جمهوری قلابکی

جمهوری قلابکی، دارد سقوط می‌کند
این اقتدار آبکی، دارد سقوط کند
مهدی موهوم شما، آخر نمی‌آید ولی
بنیادهای آهکی، دارد سقوط می‌کند
این بچه شیطان ریا افتاده از مرگ و عزا
مانند کاهی طفلکی، دارد سقوط می‌کند
کار بسیجی مظلمه باتوم و اشک آور قمه
آخوند با هر مسلکی، دارد سقوط می‌کند
سهم امام و روضه‌ها، بیکاره‌های حوزه‌ها
خمس و زکات قلکی، دارد سقوط می‌کند
از امر منکرهایتان، از نهی معروف شما
این امر و نهی سیخکی، دارد سقوط می‌کند
از بوق تبلیغ شما، شد مثل طوطی فکرما
این خط دهی زورکی، دارد سقوط می‌کند
ساز مخالف شد هدف، آمد فساد از هر طرف
آری نظام جلبکی، دارد سقوط می‌کند
حق آید و باطل رود، پای شما در گل رود
اندیشه شیطانکی، دارد سقوط می‌کند
اندیشه‌های آبکی، تحلیل‌های یخمکی
آن شیخ ریش و پشمکی، دارد سقوط می‌کند
باد هوا شد وعده‌ها، خاموش شد آن نعره‌ها
جمهوری قلابکی، دارد سقوط می‌کند [۸۸]

پس از انقلاب و حتی هم اکنون و پس از گذشت سی سال از آن، بارها و بارها دیده شده که آخوندها و حتی جناب خامنه‌ای [۸٩] بر بالای منبر گفته است: هنوز جامعه ما بطور کامل اسلامی نشده است و ما باید بیشتر تلاش و کوشش به خرج دهیم تا معایب خود را رفع کنیم.

واقعاً که ما نمی‌دانیم به این مغرضان چه بگوئیم؟ به جناب خامنه‌ای باید گفت: چطور مکتب تشیع پس از گذشت ۱۴۰۰ سال کار آکادمیک در حوزه‌ها و توسط علمای مختلف خود و همینطور با داشتن حکومت‌های مختلفی چون صفویه و آل بویه و همینطور پس از گذشت سی سال از انقلاب خود در ایران و داشتن حکومت ولایت فقیه باز هم نتوانسته اسلام واقعی را پیاده کند؟ و هنوز دارای معایبی می‌باشد، آنوقت شما از صبح تا شام نشسته اید و به حکومت ابوبکر، عمر و صحابه ایراد می‌گیرید که چرا در تعداد تکبیرها یا موارد دیگر اختلاف کردند؟! یا چرا فلان کار را درست انجام ندادند؟!.

آیا اسلام نوپایی که در آنوقت وجود داشته باید از هرگونه لغزشی بر کنار می‌بوده است؟ ولی حکومت شما پس از سی سال نتواند اسلام واقعی را پیاده کند.

البته ای کاش حکومت شما تنها معایبی جزئی داشت، در صورتیکه ما می‌دانیم تنها کار شما خرابکاری و به انحطاط بردن اسلام و ترویج خرافات بوده است نه معایبی جزئی.

[۸۸] اشعار از علیرضا حسینی. [۸٩] حتی جناب خامنه‌ای در تلویزیون می‌گفت: ما برای گرفتن حکومت انقلاب نکرده ایم بلکه برای برقراری اسلام انقلاب کرده ایم!!!، ظاهراً جناب ولی فقیه فراموش کرده که دیانت ایشان عین سیاست ایشان می‌باشد و شعار اصلی انقلاب یکی بودن دین با سیاست است، حال چطور برای دین و اسلام انقلاب صورت گرفته نه برای سیاست و حکومت؟! از قدیم گفته‌اند: دروغگو کم حافظه است.