قرآن

اولین و مهم‌ترین منبع و میزان برای بررسی و سنجش موضوعی دینی و عقیدتی، قرآن می‌باشد.

در قرآن کریم نامی از امام زمان نیست، و این دیگر نیاز به اثبات ندارد و خود شما اگر قرآن را بردارید و بخوانید، ملاحظه کنید که نامی از مهدی صاحب الزمان در آن وجود ندارد. فراموش نکنید امامت از اصول دین شیعیان است، و آن‌قدر که مسألۀ مهدویت و امامت در مذهب ایشان دارای اهمیت است، مسألۀ توحید این‌گونه نیست و اهمیتی ندارد. پس چطور بدین امر مهم که قرار است پس از هزاران سال انتظار بیاید و بعد دوباره چندین سال بر تمام مردم دنیا حکومت کند و ریشه ظلم را برکند، اشاره‌ای در قرآن نیست؟ و فراموش نکنید که فعلاً ما روی قرآن تأکید داریم، و شما نمی‌توانید در اینجا احادیث خود را بیان کنید، زیرا احادیث مربوط به بخش احادیث است، چون‌که علما برای بررسی موضوعی، قرآن و حدیث و عقل و اجماع (و قیاس در اهل سنت) را مد نظر می‌گیرند و صحبت ما در اینجا فقط و فقط در مورد قرآن است، و ملاحظه می‌کنید که در اولین و مهم‌ترین منبع یعنی قرآن، چیزی ثابت نمی‌شود. و همین یک دلیل دیگر برای شک کردن است که چرا امری بدین مهمی در قرآن نیست؟ جالب است که علمای شیعه در پاسخ می‌گویند: آمدن نام اشخاصی در قرآن چون ذوالقرنین که در گذشته زندگی می‌کرده‌اند قابل قیاس با اشخاصی که در آینده می‌آیند نیست، چون‌که بودن نام آیندگان در قرآن باعث ایجاد حسد و دشمنی و کینه نسبت بدانها خواهد شد[۱۳]، ولی این امر در مورد گذشتگان صدق نمی‌کند، چونکه دیگر از دنیا رفته‌اند و حسد و دشمنی در مورد آنها بی‌مورد است[۱۴]، در جواب ایشان می‌گوئیم:

در سوره الصف آیه ۶ حضرت عیسی÷ به بنی اسرائیل می‌گوید: پس از من پیامبری می‌آید که نام او احمد است[۱۵]. و می‌بینید که اسم نبی اکرمص را ذکر می‌کند در صورتیکه پیامبر اسلام امری بوده مربوط به آینده (۶۰۰ سال بعد) و ممکن بوده نسبت به او کینه و حسد و دشمنی ایجاد شود، پس چرا نام او در انجیل آمده است؟ همینطور در سوره اعراف آیه ۱۵۷ به بودن نام پیامبرص در تورات و انجیل اشاره شده است[۱۶]. اگر بگوئید: خداوند او را از شر دشمنان حفظ کرده، می‌گوئیم: خداوند امام زمان را نیز می‌تواند از شر دشمنان حفظ کند، علاوه بر آنکه او غایب نیز هست و اصلاً کسی نمی‌داند کجاست که بخواهد به او آسیب برساند. و اینکه می‌گوئید: نسبت بدانها دشمنی ایجاد می‌شده است، واقعاً خنده دار است، چونکه با نبودن نام اهل بیت باز هم می‌بینید که در طول تاریخ دائم مورد ظلم و ستم و دشمنی بوده‌اند و حتی خود شیعیان به طور شدیدی این ظلم‌ها را قبول دارند و هر سال برای آن مراسم عزاداری می‌گیرند.

