امام بخاری ۱٩۴- ۲۵۶ هجری

او ابو عبدالله محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن المغیره بن بردربه جعفی – که بردزبه بردۀ آزاد شده جعفی‌ها بوده است – امام محدثین و شیخ مطلق حافظان عصر خود است بخاری در روز جمعه سیزده هم شوال سال ۱٩۴ هجری متولد شد و قبل از رسید به من ده سالکی حفظ حدیث را آغاز کرد.

گفته است که تعداد احادیث بخاری به احتساب تکراری‌ها و به استثنای معلقات [۳۸۱] و متابعات [۳۸۲] موقوفات [۳۸۳] به ٧۳٩۸ حدیث می‌رسد و با حذف مکرر در متون به هم [۳۸۴] پیوسته (۲۶۰۲ حدیث در آن موجود است و وقتی جمع و تحقیق آن را به پایان رساند به احمد بن حنبل و ابن معین و ابن المدینی و غیر آنان از پیشوایان حدیث عرضه‌اش نمود و آن را نیکوتر شمردند و جز در چهار حدیث به صحت همۀ احادیث آن کتاب شهادت دادند ولی عقیلی گفته که در آن چهار حدیث هم قول بخاری است که آن‌ها را صحیح دانسته است ووقتی که این کتاب را برای مردم ظاهر کرد و احادیث آن را تدریس می‌کرد شهرت او در آفاق پیچید بعد مردم از هر ناحیه بسوی او شتافتند و مطالب کتاب را از او گرفتند تا تعداد گیرندگان آن به صد هزار نفر رسیدند و نسخه‌های آن در شهرهای بزرگ منتشر شدند و مردم برای حفظ فرا گرفتن شرح و خلاصه نمودن آن روی آوردند و خوشحالی اهل علم به آن کتاب فراوان شد و امام ذهبی گفته که: اما جامع صحیح بخاری شکوهمندترین وبرترین کتاب‌های اسلام بعد از قرآن است. پس اگر شخص برای شنیدن و یادگیری وی هزار فسخ راهپیمایی کند سفر او بیهوده نخواهد بود و حافظان حدیث در ۱۱۰ حدیث او را مورد انتقاد قرار داده‌اند که بعضی از آن‌ها را مسلم هم در جهت موافق با او روایت کرده است که شمارۀ آن ۳۲ حدیث است و بعضی را هم خود او به تنهایی ذکر کرده است و آن ٧۸ حدیث است که حافظ ابن حجر در مقدمه‌ی خود گفته است که همۀ علت‌های آن احادیث صحت حدیث را مخدوش نمی‌کنند بلکه جواب اکثر آن علت‌ها ظاهر است و قدح – رخنه – در آن قابل دفع است و بعضی هم دارای جواب احتمالی هستند و در جواب عدۀ کمی از آن‌ها بیراهه رفتن وجود دارد و کسی که به این احادیث مورد انتقاد مراجعه کند و نقدی را که متوجه آن شده است مورد مطالعه قرار دهد متوجه می‌شود که این نفربه ماهیت صحیح ضرری وارد نکرده است بلکه او ظاهراَ در شکل نقد است که از شدت احتیاط و هوشیاری علما پدید آمده است مانند اعتراض آنان بر حدیثی به اینکه مرسل است در حالیکه آن حدیث فقط در صورت مرسل ا ست اما در واقع حدیثی است موصول که وصل آن نزد محدثین معروف است و مانند حدیثی که بعضی از راویان آن را به شیوه مرسل روایت می‌کنند در حالیکه آن حدیث در روایت همتایان او از محدثین متصل است ولی امام بخاری هر دو روایت را با هم می‌آورد تا اشکال روایت اول را برطرف کند و تا اعلام کند که این علت قادح نیست – یعنی خدشه‌ای به صحت حدیث وارد نمی‌کند – این نمونه‌هایی بود از انتقاداتی که متوجه احادیث صحیح بخاری گردیده است و ابن حجر در مقدمه خود در این رابطه مفصل سخن گفته است اما مردان صحیح بخاری حدود ۸۰ تن از آن‌ها توسط حافظان تضعیف شده‌اند ولی بیشتر آنان شیوخی هستند که آن‌ها را دیده و با آنان نشسته و احوالشان را شناخته و بر احادیث آنان اطلاع پیدا کرده است پس خود بخاری به آن‌ها و به احوالشان عارفتر و با خبرتر است و برخی از آن چیزهایی که انتقاد از مردان و احادیث صحیح بخاری را در ارزش علمی وی غیر مؤثر نشان می‌دهند، اجماع علما بر پذیرفتن آن و اتفاق جمهور آنان بر اینکه صحیح بخاری بعد از کتاب خدا صحیحترین همۀ کتاب‌هاست. و علما در میان خود در اینکه آیا صحیح بخاری به صحیح بخاری به صحیح بودن آنچه که در آنست قطع و یقین حاصل می‌کند یا خیر؟ اختلاف کرده‌اند در این میان ابن صلاح به حصول قطع جزم نهاده است و امام نووی با وی مخالفت کرده و گفته که صحیح بخاری فقط مفید ظن به صحت است نه قطع و یقین گرچه با بالاترین درجۀ صحت هم برسد و این مذهب جمهور است و امام بخاری در سال ۲۵۶ به لقاء الله پیوسته است رحمت خدا بر او باد این مطالب که گفته شد از یک سو و از سوی دیگر علمای اسلام بعد از قرآن به هیچ کتاب دیگری مانند مانند صحیح بخاری عنایت خود را مصروف نداشته‌اند تا جایی که تعداد کسانی که پیرامون آن شرح و مختصر و شرح حال رجال نوشته‌اند به عدد بسیار بزرگی می‌رسد ودانستن تعداد شرح‌های آن که به ۸۲ شرح می‌رسد ترا کفایت می‌کند تا از عنایت علما به آن مطلع شوید چنانکه صاحب کشف الظنون آن را ذکر کرده است و از جمله مشهورترین شروح آن چهار شرح اینست که به آنان را ذکر می‌کنیم.

۱- شرح امام بدرالدین زرکشی بنام التنقیح که در سال ٧٩۴ هجری وفات کرده است.

۲- شرح شیخ الاسلام ابن حجر متوفای ۸۵۲ هجری بنام فتح الباری که او بزرگ‌ترین و کاملترین و پر فایده‌ترین و مشهورترین این شروح است.

۳- شرح علامه عینی حنفی متوفای ۸۵۵ هجری بنام عمده القاری.

۴- شرح جلال الدین سیوطی متوفای ٩۱۱ هجری بنام توشیح.

[۳۸۱] حدیث معلق= آنست که یک راوی یا بیشتر از اول سند آن بدون فاصله ساقط شده باشد. که در کتابیکه مانند صحیح بخاری صحت آن لازم شد باشد آن حدیث معلق اگر در چنین کتابی قرار گیرد. [۳۸۲] متابع: آنست که راوی آن تابع روایت غیر خود از شیخ خود یا شیخ شیخ خود باشد تا به سند به آخر می‌رسد. [۳۸۳] حدیث موقوف – حدیثی قولی یا فعلی یا تقریری که از صحابه روایت شود چه متصل به صحابی باشد بیا منقطع ـ مترجم). [۳۸۴] قبلاَ گفتیم که امام بخاری یک حدیث را به چند قسم تقسیم می‌کند و هر قسمی را در بابی می‌آورد بدیهی است که بدین وسیله متون از هم گسسته می‌شود و احتساب برای تعداد احادیث بدون این تقسیم و با متون به هم پیوسته خواهد بود.