ثمرهها و فواید تقوی

۱- تقوی انسان را از هر گونه تنگنایی بیرون می‏آورد، تقوی روزنه‏یی است برای روزی که هیچکس انتظارآن را ندارد، زیرا خداوند این وعده را داده و او هرگز خلف وعده نمی‏کند: ﴿وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يَجۡعَل لَّهُۥ مَخۡرَجٗا٢ وَيَرۡزُقۡهُ مِنۡ حَيۡثُ لَا يَحۡتَسِبُۚ[الطلاق: ۲-۳] «هرکس از خدا بترسد، خداوند راه نجاتی پیش پای او می‏گذارد و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‏رساند.» در شغل‌ها و کارهای کم درآمد این نکته بسیار مهم است. تقوای پروردگار باعث می‏شود به جای ترک کارهای حرام جانشین‌های مباحی برای انسان فرا برسد. حتی اگر با محرومیت روبه‏رو شدید حلقه‏ی تقوی را از دست ندهید و حتی اگر در معرض آزار و اذیت مردم واقع شدید به صداقت و درستی پایبند باشید. پروردگار به زودی راهی برای برون‏رفت از این تنگناها برایتان فراهم می‏کند.

یک نفر بازرگان می‏گفت در شرکتی بازرگانی کار می‏کرد و در بسیاری از خرید و فروش‌ها به او پیشنهاد رشوه می‏شده ‏است، و بیشتر کارهای بازرگانان با رشوه انجام می‏شد، وقتی پی برد که این کار ناروا و معیصیت است، تقوای خدا پیشه کرد و از ترس او از این کار خودداری کرد... طولی نکشید که شخصی آمد و بدون رویارویی با رشوه ابزارها و دستگاه‌های زیادی را خریداری کرد. این چنین خداوند سبحان برای آن پرهیزکار خیر و احسان اراده کرد و در قبال نیت خیرش به او عوض داد، وعده‏اش را به زودی عملی ساخت، زیرا او در تقوایش با خدا روراست و مخلص بود، تقوی نمی‏تواند در یک جانب، در یک امر و یا در یک نهی یا در یک دستور دینی بدون جوانب و امر و نهی‌های دیگر صورت پذیرد.

کسی که وعده‏ی خدا را کند و آهسته می‏داند و فکر می‏کند دیر عملی می‏شود، در درجه‏ی اول باید به خود بنگرد، آیا مراتب تقوی را به درستی کسب کرده است؟ و آن را به حد کمال رسانده است؟ بی‏گمان کسی که دستوری را اجرا می‏کند و دستور دیگر را زیر پا می‏گذارد، به بعضی نواهی عمل می‏کند و بعضی را می‏شکند، تقوای الهی را به درستی محقق نساخته است وشایستگی تحقق وعده‏ی الهی را ندارد.

۲- آسان سازی کارها؛ خداوند سلسله اسباب را برای انسان با تقوی آسان می‏کند: ﴿وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يَجۡعَل لَّهُۥ مِنۡ أَمۡرِهِۦ يُسۡرٗا[الطلاق: ۴] «هرکس از خدا بترسد خداوند کار را بر او آسان گیرد».

۳- از جمله مهمترین چیزهایی که به متقی داده می‏شود دانش سودمند ناشی از تقوی است: ﴿وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۖ وَيُعَلِّمُكُمُ ٱللَّهُۗ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ٢٨٢[البقرة: ۲۸۲] «از خدا بترسید خدا به شما آموزش می‏دهد و بر هر چیز داناست.» خداوند همه چیز را به شما یاد می‏دهد، هر آن چه که به آن نیاز دارید، حلال، حرام، مصلحت‏ها و منفعتهایتان را به شما یاد می‏دهد، اموال و دارایی‌هایتان را برایتان حفظ می‏کند، گناه و نافرمانی از جمله اسباب نقصان دانش و حفاظت الهی، و عدم روی آوری نفس به علم و دانش است.

