احکام خلع

مسئله ۱۳۴۸: وقتی که بین زوجین زندگی مسالمت‌آمیز از بین رفت و صفا و صمیمیت وجود نداشت، و ترس عدم مراعات حقوق شرعیه بود، و زوج حاضر نمی‌شد زن را مطلقه نماید، زوجه می‌تواند مبلغی به شوهر بپردازد، و یا اگر مهر خود را وصول نکرده بود به او ببخشد و شوهر هم در مقابل او را طلاق دهد، وقتی این کار انجام شد این را خلع می‌نامند، یعنی زن خود را به وسیله آن مبلغ از شوهر کشید.

مسئله ۱۳۴٩: اگر زنی برای شوهر خود گفت: خود را در مقابل مهر خود خلع نمودم، و مرد پس از اینکه مجلس را ترک نمود جواب مثبت داد خلع جائز نیست، چون خلع مقید به مجلس می‌باشد، و همچنین اگر مرد به زن خود گفت: تو را در مقابل مهریه‌ات خلع نمودم و زن پس از آن مجلس قول کرد خلع واقع نمی‌شود.

مسئله ۱۳۵۰: اگر مرد برای زوجه خود گفت: تو را خلع کردم، و زن هم در جواب گفت: قبول نمودم، و ذکری از مبلغ به میان نیامد، خلع واقع می‌شود و تمام حقوقی که زن بر ذمه شوهر خود داشته به استثنای نفقه ایام عده شرعی، و محل سکنی در آن ایام در مقابل خلع قرار می‌گیرد و از بین می‌رود، و اگر در موقع خلع زن از این دو چیز هم صرف نظر نمود بخشیده می‌شوند.

مسئله ۱۳۵۱: اگر مرد برای زن خود گفت: در مقابل مثلا یک هزار تومان تو را خلع نمودم، و زن هم قبول کرد مبلغ معینه لازم می‌گردد، و اگر زن مهریه خود را قبلا از شوهر دریافت ننموده مهریه‌اش هم در مقابل خلع قرار می‌گیرد و نمی‌تواند از شوهر مطالبه نماید.

مسئله ۱۳۵۲: اگر ناسازگاری از طرف مرد باشد گرفتن پول برای مرد کراهت دارد، و اگر ناسازگاری از طرف زن بود بیشتر از صداقیه‌اش گرفتن مکروه است، و اگر بیشتر گرفت جائز است.

مسئله ۱۳۵۳: طلاقی که در خلع واقع می‌شود طلاق بائن است.

مسئله ۱۳۵۴: اگر مرد زوجه خود را مجبور به خلع کرد، و زن راضی نبود طلاق واقع می‌شود، و پرداخت پول بر زن لازم نمی‌گردد، و اگر مرد مهریه را به زن پرداخت ننموده بود زن می‌تواند مهریه خود را نیز مطالبه و وصول نماید.

مسئله ۱۳۵۵: اگر زن برای شوهر خود گفت: در مقابل سیصد تومان من را سه طلاق بده، مرد یک طلاق داد یکصد تومان لازم می‌شود، و اگر دو طلاق داد دویست تومان، و اگر سه طلاق داد سیصد تومان و در تمام این صورت‌ها طلاق بائن واقع می‌شود.