اصول مذهب امام احمد

اصول مذهب وی همان اصول امامان دیگر است یعنی کتاب و سنت و اجماع و قیاس وی فراوان به سنت عمل می‌کرد که گفتۀ او را در این رابطه مقدم داشتیم که می‌فرماید حدیث ضعیف به نزد من بهتر از رأی مردان است و از آراء صحابه بسبار پیروی می‌کرد تا جایی که اگر صحابه در یک مسئله دو یا نظر داشته باشد او هم همینطور در این مسله دو یا سه قول دارد و به همین سبب بعضی از علما مانند ابن عبدالبر در کتاب الانتقاء و ابن جریر طبری در کتاب اختلاف الفقهاء امام احمد را از جمله پیشوایان فقهاء بحساب نیاورده‌اند و باز به همین سبب در زمان خود از حنابله در دو رنج فراوان چشید ولی حق اینست که او امامی مجتهد و فقیه است و شکی در اجتهاد و فقاهت او وجود ندارد گرچه رنگ حدیث او در واقع بر هر رنگ دیگری غالب ‎آمده است – مسند امام احمد و مرتبۀ او و احادیث آن از جاودانه‌ترین و پر فایده‌ترین آثار امام و بزرگترین آن از نظر برکت برسنت، کتاب او (المسند) است. کتابی که مقدار چهل هزار حدیث را در آن آورده است که از مجموع آن ۱۰ هزار تکراری است. که این احادیث از جملۀ ٧۵۰۰۰۰ حدیثی است که آن‌ها را در حفظ داشته است و شیوۀ او در تألیف آن به این صورت بوده که احادیث هر صحابی را در یک باب جمع آوری کرده است مثلاَ آنچه را که از حضرت ابوبکر روایت شده علی رغم اختلاف موضوع در احادیث، در یک باب جمع آوری نموده است. و در درجۀ مسند امام احمد در بین علما اختلاف افتاده است قومی که ابو موسی مدینی از جملۀ آنانست گفته‌اند تمام احادیث مسند قابل احتجاج است و در اواخر حدیث صحیح وجود ندارد چنانکه از قول خود امام احمد در کتاب (مسند) این نظر به دست می‌آید که گفته است: در هر حدیث از احادیث رسول خدا اختلاف کردید به مسند مراجعه کنید پس اگر آن را یافتید معلوم است که آن حدیث حجت است و گرنه حجت نیست و گروه دیگری هم گفته‌اند که در مسند هم حدیث صحیح و هم ضعیف و هم موضوع وجود دارد و ابن جوزی هم دارای این نظر است زیرا در کتاب موضوعات خود ۲٩ حدیث را از مسند امام احمد آورده است و به موضوع بودن آن‌ها حکم کرده‌اند و حافظ عراقی نه حدیث دیگر را بر آن افزوده و حکم موضوع بودن آن‌ها را صادر کرده است و قول کسی را رد کرده است، سپس به کار خود ادامه داد و در طلب حدیث مسافرت را آغاز کرد تا مشهورترین شهرهای بزرگ اسلامی را که معروف به حدیث بودند در نوردید و چنانکه خودش هم گفته است دوبار داخل شام و مصر گشته‌ام و چهار بار به بصره رفته‌ام و ۶ سال در حجاز اقامت گزیده‌ام و سفر به کوفه و بغداد با حدیث شناسان که قابل شمارش به عدد نمی‌باشد و اسم هیچ شیخی را در حدیث نمی‌شنید مگر اینکه بنزد او مسافرت می‌کرد و او را آزمایش می‌نمود و از او سؤال می‌کرد و حدیث می‌گرفت و در حفظ و نیروی فهم وبینش به علل اساتید و متون آن‌ها نشانه‌ای از قدرت لایزال الهی بود داستان او در بغداد وقتی که علمای آنجا وی را امتحان کردند مشهور است و بر حفظ و امامت او در فن حدیث دلالت می‌کند و خداوند بر صبر و مقاومت و تحمل مشقهتا در راه سنت به وسیلۀ روی آوردن مردم به وی و ستودن آنان برای او بخاطر نام و آوازۀ و فضل و افری که داشت، پاداش عطا فرمود برای نمونه محمود بن ناظر بن سهل شافعی مذهب گفت داخل بصره و شام و حجاز و کوفه شده و علمای آن‌ها را دیده‌ام هرگاه نام محمد بن اسماعیل بخاری ذکر شود او را بر خود برتری می‌دهند و او یکبار از استاد خود اسحاق بن راهویه شنید که می‌گفت کاش کتاب مختصری را برای حدیث صحیح رسول الله جمع آوری می‌کردید بخاری گفت این سخن استاد در دلم افتاد و جمع نمودن (جامع صحیح) را شروع کردم و مدت ۱۶ سال مشغول جمع و تحقیق و تألیف آن بوده است و هیچ حدیثی در آن قرار نداده مگر بعد از اینکه غسل کرده و دو رکعت نماز گزارده و در قرار دادن آن