سخت‌گیری و آسان‌گیری

سیاست مسخره‌ای که از ابتدای انقلاب وجود داشته این بوده که در مورد برخورد با انحرافات و مفاسد اجتماعی به یک شکل بر خورد نکرده‌اند و هر روز به نوعی کار کرده‌اند، یک روز به سختی و بطور افراطی جلوی این مفاسد ایستاده‌اند و روز دیگر اصلاً کاری به جایی نداشته‌اند.

چنانچه در ابتدای انقلاب کسی نواری صوتی در ماشین خود می‌گذاشت پاسدارها و کمیته جلوی او را می‌گرفتند و او را تنبیه می‌کردند، ولی اکنون دائم در خیابان‌ها می‌بینی که در ماشین‌های خود سیستم‌هایی گذاشته‌اند که صدای آهنگ و موسیقی تند آن تا چند کیلومتر دورتر نیز می‌رود. یا چنانچه در ابتدای انقلاب دختر بچه‌ای بدون روسری بیرون می‌آمد تمام زن‌های دیگر او را سرزنش می‌کردند ولی اکنون زنان و دختران بزرگسال بی‌حجاب شده‌اند و کسی به آن‌ها ایراد نمی‌گیرد و اصلاً عرف جامعه شده‌اند. یا اول انقلاب در فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی حجاب و موارد دیگر بیشتر رعایت می‌شد ولی اکنون کافی است فیلم‌های ساخته دست خودشان را ببینید که حجاب زنان و رابطه دختر و پسر در آن‌ها به چه شکل است. خواننده گرامی بداند که این روش تربیتی بدترین نوع برای خراب کردن یک جامعه است، چون وقتی شما جلوی چیزی را شدیداً بگیرید نسبت به آن مسئله حرص و طمع ایجاد می‌کنید، ولی وقتی ناگهان آن سد ممانعت را بر دارید دیگر خودتان حدس بزنید چطور خواهد شد.