علائم ظهور مهدی

۱- دربارۀ ظهور مهدی، علائم مختلفی ذکر شده است، مثلاً در احادیث گوناگون از بدی زمان و خرابی امور در نزدیکی ظهور مهدی سخن رفته، و یا وجود فسق و فجور یا ترک امر به معروف و نهی از منکر یا متروک شدن قرآن و عمل نکردن به آن، و گمراهی فقیهان و زیاد شدن جهل و کم شدن دانش و زینت مساجد و عبادت قبور توسط مردم و غیره...! باید گفت: این علائم همیشه بوده‌اند و ربطی به زمان ظهور مهدی ندارند.

بسیاری از این علامت‌ها در میان خود مردم ما وجود دارند همچون عمل نکردن به قرآن و پرستش قبور و گمراهی فقیهان، پس چرا امام زمان ظهور نمی‌کند؟ جای قرآن را که مفاتیح گرفته، جای کعبه را هم کربلا گرفته، جای فقیهان را ابلهان گرفته‌اند، جای زکات را خمس گرفته، جای مسجد را هم تکیه و امامزاده‌ها گرفته‌اند، جای عمل به اسلام را هم، زیارت و حب اهل بیت گرفته، جای معروف را منکر گرفته، جای عدل را ظلم گرفته، جای آزادی را خفقان گرفته، جای اصلاح را فساد گرفته، جای ازدواج را زنا گرفته، و به طور کلی جای توحید را شرک کامل گرفته است. پس دیگر باید چطور شود تا این مهدی ظهور کند؟ آیا بیشتر از این می‌خواهند خرابی به وجود آید؟ ظاهراً این همه خرابی برای آخوندها کم است و می‌خواهند آن را بیشتر کنند.

۲- گرفتن خورشید و ماه (کسوف و خسوف): روایاتی را ذکر کرده‌اند که یکی از علائم ظهور مهدی گرفتن خورشید و ماه است که البته هیچ ربطی به ظهور مهدی ندارند و در این سالهای طولانی غیبت، بارها شده که خورشید و ماه گرفته‌اند و مهدی هم ظهور نکرده است. روایتی می‌باشد که شیعیان در کتب خود آورده‌اند (چون وسائل الشیعة) و اهل سنت نیز در کتب خود آورده‌اند مبنی بر اینکه به هنگام فوت ابراهیم فرزند پیامبرص ناگهان خورشید می‌گیرد و مردم گمان می‌کنند که این گرفتگی خورشید به خاطر فوت فرزند پیامبرص بوده است. در این هنگام پیامبرص فوراًً به منبر می‌رود و می‌گوید: ای مردم، خورشید و ماه دو نشانه از قدرت خدایند، به امر او جاری‌اند و فرمانبردار او می‌باشند، و برای مرگ و زندگی هیچ‌کس نیز نمی‌گیرند[۷۸]. پس چون خورشید و ماه یا یکی از این دو گرفت، نماز بخوانید. سپس از منبر فرود آمد و با مردم نماز خواند.

و از همه گذشته، این روایات علائم ظهور و گرفتگی خورشید و ماه، با آن روایتی که تعیین کنندگان وقت ظهور را دروغگو معرفی می‌کند، در تضاد هستند، چون‌که در عصر جدید و به خاطر پیشرفت علم نجوم حتی دانشمندان می‌توانند قبل از وقوع کسوف یا خسوف آن را اعلام کنند و نیازی نیست که منتظر بمانند تا حتماً این پدیده‌ها رخ دهد، ولی چه باید کرد که در آن زمان این راویان بی‌سواد نمی‌توانسته‌اند متوجه این نکته‌ها بشوند.

