صفحه نخست حدیث و سنت سنت و جایگاه آن در شریعت اسلامی طعن دهم: به زعم ابوریه سر سپردگی ابوهریره برای بنی...

طعن دهم: به زعم ابوریه سر سپردگی ابوهریره برای بنی امیه

در این موضوع ابو ریه تمام بدگوئی‌های کتب شیعه را در مورد ابوهریره جمع آوری نموده و خیال کرده که به چیز بزرگی دست یافته است و گمانش اینست که او چیزی آورده که پیشینیان آن را نیاورده‌اند و هیچکس همچون وی حق مطلب را ادا نکرده است. به خاطر همین تصور جاهلانه در راه هوسی که قلبش را در قبضۀ‌ی خود گرفته است که آن هم عبارت است از بغض ابوهریره از اینکه سبّ بزرگان صحابه و متهم نمودن بسیاری از آنان به دروغ بستن به پیامبر خدا بخاطر راضی نمودن معاویه و چیز‌های بسیار دیگری از قبیل نقل دروغ‌های گندیده از شیعیان پرهیز ننموده است.

و حال اینکه ما در عصری زندگی می‌کنیم که در آن بیرون کشیدن و مطرح کردن این گونه آلودگیها را جائز نمی‌دانیم و کسی که در صدد مطرح کردن این هرزگیها باشد او را ویرانگر بسیار در هم کوبنده‌ای می‌دانیم که می‌کوشد تا اتحاد و یکپارچگی همبستگی مسلمانان را از هم بپاشد آن هم در زمانی که هیچ سببی برای فرقه گرایی و پراکندگی و مخالفت و ستیزه کردن در بین سنی و شیعه و غیر آنان از دیگر فرقه‌های اسلامی وجود ندارد. ولی ابوریه برای رواج دادن کتاب خود در میان جوامع شیعه اظهار تشیع نموده است به اینگونه شیعیان هر کس را از صحابه و تابعین متهم کنند، او هم متهمش می‌کند و از هر کسی از آنان خشم داشته باشند، ابوریه هم خشم خود را در مورد او اعلام می‌کند و حال آنکه ابو ریه آزاد است در اینکه شیعه علی باشد و شیعه علی بودن نزد ما او را از دایره‌ی اسلام و علم خارج نمی‌کند اگر عالمی پیرو حق باشد، او در پیمودن هر راهی برای رواج دادن کتاب خود آزاد است مگر اینکه گمان کند که کتابش بحث جامعی را در بر گرفته که پایۀ آن بر اساس پژوهش علمی گذاشته شده است، به گونه‌ای که در نوع خود پیشگامترین کتابی باشد که هیچکس قبل از او تار و پود سخن را نبافته باشد. بدون شک اگر زنده کردن دروغها و افترا بر یاران پیامبر ص خدا و تکیه کردن بر کتاب‌هایی که نویسندگانشان به صدق و بررسی در روایت شناخته نشده‌اند یا کتاب‌هایی که نگارندگان آن‌ها به کینۀ کشنده برای ابوهریره شناخته شده‌اند اگر واقعاً این همان تحقیق علمی باشد که کسی بر منوال آن سخن نگفته است پس باید ابوریه به علم و پژوهش خود شاد و خوشحال باشد و ما گمان نمی‌کنیم که برادران گرامی ما از خردمندان شیعه ثابت نمودن حق در میان دو طرف درگیر، یا تأییدی برای خود علیه برادران اهل سنتشان همچون این مرد بیابند و حال اینکه نادان کودن گول خورده (مانند ابوریه) می‌تواند آنقدر اذیت را بر خود و دوستانش بیاورد که بلایی باشد از آن بخدا پناه برده شود و شری باشد که نیکان از دچار شدن به آن می‌پرهیزند و در قدیم در اثرآمده است «ذوالوجهين لا يكون عندالله وجيهاً» [۳۵۱] که دو رو نزد خدا ارزشمند نیست و هرگز نزدکسانی که برای خودشان احترام قائلند نیز ارزشمند نخواهد بود و عقیدۀ خداپرستی و دینی ما بر آنست که ابوهریره آل بیت - [خانواده] - پیامبر خدا را دوست می‌داشته و در فضیلت حسن و حسین احادیث بسیاری روایت کرده است و در مدینه روزی که مسلمانان خواستند حسن را نزد پدر بزرگش پیامبر خدا دفن کنند با مروان بن حکم [{که با قضیۀ دفن حسن در جوار جدش مخالفت می‌کرد}] در گیر شد و همچنانکه در قالب گفته‌های قبلی ما در این کتاب دانسته می‌شود در میان ابوهریره و مروان قطع رابطه به وجود آمد و این ترک پیوند تا نزد یک مرگ ابی هریره ادامه داشته است و ابو هریره جزء کسانی بوده که در یوم الدار - [روز محاصرۀ خانۀ حضرت عثمان توسط آشوبگردان]- عثمان را مانند علی و دو پسرش حسن و حسین یاری داد و لی او با این وصف به پراکندن سنت و خدمت علم روی آورده است.

و خود را در میان فتنه‌ای که در بین علی و معاویه به وجود آمده نیفکنده است چنانکه شمار بسیاری از بزرگان صحابه به دلیل خود داری کردن از مشارکت در خونریزی بین مسلمانان و همچنین به دلیل اجتهاد آنان بر اینکه کناره‌گیری از هردو طرف رضایت خدا را بیشتر به دنبال دارد و ذمۀ انسان را پاکتر نگه می‌دارد از داخل شدن در آن فتنه امتناع ورزیدند اینست موضعگیری ابوهریره و غیر از آن دروغ و دسیسه و افترا و تعصبی است که در گذشته هوای نفسانی و ملی گرایی به انسان دیکته می‌کرده ولی هم اکنون نفاق و جهل و بد عقیدگی آن تعصب کورکورانه را به بار می‌آورد.

[۳۵۱] همینطور این اثر بر زبان‌ها مشهور است و حال اینکه سیوطی در کتاب الجامع الصفیر با این لفظ آن را ذکر کرده است: «ذوالوجهين في الدنياء يأتي يوم القيامة وله وجهان من نار» یعنی «کسی که در دنیا دور و باشد روز قیامت می‌آید در حالیکه دور واز آتش دارد» سپس سیوطی رمز حسن بودن را برای آن گذاشته ولی مناوی به دنبال او آن را ضعیف دانسته است.