۴- بصیرت و تیزبینی از بزرگترین دست‏آوردهای تقوی است. متقی، بصیرت و درکی به دست می‏آورد که به کمک آن حق را از باطل باز بشناسد، و نوری از سوی خداوند راه را برایش روشن گرداند، و از شر و بدی بپرهیزد و جویای خیر و نیکی باشد وتوفیق بیابد: ﴿إِن تَتَّقُواْ ٱللَّهَ يَجۡعَل لَّكُمۡ فُرۡقَانٗا[الأنفال: ۲٩] «اگر از خدا بترسید وسیله‏ای برای جدایی حق از باطل برایتان قرار می‏دهد» «فرقان» در لغت آن است که حق باطل را از هم جدا می‏کند، مانند صبح که روز را از شب جدا می‏کند.

۵- محبت خداوند و ملایکه و مردم در حق انسان پرهیزگار: ﴿بَلَىٰۚ مَنۡ أَوۡفَىٰ بِعَهۡدِهِۦ وَٱتَّقَىٰ فَإِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُتَّقِينَ٧٦[آل عمران: ٧۶] «آری هرکس به پیمان خود وفا کند و پرهیزگار باشد، خدا پرهیزگاران را دوست دارد» خداوند وقتی کسی را دوست بدارد جبرییل را فرا می‏خواند تا او را دوست بدارد، و اهل آسمان و سپس اهل زمین او را دوست می‏دارند. [۴۴۰]

﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ سَيَجۡعَلُ لَهُمُ ٱلرَّحۡمَٰنُ وُدّٗا٩٦[مريم: ٩۶] «خداوند رحمان محبت ایمان آوردگان صالح را در دل‌ها افکند» یعنی مودتی از خود، ملایکه و نیز از مردم برای او مقرر می‏کند.

۶- یاری و پشتیبانی خداوند از متقی: ﴿وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلۡمُتَّقِينَ[البقرة: ۱٩۴] «و بترسید از خدا و بدانید که او با پرهیزگاران است.» این همراهی خدا با بنده در قالب کمک، تأیید و حمایت از اوست. او (سبحانه و تعالی) این عطیه‏ی خود را به پیامبران تقوا پیشه‏ی خود عطا فرمود، به موسی و هارون گفت: ﴿قَالَ لَا تَخَافَآۖ إِنَّنِي مَعَكُمَآ أَسۡمَعُ وَأَرَىٰ٤٦[طه: ۴۶] «فرمود: نترسید، من با شمایم، می‏شنوم و می‏بینم»، ﴿قَالَ كَلَّآۖ إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهۡدِينِ٦٢[الشعراء: ۶۲] «گفت: هرگز، پروردگارم با من است و به زودی هدایتم خواهد کرد».

٧- پرهیزگاران از آسمان‌ها و زمین برکتهایی برای‌شان می‏رسد، برکت یعنی افزایش چیز اندک، سپس فراوانی، زیادت، خیر و بالاخرة عافیت و سلامتی: ﴿وَلَوۡ أَنَّ أَهۡلَ ٱلۡقُرَىٰٓ ءَامَنُواْ وَٱتَّقَوۡاْ لَفَتَحۡنَا عَلَيۡهِم بَرَكَٰتٖ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ[الأعراف: ٩۶] «اگر ساکنان تمام بلاد ایمان می‏آوردند و تقوا پیشه می‏کردند درهای برکات آسمان و زمین را بر آن‌ها می‏گشودیم.» این یعنی خداوند نیکی و خیر را برای آن‌ها فراوان می‏گرداند و به خاطر تقوی دروازه‏های خیرو برکت را به روی آن‌ها می‏گشاید: ﴿وَأَلَّوِ ٱسۡتَقَٰمُواْ عَلَى ٱلطَّرِيقَةِ لَأَسۡقَيۡنَٰهُم مَّآءً غَدَقٗا١٦[الجن: ۱۶] «اگر پایداری کنند، به آب فراوان سیرابشان می‏کنیم.» برعکس اگر تقوی حاصل نشود، فساد در زمین فراگیر می‏شود: ﴿ظَهَرَ ٱلۡفَسَادُ فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ بِمَا كَسَبَتۡ أَيۡدِي ٱلنَّاسِ[الروم: ۴۱] «به سبب اعمال مردم، در برّ و بحر فساد آشکار شد». آلودگی، بیماری و انواع سرطانها انتشار می‏‏یابد: ﴿لِيُذِيقَهُم بَعۡضَ ٱلَّذِي عَمِلُواْ[الروم: ۴۱] «تا جزای بخشی از اعمالی را که انجام داده‏اند به آن‌ها بچشانیم.» این در سزای اعمال‌شان است. برکت با نافرمانی و گناه زوال می‏یابد... چه بسا می‏بینید اموال فراوانی بیهوده به هدر می‏رود، نه صاحبش و نه کس دیگری ازآن استفاده نمی‏کند... چه بسا می‏بیند برای برخی از مردم انواع غذا فراهم باشد اما مایه‏ی بیماری و وبال آن‌ها می‏شود...!