از نظر شیعه، حضرت علی÷ بیست و پنج سال مورد ظلم بوده، و حضرت فاطمه نیز مورد ظلم و ضرب و شتم واقع شده، و حتی جنین داخل شکم او به شهادت رسیده؛ و امام حسین نیز در کربلا مظلوم واقع شده و با یارانش به شهادت رسیده، همین‌طور امامان دیگر چون امام رضا که به عقیدۀ شما توسط مأمون با زهر مسموم شده و به شهادت رسیده است. امام زمان نیز هم اکنون از ترس قتل غایب است[۱۷]؛ و اصلاً در تشیع تمام ائمه شهید هستند. پس تمام کینه‌ها و دشمنی‌ها ایجاد شده است و حکمتی در نبودن نام آنها نیست، و این دلیل شما کاملاً باطل است. زیرا اگر از جانب خداوند و پیامبرص نصی در مورد امامان بود، شیعیان هر زمان اطراف کسی به عنوان مهدی جمع نمی‌شدند، و دائم از امامان خود در مورد امام بعدی سؤال نمی‌کردند.

خواننده گرامی باید بداند اشخاص زیادی به عنوان مهدی قیام کرده‌ و سپس مرده‌اند، ولی طرفداران آنها مرگ رهبر خود را نپذیرفته‌ و می‌گفته‌اند که او فعلاً غایب شده و روزی دوباره بر می‌گردد و قیام می‌کند. بعضی اشخاص که پس از قیام خود، مهدی شده‌اند بدین قرارند: محمد ابن حنفیه برادر امام حسین که شیعیان پس از فاجعه کربلا دور او جمع می‌شوند؛ ابو‌هاشم پسر محمد بن حنفیه، عبدالله بن جعفر الطیار (جعفر طیار) که طرفداران او معتقدند در کوههای اطراف اصفهان اقامت دارد و روزی ظهور خواهد کرد!! ذی النفس الزکیه که پیروان او گفتند در کوه العلمیه بین نجد و مکه مخفی شده تا روزی قیام کند!! اسماعیل بن جعفر که طرفداران او گفتند: شرکت امام صادق در تشییع جنازه او نقشه‌ای بوده برای سرپوش گذاشتن روی زنده بودن اسماعیل تا دشمنان متوجه نشوند!![۱۸] محمد بن جعفر الدیباج، محمد بن عبدالله افطح، محمد بن قاسم، یحیی بن عمر، ابوطاهر الجنابی رئیس قرامطه که در اواخر قرن سوم ظهور کرد، محمد بن تومرت، شیخ احمد اَحسائی که در ایران مذاهب شیخیه و کریم خانیه را آورد، سید علی محمد باب که بابیه و بهائیه را آورد و بسیاری دیگر.

پس نصی در مورد امام زمان و فرقه اثنی عشریه نبوده است، و چون‌ در قرآن نامی از امام زمان نیست، تنها راه شیعه تحمیل کردن احادیث جعلی خود بر قرآن است[۱۹]، چراکه در قرآن آیه‌ای پیرامون این مسئله وجود ندارد[۲۰]. در ضمن این روایات با آیات قرآن در تضاد هستند، همچون این آیات:

﴿وَمِنَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاْ إِنَّا نَصَٰرَىٰٓ أَخَذۡنَا مِيثَٰقَهُمۡ فَنَسُواْ حَظّٗا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِۦ فَأَغۡرَيۡنَا بَيۡنَهُمُ ٱلۡعَدَاوَةَ وَٱلۡبَغۡضَآءَ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ وَسَوۡفَ يُنَبِّئُهُمُ ٱللَّهُ بِمَا كَانُواْ يَصۡنَعُونَ ١٤ [المائدة: ۱۴]

«و از كسانى كه گفتند: ما نصارى هستیم، از آنان پیمان گرفتیم، آن گاه بخشى از آنچه را كه به آن پند داده شدند، فراموش كردند. پس بین آنان تا روز قیامت دشمنى و كینه افكندیم و خداوند آنان را به آنچه مى‏كردند، خبر خواهد داد».