۳- تعیین وقت: اخباری دیگر نیز برای علائم ظهور مهدی نقل کرده‌اند که در آنها وقت ظهور را نشان داده‌اند و تمامی این روایات با روایات دیگر در تضاد هستند، روایاتی که می‌گوید: تعیین کنندگان وقت دروغگو و کذاب هستند (کذِبَ الوقَّاتون) و حتی خود مهدی هم از زمان ظهورش خبر ندارد. اخباری مانند این حدیث که حضرت باقر فرموده: اولین علامات فرج سال ۱۹۵ می‌باشد و در سال ۱۹۸ چنین خواهد شد و در سال ۱۹۹ خدا بلا را برطرف می‌کند ان شاء الله. یا خبری که حضرت علی فرموده: هرگاه سلاطین بنی‌عباس کشته شدند، قائم قیام می‌کند؛ در حالی‌که هفتصد سال از کشته شدن سلطان بنی‌عباس گذشته، و مهدی هم ظهور نکرده، و کذب این اخبار خود به خود روشن شده است. یا از حضرت باقر روایت شده که گویا می‌بینیم قومی در مشرق خروج کرده‌اند و حق را طالبند، به آنان حق داده نمی‌شود تا قیام کنند و حق را بگیرند و حق را ندهند مگر به صاحب شما. که در اینجا مجلسی خرافاتی می‌گوید: این کمالات اشاره است به دولت صفویه! خدا آن را محکم کند و به دولت قائم وصل کند! آری، یکی از حقوقی که صفویه طالب آن بوده و در راه آن رنج‌های فراوانی دیده است، لشکرکشی به هرات و قتل عام اهل سنت در شهرهای مختلف بوده! و چپاول اموال و دارایی ایشان و ساختن گنبد طلا برای امام رضا ! شاه سلطان حسین هم به همین خرافات مجلسی دلخوش بوده و اقدامی علیه مهاجمین نمی‌کند و خیال می‌کرده دولت او وصل است به قیام قائم. مانند آخوندهای زمان ما که همین تصورات را دارند و از این خرافات مجلسی بارها گزیده می‌شوند.

۴- اظهارات و شایعات مردم و دکانداران مذهبی: از دیگر علائم ظهور است که در هر زمان و دوره‌ای خواهد بود. چون که در هر دوره‌ای مردمان بی‌سواد و آخوندهای متعصب و مراجع خرافی و معتقد به مهدی وجود دارند و دائم با دروغهای خود مردم را گمراه می‌کنند و مثلاً می‌گویند: فلان مرجع در هنگام قنوت به او الهاماتی شده، و ناگهان گفته که قاتل امام زمان به دنیا آمد، بنابراین ظهور مهدی نزدیک است!![۷۹]یا می‌گویند: می‌دانید ای مردم، سفیانی که در زمان مهدی می‌آید هم اکنون در ارتش سوریه دیده شده است! یا می‌گفتند: موشه دایان (که از رجال حکومتی اسرائیل بود و یک چشم داشت) همان دجال است!

۵- حوادث: وقوع حوادث مختلف نیز دائم موجب اظهارات گوناگون پیرامون مهدی شده است، مثلاً در جنگ آمریکا با عراق می‌گفتند: حدیثی است که در آن به جنگی در آخرالزمان در عراق اشاره شده که به خاطر طلای سیاه است و این همان نفت است. و طبق این حدیث، ظهور مهدی نزدیک است! و مردم ساده هم می‌گفتند: به راستی هم که عجب حدیث جالبی است و دلخوش می‌شدند به ظهور مهدی، در حالی که هیچ کس ظهور نکرد. یا طوفان طبس را که می‌گفتند: از معجزات امام زمان بوده برای خنثی کردن توطئه دشمنان. یا هر پیروزی دیگر در انقلاب یا در جنگ ایران با عراق[۸۰] را که می‌گفتند: از عنایات مهدی بوده و غیره ...

[۷۸]- البته در کشور ایران حتی عکس امام و رهبرشان را هم در ماه می‌بینند! [۷۹]- کسی نیست بگوید لطفاً نام کشور یا شهری که قاتل مهدی در آن متولد شده را نیز بگو تا ببینیم کجاست؟ البته فکر می‌کنم پیدا کردن زنی ریشدار آسان است و باید همینطور چشم چرانی کنیم تا ببینیم کدامیک از زنان ریش دارند!! یا کسی نیست بگوید: پیامبرص هم علم غیب نداشته و تو چطور این سخنان را می‌گویی؟ و مگر به تو وحی می‌شود؟ یا به او بگویند تو کذاب هستی، چون طبق احادیث، تعیین کنندگان وقت ظهور دروغگو هستند (چنانچه قاتل به دنیا آمده باشد، باید ظهور مهدی تا چند دهه دیگر که قاتل بزرگ شود، صورت گیرد تا مهدی را به قتل برساند. تازه ۷ سال حکومت کردن مهدی را نیز باید کم کنیم). [۸۰]- ایرانیان در جنگ با عراق تصور می‌کرده‌اند که با یک مشت کافر می‌جنگند و می‌گفتند: تمامی حق در برابر تمامی باطل ایستاده!! در صورتی که عراقی‌ها مسلمان و حتی مثل ایرانیان شیعه بوده‌اند. حال چطور مهدی به شیعیان عراق کمک نکرده؟ لابد چون از نسل اهالی کوفه بوده‌اند!