۸- مژده و بشارت برای پرهیزگار... چه بسا در قالب ستایش مردم باشد... یا رؤیای مبارک.. ودیدار ملایکه در هنگام مرگ: ﴿أَلَآ إِنَّ أَوۡلِيَآءَ ٱللَّهِ لَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ٦٢ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ٦٣ لَهُمُ ٱلۡبُشۡرَىٰ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِۚ[يونس: ۶۲-۶۴] «آگاه باش که دوستان خدا نه ترسی دارند، ونه غمگین می‏شوند. برای مؤمنان پرهیزگار در زندگی دنیا و آخرت خبری مسرت بخش است.» این مژده می‏تواند رؤیای نیکویی باشد یا تمجید و تحسین مردم! نبوت به پایان رسیده است... اما نشانه‏های بشارت دهنده همچنان باقی است.

٩- محفوظ ماندن از نیرنگ و فریب دشمنان، انسان هرگز به دور از دشمن و حسود نیست﴿وَإِن تَصۡبِرُواْ وَتَتَّقُواْ لَا يَضُرُّكُمۡ كَيۡدُهُمۡ شَيۡ‍ًٔاۗ[آل عمران: ۱۲۰] «اگر استقامت و پرهیزگاری پیشه کنید مکرشان به هیچ وجه به شما ضرر نمی‏رساند». خداوند شر بدکاران و نیرنگ نابه‏کاران را از پرهیزگاران دور می‏کند.

۱۰- رساندن منافع دنیایی، حفاظت خانواده و اموال: ﴿وَلۡيَخۡشَ ٱلَّذِينَ لَوۡ تَرَكُواْ مِنۡ خَلۡفِهِمۡ ذُرِّيَّةٗ ضِعَٰفًا خَافُواْ عَلَيۡهِمۡ فَلۡيَتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلۡيَقُولُواْ قَوۡلٗا سَدِيدًا٩[النساء: ٩] «آنان که نگران فرزندان ناتوانی باشند که از خود به جا می‏گذارند باید از خدا بترسند و سخنی عادلانه و درست بگویند.» خداوند پدران را که می‌ترسند فرزندان سهل‏انگار و ضعیفی را پس از خود به جا بگذارند، به ترس و تقوا در دیگر امورشان سفارش می‏کند که تقوای خدا پیشه کنند تا او از فرزندان‌شان حفاظت کند و مراقبت و نعمت نگهداری خود را شامل حال‌شان بگرداند: ﴿وَأَمَّا ٱلۡجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَٰمَيۡنِ يَتِيمَيۡنِ فِي ٱلۡمَدِينَةِ وَكَانَ تَحۡتَهُۥ كَنزٞ لَّهُمَا[الكهف: ۸۲] «اما دیوار از آن دو پسر یتیم از مردم این شهر بود که زیر آن گنجی داشتند.» این چنین خداوند اگر بخواهد برای حفظ جان و مال بندگان خود مأمورانی مقرر می‏کند، در این آیه نکته‏ی دیگری هم قابل ملاحظه است: ﴿وَكَانَ أَبُوهُمَا صَٰلِحٗا[الكهف: ۸۲] «و پدر آن‌ها مرد صالحی بود.» او به خاطر اهلیت و شایستگی آن پدر جان واموال پسرانش را محفوظ نگه داشت.