﴿وَقَالَتِ ٱلۡيَهُودُ يَدُ ٱللَّهِ مَغۡلُولَةٌۚ غُلَّتۡ أَيۡدِيهِمۡ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْۘ بَلۡ يَدَاهُ مَبۡسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيۡفَ يَشَآءُۚ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرٗا مِّنۡهُم مَّآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَ طُغۡيَٰنٗا وَكُفۡرٗاۚ وَأَلۡقَيۡنَا بَيۡنَهُمُ ٱلۡعَدَٰوَةَ وَٱلۡبَغۡضَآءَ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ كُلَّمَآ أَوۡقَدُواْ نَارٗا لِّلۡحَرۡبِ أَطۡفَأَهَا ٱللَّهُۚ وَيَسۡعَوۡنَ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَسَادٗاۚ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُفۡسِدِينَ ٦٤ [المائدة: ۶۴].

«یهود گفتند: دست خداوند بسته است. دستان خودشان بسته باد. و به [سزاى‏] آنچه گفتند از رحمت خداوند به دور باشند. بلكه دو دست او گشاده است هرگونه كه بخواهد انفاق مى‏كند و به راستى آنچه از [جانب‏] پروردگارت به سوى تو فرو فرستاده شده است، [در حقّ‏] بسیارى از آنان، سركشى و كفر را خواهد افزود. و در بین آنان دشمنى و كینه را تا روز قیامت افكنده‏ایم، هر گاه كه آتشى براى جنگ برافروختند، خداوند آن را فرو نشاند، و در زمین در فساد مى‏كوشند. و خداوند فسادكاران را دوست نمى‏دارد».

همان‌طور که ملاحظه می‌کنید در این آیات تصریح شده که جنگ در میان یهود و نصارا تا خود روز قیامت ﴿يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ ادامه خواهد داشت، بنابراین، روایاتی که می‌گویند: اسلام به هنگام ظهور مهدی سرتاسر جهان را می‌گیرد و یا اینکه مهدی همه را مسلمان می‌کند، با این آیات قرآن در تضاد هستند. همین‌طور عقیده به رجعت مردگان که می‌گویند در زمان ظهور مهدی صورت می‌گیرد، باطل است و با آیات قرآن در تضاد کامل می‌باشد، همچون سوره مؤمنون/۹۹ /۱۰۰ که مردگان گنهکار از خداوند می‌خواهند تا آنها را به دنیا بازگرداند تا به عمل صالح بپردازند، ولی این خواسته آنان اجابت نمی‌شود. یا در سوره صافات/۵۸/۵۹ که در مورد بندگان نیکوکار است و چنین آمده: ﴿أَفَمَا نَحۡنُ بِمَيِّتِينَ ٥٨ إِلَّا مَوۡتَتَنَا ٱلۡأُولَىٰ وَمَا نَحۡنُ بِمُعَذَّبِينَ ٥٩ «آیا دیگر ما را مرگی خواهد بود * جز همان مرگ اول و دیگر هیچ رنج و عذابی بر ما نخواهد بود»، یا در سوره انبیاء/۹۵ که چنین آمده: ﴿وَحَرَٰمٌ عَلَىٰ قَرۡيَةٍ أَهۡلَكۡنَٰهَآ أَنَّهُمۡ لَا يَرۡجِعُونَ ٩٥ «و اهل دیاری را که هلاک گردانیم دیگر زندگانی بر آنها حرام است و هرگز به دنیا بازنخواهندگشت». یا سوره زمر/۳۰/۳۱ و سوره دخان/۵۶ و سوره مؤمنون/۱۵/۱۶ که در همه آنها بطلان رجعت آشکار است.

و اصلاً مجازات گنهکاران در آن دنیاست، و آن نیز تنها با خداست نه با امام زمان در این جهان. پس روز حسابرسی به اعمال بندگان برای چیست؟ چون در روایات مهدی چنین است که او بنی امیه و قاتلان حسین و ابوبکر و عمر و عایشه را پس از رجعت به دنیا، محاکمه و مجازات می‌کند!!

