صفحه نخست حدیث و سنت سنت و جایگاه آن در شریعت اسلامی طعن (زخم زبان) چهارم: فقر نداری است

طعن (زخم زبان) چهارم: فقر نداری است

که قطعاً ابو ریه در مواضع بسیاری از بحث‌هایش و حرص خود را در هویدا کردن حقارت ابو هریره و بد نام کردن او ابراز داشته است زیرا او فقیر و بینوا بوده و دارای هیچ چیزی نبوده است و همچنین همیشه در خدمت رسول خدا ص بوده تا حدیسثش را حفظ و هدایتش را فرا گیرد، به شرطی که چیزی دستگیرش بشود که شکمش را سیر کند و این سخن را که ابو هریره در میان قبیله‌اش بی‌ارزش بوده و از اشراف و سران شناخته شده عرب نبوده بسیار تکرار کرده است و نزد ابی ریه بخاطر همه موارد فوق، ابو هریره مستحق خوار شمردن و پست نمودن گشته است. قطعاً فهم ما از مردی ثروتمند صاحب مقام و با نفوذ این بوده که بینوایان را کوچک شمارد و فهم ما از دشمنان پیامبران و جنگجویان با دعوت‌های آنان آن بوده که در مقابل آنان چیزی بگویند که قوم نوح در مقابل او می‌گفتند (و تو را نمی‌بینم که کسی از تو پیروی کرده باشد جز فرومایگان و ساده لو حان) «هود آیه ۲٧» و فهم ما از کسانی که به خدا و روز قیامت ایمان ندارند اینست که کرامت و احترام را با نعمت و مال و ثروت‌های دنیا مقایسه می‌کنند و چنین فهمیده‌ایم که جامعه‌های اشراف گرای سرمایه داری بر فقراء برتری می‌جویند و آنان را کوچک می‌شمارند و ارزش‌هایشان را کم رنگ می‌کنند از جمله افرادی مثل ابو ریه و باید پرسیده که وی با کدام نگرش عقلی سخن از فقر و عدم وجاهت ابو هریره می‌راند آیا با نگرش کسانی که پیامبران الهی را تکذیب می‌کنند پس اگر او از جمله کسانی باشد که بخدا و پیامبرانش و به آنچه در کتاتب خدا آمده ایمان دارند باید بفهمد که خداوند از حضرت نوح حکایت کرده است که د رمقابل کسانی که پیروان با ایمان و مستمندش را خوار می‌داشتند گفت (و من دور کنندۀ ایمان داران از خود) نیستم همانا آنان پروردگارشان را ملاقات می‌کنند ولی من شما را گروه نادانی می‌دانم [۳۴۰] باز هم حضرت نوح در مقابل زورمندان گفت: آیه (و من به کسانی که چشمان شما آنان را کوچک می‌بینند می‌گویم خداوند هیچ خوبی را نصیب آنان نکرده است خداوند به آنچه در دل‌های آنانست آگاهتر است (و اگر به میل شما کار کنم) همانا آنگاه از ستمکاران خواهم بود هود /۳۱ و اگر با تفکر ثروتمندان در جامعه اسلامی سخن می‌گوید پس او بخوبی می‌داند که اسلام تمام ارزش‌های مادی را که در میان مردم باعث برتری می‌شوند باطل گردانید تنها به یک ارزش معترف باقی مانده است و آن هم ارزش و تقوی است آنگاه که می‌فرماید (قطعاً گرامیترین شما نزد خدا با تقواترین شماست) [۳۴۱] و بدرستی من در این نگاه بی‌شرمانه خوار کننده‌ای که آن را در مقابل فقر و گرسنگی و کم دستی ابو هریره ابراز کرده است هیچ مجوزی برای ابوریه نمی‌بینم هر آینه بلال مؤذن پیامبر ص بود که در روز فتح مکه به پشت بام کعبه صعود کرد تا در بالا سر رهبران و بزرگان قریش، کلمه اسلام را اعلان کند و حضرت عمر،صهیب و بلال و امثال آنان را در میان ضعیفان در هنگام ملاقات، بر بزرگان قوم مقدم می‌داشت و از قبیل بدیهیات است که کسانی که به رسول خدا ایمان آوردند از اول کار و تا چندین سال بعد بیشترشان از ضعیفان و بینوایان و بردگان بودند آیا این امر نزد رسول خدا ضرری متوجه آنان کرد یا در تاریخ دعوت اسلامی و جهادشان چیزی از مقام و اجرشان کاسته است؟ و آیا تاریخ اسلام برای این بینوایان و بردگان بی‌ارزش نزد کفار قریش و امثال ابو ریه، زیباترین و رقها را در جاودانگی و بزرگی و اخلاص برای حق و نیست شدن در راه خدا و گسترش دین او رقم نزده است؟ پس کسانی که کفار قریش و امثال ابوریه اغنیاء و اشراف و با وجاهتشان می‌نامند چگونه می‌توانند به مقام آنان برسند و یا به جایگاه رفیعشان نزدیک شوند.

قطعاً این مقیاسی که ابو ریه برای ابو هریره در نظر گرفته است به خود او بر می‌گردد پس جائز است که گوینده‌ای او را کوچک شمرد و ارزش و شخصیت او را پایین آورد زیرا او طبق معلومات ما از بینوایان است نه از ثروتمندان و در میان قوم خود دارای هیچگونه ارزش و شرف و مقامی نیست.

[۳۴۰] هود /۲٩. [۳۴۱] حجرات /۱۳.