یاران پیامبرش

یارانش نیز به همین منوال شکنجه شدند. بلال، سمیه، صهیب، عمار در برابر گرمای طاقت فرسای خورشید آن‌ها را به سرحد ذوب شدن رساندند، شکنجه کردند، یا مثل خبیب، زندانی شد، سپس به شهادت رسید و او را به دار آویختند، با این وجود تا دم آخر ورد زبانش این بود:

و لَستُ أُبالی حَین أُقتلُ مسُلماً
علَی أیِّ جنبٍٍ كانَ فی اللهِِ مَصرعی

اگر مسلمان باشم و بر دین اسلام کشته شوم، برایم مهم نیست در راه خدا چگونه کشته می‏شوم و بر کدام پهلو می‏افتم.

یا زنی که پدر، برادر و همسرش در جنگ احد کشته شدند و با تمام این مصیبت‌ها شکیبایی را از کف نداد. چرا که آن‌ها در راه بلند داشتن دین و در راستای کمک به آن و مبارزه با کفار جان خود را فدا کرده بودند. تابعین و تابعین تابعین نیز به همین شکل عمل کرده‏اند.