در قرآن بیان شده که قیامت ناگهانی می‌آید و کسی (حتی پیامبر) از زمان وقوع آن خبر ندارد، ولی شیعه می‌گوید: امام زمان نزدیک به قیامت ظهور می‌کند و از روایات مختلف تقریباً مدت حکومت او را نیز می‌گویند، پس با این حساب به هنگام ظهور او، هر کس می‌تواند بفهمد که قیامت در چه زمانی رخ می‌دهد، و این با آیات قرآن مخالف است که در آنها بیان شده قیامت ناگهانی است و کسی زمان آنرا نمی‌داند (حتی پیامبر).

یکی از مهمترین آیاتی که شیعیان برای مهدی بیان می‌کنند آیه۸۶ سوره هود می‌باشد که ما در اینجا آیه ۸۵ و ۸۶ را نشان می‌دهیم:

﴿وَيَٰقَوۡمِ أَوۡفُواْ ٱلۡمِكۡيَالَ وَٱلۡمِيزَانَ بِٱلۡقِسۡطِۖ وَلَا تَبۡخَسُواْ ٱلنَّاسَ أَشۡيَآءَهُمۡ وَلَا تَعۡثَوۡاْ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُفۡسِدِينَ ٨٥ بَقِيَّتُ ٱللَّهِ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَۚ وَمَآ أَنَا۠ عَلَيۡكُم بِحَفِيظٖ ٨٦ [هود: ۸۵-۸۶].

«ای قوم من، در پیمانه کردن (اجناس) و ترازو، عدالت کامل به خرج دهید، و به مردم کم (وگران) نفروشید، و در زمین به خیانت و فساد بر نخیزید (۸۵) که آنچه خدا (از بهره حلال) باقی گذارد برای شما بهتر است، اگر واقعاً به خدا ایمان دارید، و من نگهبان شما نیستم(۸۶)».

شیعه معتقد است: ﴿بَقِيَّتُ ٱللَّهِ همان امام زمان است، در صورتی‌که خدا بقیه ندارد، و این آیه نیز هیچ ربطی به مهدی ندارد، و از آیات قبل و بعد از آن کاملاً مشخص است که این آیه راجع به کم فروشی نکردن است که حضرت شعیب÷ خطاب به قوم خود فرموده تا کم فروشی نکنند و ترازو را رعایت کنند، و در ابتدای آیه بعدی (آیه۸۷) نیز ﴿قَالُواْ يَٰشُعَيۡبُ آمده است.

و منظور از ﴿بَقِيَّتُ ٱللَّهِ بهرۀ حلالی است که از فروش اجناس می‌ماند، یعنی: این بهرۀ حلال نزد خدا برایتان بهتر است، و شما حرص نزنید و کم فروشی و گران فروشی نکنید[۲۱]. اشاره به مهدی در آن زمان که قوم شعیب زندگی می‌کرده‌اند چه معنایی دارد؟!

بسیاری از آیات مورد نظر شیعه که معتقدند در مورد مهدی است، مکی هستند، یعنی در زمانی که مشرکین مکه، نبوت پیامبرص را قبول نداشته‌اند این آیات نازل می‌شده که در مورد امام زمانی است که هزاران سال دیگر خواهد آمد، و آیا آن مشرکین قبول می‌کردند؟! آنها با خود پیامبرص هم مخالف بودند، چه رسد به یکی از نوه‌های دختری او که اصلاً معلوم نیست چه وقت بیاید.

تازه متن این آیات هیچ ربطی به مهدی ندارند و علمای شیعه با تفسیر به رأی یا توسط احادیث جعلی، این آیات را به معنای دلخواه در می‌آورند و در واقع مقابل نص قرآن کریم، اجتهاد می‌کنند.

اکنون می‌پردازیم به احادیث ایشان تا متوجه شوید که در احادیث نیز دارای خرافات هستند و امام زمان از حدیث نیز ثابت نمی‌شود.

