [۳٧٧] نگا: الأم (۱/۳۱۶.) [۳٧۸] مسلم در صحیح شماره (٩٧۰) آن را با این لفظ تخریج کرده است: «نهی رسول الله – ج – عن تجصیص القبر وأن یقعد علیه وأن یبنی علیه» نسائی آن را (به شماره ۲۰۲٧) تخریج کرده است. [۳٧٩] در نسخه محقق آمده است: «ومعصیه الرسول ومخالفته» در نسخه (ج) چنین آمده است: «ومعصیته ومخالفته ج». [۳۸۰] نگا: إغاثة اللهفان (ص ۲۱۰) [۳۸۱] در نسخه محقق (المستعان) و در نسخه ج، (المستعاون) آمده است. [۳۸۲] در نسخه (الف) این عبارت چنین آورده شده است: «والله الـمستعان وعلیه التکلان وهو حسبنا ونعم الوکیل وصلی الله علی أفضل الخلق أجمعین وسلام علی الـمرسلین والحمدلله رب العالـمین» در حالی که در نسخۀ (ج) این عبارت بدین صورت آمده است: «وصلی الله علی أفضل الـمرسلین سیدنا ونبینا وعلی آله وأصحابه أجمعین وسلام علی الـمرسلین». [۳۸۳] در حاشیه نسخه اصل این جمله قید شده است: (بلغ قراءه فی ۲۲ ذی القعده ۱۲۲۰).