محمد بن منکدر می‏گوید: «خداوند فرزند، نوه و نتیجه‏ی انسان صالح و نیز محل سکونت او و ناحیه‏های اطراف آنرا محفوظ می‏دارد و آن‌ها پیوسته در سایه حفاظت و توجه خداوند خواهند بود». [۴۴۱]

ابن مسیب گوید: «ای فرزندم! من به خاطر تو و به امید اینکه آثار من در وجود تو بماند و ادامه یابد، بیشتر نماز می‏خوانم و دعا می‏کنم!». [۴۴۲] سپس این آیه را خواند: ﴿وَكَانَ أَبُوهُمَا صَٰلِحٗا[الكهف: ۸۲] «پدرشان صالح و نیکوکار بود.» او بی‌‏گمان برای خدا نماز می‏خواند و داناتر و آگاهتر از آن بود که به خاطر عملش فقط به ثواب دنیوی چشم داشته باشد، بلکه او در ورای ثواب و پاداش اخروی به امور دنیایی نیز نظر داشت، و خداوند کریم و سخاوتمند است، به خاطر عبادت‌های بندگانش هم در دنیا و هم در عقبی به آن‌ها ثواب و رحمت می‏رساند.

۱۱- تقوی سبب قبول عمل است و این از جمله بزرگترین فواید است: ﴿إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلۡمُتَّقِينَ[المائدة: ۲٧] «خدا فقط از پرهیزگاران می‏پذیرد».

این آیه پاسخ یک انسان صالح به برادر بدکارش است که عاقبت بدکاریش او را به قتل برادر صالحش وا داشت.

یکی از پیشینیان می‏گفت: «اگر بدانم خداوند یک سجده‏ی من را قبول کرده است آرزوی مرگ می‏کردم». [۴۴۳]

۱۲- تقوی سبب رهایی و رستگای از عذاب و آزار دنیا می‏شود: ﴿وَنَجَّيۡنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ١٨[فصلت: ۱۸] «و مؤمنان پرهیزکار را نجات دادیم».

۱۳- با وجود تقوی انسان در میان مردم محبوبیت، شرافت و شکوه و هیبت ایجاد می‏کند، انسان خود نیز دوست دارد در میان مردم منزلت و جایگاهی داشته باشد:

ألا إنما التقوی هی العزّ و الكرم
و حبُّك للـدنیا هـو الـذلّ و الـسقم
و لـیس عـلی عـبدٍ تقی نقیصةٌ
إذا حقّق التقوی و إن حاك أو حجم

هان! بدانید که افتخار و کرامت تنها در تقوی است، ذلت و نادرستی در صاحب دنیا است./ انسان پرهیزکار اگر تقوی را به درستی و کمال محقق سازد، نقص در کارش باقی نخواهد ماند.