[۱۳]- در مورد نبودن نام علی در قرآن نیز همین را می‌گویند، ولی باز می‌بینی که در مورد مسئله خلافت به علی ظلم و دشمنی فراوانی کرده‌اند، پس نبودن نام او در قرآن برای چیست؟ شیعه از یک طرف می‌گوید: نامی در قرآن نیامده به خاطر دشمنی‌ها، ولی از آن طرف می‌گوید: در غدیر خم جلوی صدهزار نفر علی جانشین شده و با او بیعت هم شده، پس تکلیف ما را روشن کنید، بالاخره نص در مورد امامان بوده یا خیر؟ یا نامی از آنها برده شده یا خیر؟ [۱۴]- ما نمی‌دانیم با این استدلال، چرا ایشان هنوز نسبت به گذشتگان نفرت و دشمنی و کینه دارند و هر سال روضه بر پا می‌کنند و زیارت عاشورا می‌خوانند و آنها را لعن و نفرین می‌کنند. [۱۵]- ﴿وَإِذۡ قَالَ عِيسَى ٱبۡنُ مَرۡيَمَ يَٰبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ إِنِّي رَسُولُ ٱللَّهِ إِلَيۡكُم مُّصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيَّ مِنَ ٱلتَّوۡرَىٰةِ وَمُبَشِّرَۢا بِرَسُولٖ يَأۡتِي مِنۢ بَعۡدِي ٱسۡمُهُۥٓ أَحۡمَدُ [الصف: ۶]. «و (به یاد آورید) هنگامى را كه عیسى بن مریم گفت: اى بنى اسرائیل! من فرستاده خدا به سوى شما هستم در حالى كه تصدیق‏كننده كتابى كه قبل از من فرستاده شده [تورات‏] مى‏باشم، و بشارت‏دهنده به رسولى كه بعد از من مى‏آید و نام او احمد است!». [۱۶]- و معلوم است که در طول تاریخ به آمدن پیامبرص اشاره می‌شده، چون حتی یهودیان مدینه نیز این را می‌دانسته‌اند. [۱۷]- و حتی شیعیان معتقدند که تولد امام زمان نیز به صورت مخفی بوده چونکه دشمنان (عباسیان) در پی قتل او بوده‌اند. پس با وجود نبودن نام مهدی در قرآن، باز دشمن داشته است. و اگر بگویند: عباسیان از طریق اخبار مطلع شده‌اند، می‌گوئیم: بنابراین، به هر صورت فهمیده‌اند، پس بهتر نبود در قرآن نیز برای اتمام حجت ذکر می‌شد چون شما می‌گوئید: ذکر نشدن نام‌ها توسط خداوند برای جلوگیری از ایجاد دشمنی است، و از آن طرف می‌گوئید: از راه اخبار مطلع و با مهدی دشمن شده‌اند، و این یعنی حکمتی که خداوند در نظر داشته - نعوذبالله - اشتباه از کار در آمده است. کلینی در کتاب کافی و صدوق در اکمال الدین روایات متعددی از امام صادق آورده‌اند که می‌گوید: سبب غیبت امام، خوف بر حیات خود و تقیه می‌باشد. [۱۸]- شیعیان ۱۲ امامی که این امر را قبول ندارند خودشان نیز همین ادعاها را در مورد فرزند حسن عسکری دارند و می‌گویند: علت نداشتن فرزند برای امام حسن عسکری به خاطر مخفی کردن این امر توسط اوست که به خاطر وجود دشمنان، تولد پسرش را پنهان کرده است. [۱۹]- می‌بایست قرآن را بر احادیث ترجیح داد و احادیث را با قرآن مطابقت داد، در صورتی که شیعه بر عکس عمل می‌کند و آیات قرآن را با احادیث خود تفسیر می‌نماید و یک حدیث جعلی اصول کافی یا دیگر کتب خود را بر صدها آیه از قرآن تحمیل می‌کند. [۲۰]- چون کلینی که از ابی جعفر÷ نقل می‌کند: مخاطب آیه ۱۴۸ سوره بقره، اصحاب حضرت قائم می‌باشند. (الکافی ص۲۶۰). [۲۱]- البته ظاهراً در ایران خیلی به این آیه عمل نمی‌شود و برای همین است که روز به روز کم فروشی و گران فروشی افزایش می‌یابد.