نتایج این غوغا

آن واقعیت‌هایی که در بیان اسباب این غوغای بزرگ پیرامون ابی حنیفه در عصر خودش برایت ذکر کردیم موقعیت ابی حنیفه را از هر جهت با بادهای شدید و مخرب احاطه کرده بود آرائی به او نسبت داده می‌شد که آن‌ها را نگفته بود و عقایدی برایش در نظر گرفته شده بود که به آن‌ها معتقد نبود به اینگونه که او نزد بعضی از مردم مرجیء ونزد برخی دیگرشان قدری بود و نزد دسته‌ای دیگر ابو حنیفه تناسخ – انتقال روح از کالبدی به کالبد دیگر پس از مرگ – را قبول داشت و نزد گروه دیگری منکر حدیث بود و در نظر بسیاری از مردم ابو حنیفه در دین خدا به رأی و هوای نفس حکم می‌کند و همۀ این اتهامات پس از وفات ابو حنیفه و انتشار فقه و پراکنده شدن شاگردانش در اطراف و اکناف دنیا، همراه باد رفتند و محو شدند و چیزی از آن‌ها باقی نماند، ولی چیزی که باقی مانده است و پیوسته تا امروزه باقی است از آنچه که طرف‌های درگیر و دشمنان ابو حنیفه به او چسبانده‌اند. دو امر است تعصب مذهبی از جهتی و نداسنتن طرق ائمه در اجتهاد از جهت دیگر، در متهم نمودن ابو حنیفه به ان دو امر و باقی ماندن آن اتهام تا به امروز تأثیر زیادی داشته‌اند تا اینکه دشمنان سنت از یکی از آن دو وسیله‌ای برای شک افکنی به سنت فراهم ساخت مانند کاری که صاحب کتاب: فجر الاسلام کرده است و آن دو تهمت عبارتنداز کم سرمایگی در حدیث ومقدم نمودن رأی و قیاس بر حدیث صحیح و ما امر این دو تهمت و سند تاریخی آنان را مورد بررسی قرار می‌دهیم.و آندو را با او واقعیت‌های موجود در تاریخ ابو حنیفه و آنچه که از فقه و اجتهاد او روایت شده است می‌سنجیم.