۱۴- تقوی انسان را از خشنودی پروردگار، پاک شدن اشتباهات، رهایی از آتش دوزخ و کامیابی در بهشت بهره‏مند می‏‏سازد. و این اوج خواسته‏ی انسان مسلمان و نهایت آرزومندی اوست که خداوند او را به نعمت جاوید خود برساند. ﴿وَلَوۡ أَنَّ أَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ ءَامَنُواْ وَٱتَّقَوۡاْ لَكَفَّرۡنَا عَنۡهُمۡ سَيِّ‍َٔاتِهِمۡ[المائدة: ۶۵] «اگر اهل کتاب ایمان بیاورند و تقوا پیش گیرند، گناهان‌شان را خواهیم زدود»، ﴿وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يُكَفِّرۡ عَنۡهُ سَيِّ‍َٔاتِهِۦ وَيُعۡظِمۡ لَهُۥٓ أَجۡرًا[الطلاق: ۵] «و هرکس تقوای الهی پیشه سازد خداوند گناهانش را می‏آمرزد و پاداش او را افزون می‏گرداند»، ﴿ثُمَّ نُنَجِّي ٱلَّذِينَ ٱتَّقَواْ[مريم: ٧۲] «و بعد کسانی را که تقوا پیشه کردند و از آن نجات می‏دهیم»، پیداست که سرافرازی و کامیابی و سربلندی در برابر مردم در روز رستاخیز با عزت و سربلندی دنیا قابل مقایسه نیست: ﴿زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا وَيَسۡخَرُونَ مِنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْۘ وَٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ فَوۡقَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۗ[البقرة: ۲۱۲] «کافرانی که زندگی دنیایی در نظرشان آراسته شده است مؤمنان را مسخره می‏کنند و پرهیزگاران در قیامت از آن‌ها بالاترند». آنان به وسیله‏ی تقوی بهشت را به ارث می‏برند: ﴿وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِينَ[آل عمران: ۱۳۳] «بهشتی که به وسعت آسمان‌ها و زمین است و برای پرهیزگاران آماده شده است»، ﴿تِلۡكَ ٱلۡجَنَّةُ ٱلَّتِي نُورِثُ مِنۡ عِبَادِنَا مَن كَانَ تَقِيّٗا٦٣[مريم: ۶۳] «این همان بهشتی است که به بندگان پرهیزگارمان می‏دهیم»، پرهیزگاران برای رفتن و ورود به بهشت زحمت و مشقتی نخواهند دید، آن‌ها با عزت و احترام با همراهان و اکرام کنندگان به بهشت می‌رسند: ﴿وَأُزۡلِفَتِ ٱلۡجَنَّةُ لِلۡمُتَّقِينَ غَيۡرَ بَعِيدٍ٣١[ق: ۳۱] «بهشت را برای پرهیزگاران نزدیک آورند تا دور نباشند»، ﴿يَوۡمَ نَحۡشُرُ ٱلۡمُتَّقِينَ إِلَى ٱلرَّحۡمَٰنِ وَفۡدٗا٨٥[مريم: ۸۵] «روزی که پرهیزگاران را در پیشگاه خدای مهربان گرد آوریم.» هیأت و وفد مکرّم و با احترام به سوی پادشاه پادشاهان و فرمانروای مطلق برده می‏شوند و او آن‌ها را وارد بهشت می‌گرداند. ﴿إِنَّ لِلۡمُتَّقِينَ مَفَازًا٣١[النبأ: ۳۱] «به راستی نصیب پرهیزگاران کامیابی است»، جویبارها و رودهایی در اطراف آن‌ها جاری می‏گرداند: ﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ فِي جَنَّٰتٖ وَنَهَرٖ٥٤[القمر: ۵۴] «به راستی پرهیزگاران در باغ‌ها و کنار یکدیگرند».

سرای جاوید نصیب پرهیزگاران می‏شود، انسان آن روز با دوستان و محبوبانش به هم می‏رسند: ﴿ٱلۡأَخِلَّآءُ يَوۡمَئِذِۢ بَعۡضُهُمۡ لِبَعۡضٍ عَدُوٌّ إِلَّا ٱلۡمُتَّقِينَ٦٧[الزخرف: ۶٧] «در آن روز دوستان دشمن یکدیگرند جز پرهیزگاران». آنان بر روی تخت‌هایی روبه روی هم نشسته‏اند: ﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ فِي جَنَّٰتٖ وَعُيُونٍ٤٥ ٱدۡخُلُوهَا بِسَلَٰمٍ ءَامِنِينَ٤٦ وَنَزَعۡنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنۡ غِلٍّ إِخۡوَٰنًا عَلَىٰ سُرُرٖ مُّتَقَٰبِلِينَ٤٧[الحجر: ۴۵-۴٧] «پرهیزگاران در باغ‌ها و کنار چشمه‏ها هستند به سلامت و ایمنی به آن وارد شوید. آنچه در دل‌هایشان مایه‏ی کینه است برکنیم و برادرانه‏ بر تخت‌هایی روبروی یکدیگر قرار دارند». گروه- گروه، دسته- دسته، و با اکرام و احترام به سوی بهشت و به سوی خدا می‌روند: ﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ رَبَّهُمۡ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ زُمَرًاۖ[الزمر: ٧۳] «آنان که از پروردگارشان ترسیده‏اند گروه گروه به بهشت برده شوند».