حدیث در کتاب با خدا استخاره – (خیر خواهی) کرده است و در کتاب خود جز حدیثی که با سند متصل به رسول خدا ص به صحت رسیده و مردان آن دارای عدالت و ضبط و ملاقات (با مروی عنه – کسی که از او حدیث روایت شده است) – هستند، هیچ حدیثی روایت نکرده است ودر روایت به امکان همعصر بودن شاگرد و استاد اکتفا نمی‌کرد بلکه حتماً شنیدن و ملاقات شاگرد – راوی حدیث –با استاد –کسی که از او حدیث روایت می‌شود) را شرط صحیح بودن حدیث قرار داده است به همین سبب کتاب جامع صحیح او نخستین کتابی است که با این شرائط دقیق در سنت تألیف شده است و احادیث ضعیف و حسن در آن وجود ندارد و فقط احادیث صحیح را آورده است و بخاری کتاب خود را براساس علم فقه باب گذاری کرده است جز اینکه او ریزبین و ژرف نگر، در استنباط می‌باشد پس گاهی نامگذاری بابها و هماهنگی احادیث وارده در آن باب برای نامگذاری باب، در بعضی اوقات پوشیده آمده است زیرا گاهی حدیثی را در بابی جستجو می‌کنی آن را نمییابی و او را در باب دیگری مییابی که اصلا خیال را هم نمی‌کردی چنانکه احادیثش را به چند قسمت تقسیم نموده و در هر باب قسم مناسب آن باب را می‌اورد و گاهی هم به طریق اتفاقی احادیث موقوف و معلق و فتاوای صحابه و تابعین و آراء علما را ذکر کرده است و ابن حجر در مقدمۀ فتح الباری که گفته است احمد شرط نموده که همۀ احادیث مسندش صحیح باشد و قول گذسته امام را چنین معنی کرده که مقصود امام اینست که هر حدیثی در مسند نباشد حجت نیست نه اینکه هر چه در مسند باشد حجت است و قومی هم در موضعگیری در برابر مسند میانه روی کرده‌اند با اینکه گفته‌اند در مسند هم حدیث صحیح و هم ضعیف قریب به حسن وجود دارد که ذهبی و ابن حجر و ابن تیمیه وسیوطی از جمله کسانی هستند که دارای چنین نظری هستند و ابن جوزی و عراقی را در اینکه گفته‌اند احادیث موضوع در مسند وجود دارد، دنبال کرده‌اند و درصدد دفاع از مسند برآمده‌اند و وجود حدیث موضوع در آن را نفی کرده‌اند و دفاعی نمودند که در آن سهم بزرگی از یافتن راه حل صحیح وجود دارد تا جایی که برای ابن حجر ممکن نبوده جز اینکه اعتراف کند که در مسند سه یا چهار حدیث وجود دارد که دارای هیچ اصلی نیستند و از آن اعتذار کرده و در توجیه آن گفته است که این سه یا چهار حدیث از جملۀ احادیثی است که امام به انداختن آن‌ها از مسندش قبل از وفاتش سفارش کرده است پس یا اشتباها رها شده و از مسند حذف نگردیده‌اند یا بعد از انداختن نوشته شده است و هر گاه دانستید که امام احمد در قبول احادیث فضائل سهلی انگاری می‌کند و در جرح و تعدیل از میانه روها بحساب می‌آید.

و فرزندش عبدالله و راوی او ابوبکر قطیعی در مسند او زیاده‌های ناپسندی را افزوده‌اند، فکر می‌کنی که این زیاده‌ها از اول در مسند آمده و توسط خود امام نقل شده‌اند و فکر می‌کنی که رأی واقعی همانست که ابن جوزی و عراقی گفته‌اند در حالیکه آنان از ماهرترین ناقدان حدیث، کسانی که نقد حدیث را منحصر به سند نمی‌کنند بلکه نقد خود را به متن حدیث هم سرایت می‌دهند، هستند. و چنین می‌پنداری که دفاع ابن حجر و سیوطی جز تعصب دینی بخاطر دفاع از امام سنت نیست. در حالیکه این پنداشت‌ها هیچ ضرری به موقعیت امام احمد نمی‌رساند زیرا ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه گفته است امام احمد در مسند خود شرط کرده‌اند که از کسانی که نزد وی معروف به دروغ هستند روایت نکند اگر در مسند احادیث ضعیفی هم وجود دارد بعد پسرش عبدالله بن احمد زیاده‌های نا شناخته‌ای بر مسند افزوده و ضمیمه آن گردیده‌اند و همچنین ابوبکر قطیعی نیز چیزهای نا مناسبی بر آن افزوده است که در آن افزوده‌ها بسیاری از احادیث موضوع وجود دارد پس کسی که از این موضوع مطلع نیست گمان برده که این روایات نا مناسب در مسند هم از امام احمد است.