در پایان به ناچار باید از این زندگی جدا شد و از آن دل کند.

عِـش ما بَدا لـك سـالمـاً
فـی ظلّ شاهقة القصـور
یُسعی علیـك بما اشتهیت
لَدَی الـرواح و فی البكورِ
فإذا النفوس تقعقعت فی
ضیق حشرجـة الـصدور
فهناك تعلـم مـوقـناً مـا
كـنـت إلــا فــی غــرور

هر چند برایتان مقدور باشد سالم و خوشحال در سایه‏ی کاخ‌های بلند زندگی کنید./ صبحگاهان و شامگاهان هر چه دوست دارید و هر چه آرزو کنید برایتان آورده می‌شود./ اما آن گاه که جان‌ها در سینه به تنگ آید و دل‌ها در آن نگنجد،/ به یقین می‏دانید که شما تا آن موقع در غفلت و غرور بوده‏اید.

تلاش و تکاپو و مواظبت برنفس و دل به منظور رسیدن به تقوی، انجام آن چه خدا واجب کرده و پرهیز از آن چه ازآن نهی کرده، در حقیقت شیوه‏ی درست و مسلک راستین آن زندگی است، از اینکه بگذریم هر چه در دنیا است، لهو است و لعب، دنیا خود بازیچه‏یی بیش نیست، مورد لعنت واقع شده است. [۴۴۴]

این بود گوشه‏یی از موضوع و معانی تقوی، و راه‌ها و شیوه‏های حصول آن، مراتب و بهره و فایده‏های آن... و همچنین صفات و ویژگی‌های پرهیزگاران و تقواپیشگان، از خداوند بزرگ خواستاریم ما را در مسیر تقوی و دست یافتن به آن یاری دهد، و از دنیا و شر و شور آن رهایی بخشد!

[۴۴۰] صحیح است: بخاری (٧۴۸۵) بخش التوحید، باب کلام الرب مع جبرییل و نداءالله الملائکة، و مسلم (۲۶۳٧) بخش البر والصلة و الآداب، باب اذا أحب الله عبداً حببه إلی عباده، روایت کرده‏اند. [۴۴۱] ابن مبارک در الزهد (۱/۱۱۲) به شماره‏ی (۳۳۰)، وحمیدی در مسندش (۱/۱۸۵) به شماره‏ی (۳٧۳) این سخن را آورده‏اند. [۴۴۲] ابن رجب حنبلی در جامع العلوم والحکم (۱/۱۸٧) روایت کرده است. [۴۴۳] ابن عبدبر در التمهید (۴/۲۵۶) این چنین روایت کرده است: «گدایی نزد ابن عمر آمد و از او چیزی خواست، ابن عمر به پسرش گفت یک دینار به او بدهد، پسرش گفت خدا قبول کند، پدر! او گفت: اگر می‏دانستم خداوند یک سجده یا یک درهم صدقه را از من قبول کرده است، هیچ چیز برایم محبوبتر از مرگ نبود! آیا می‏دانی خداوند از چه کسانی قبول می‏کند؟ او تنها از پرهیزگاران قبول می‏کند». [۴۴۴] ترمذی (۲۳۲۲) بخش الزهد، و ابن ماجه (۴۱۱۲) بخش الزهد، باب مثل الدنیا، و دارمی (۳۲۳) در بخش المقدمة، باب فی فضل العلم و العالم، با درجه‏ی نیکو روایت کرده‏اند، البانی در صحیح الجامع به شماره‏ی (۱۶۰٩) آن را نیکو دانسته است.