صفحه نخست حدیث و سنت سنت و جایگاه آن در شریعت اسلامی پارسایی و عبادت و پرهیزکاری ابوهریره

پارسایی و عبادت و پرهیزکاری ابوهریرهس:

قبلاً گفتیم که او از اهل صفه بود و در اکثر اوقات همراه پیامبر بود و نزد او غذا می‌خورد و خیلی وقت‌ها درد و رنج گرسنگی را تحمل می‌کرد تا چیزی از حدیث پیامبرص را از دست ندهد. امام بخاری از ابوهریره روایت می‌کند: قسم به پروردگاری که جز او معبودی نیست اگر من روی زمین از گرسنگی می‌چسبیدم و سنگ را روی شکم محکم می‌کردم و اگر من را در بین منبر رسول الله ص و حجره‌ی عایشه می‌دیدند که مثل کسی که صرع دارد افتاده‌ام می‌گفتند دیوانه است. اما نه دیوانه‌ام و نه مشکلی دارم و این حالت فقط از گرسنگی است.

و کسانی که گمان کرده‌اند که ابوهریره مریضی صرع داشته بهتان بر حق بسته‌اند و اگر کسی به کلمه‌ی «اصرع» که در این روایت آمده استناد کند بر حق افترا بسته است. زیرا ابوهریره این صرع را به گرسنگی و فقیری تفسیر می‌نماید، نه صرع دیوانگی و مریضی. و باز کسانی که در مورد زندگی ابوهریره سخن گفته‌اند مورخان مسلمان هستند و ایشان چیز در مورد این مریضی او ذکر نکرده‌اند. پس بعضی از مستشرقین این بهتان را از کجا آورده‌اند در حالی که از تاریخ زندگی ابوهریره جز آنچه مورخان مسلمانان نوشته‌اند چیزی دیگر در دست ندارند تا به آن مراجعه کنند؟

اما در مورد عبادت و پرهیزکاری او ابن حجر از الجریری از ابی نضره از مردی از الطقاوه نقل می‌کند که فرمود: به خدمت ابوهریره رسیدم و کسی از صحابه را ندیده‌ام که به اندازه او چالاک و مهمان نواز باشد، احمد از ابی عثمان النهدی روایت می‌کند که گفت: هفت روز مهمان ابوهریره بودم که او و همسرش و خادمش شب را به قسمت تقسیم می‌کردند هر یک از آن‌ها یک قسم را نماز می‌خواند و بعد دیگری را بیدار می‌کرد. ابن سعد از روایت می‌کند که ابوهریره در هر روز دوازده بار تسبیح می‌کرد و می‌گفت: به اندازه گناهم تسبیح می‌کنم و عبدالرزاق از ابن سیرین روایت می‌کند که حضرت عمر س ابوهریره را به عنوان امیر بحرین منصوب کرد وقتی که از بحرین برگشت ده هزار درهم را با خود آورده بود. حضرت عمر س گفت: این اموالی که برای خود اختصاص داده‌ای از کجا آورده‌ای؟ او فرمود: بهره‌ی ایب‌هایی است که داشته‌ام و هدایایی است که به من داده‌اند و بهره بنده‌هائی بوده که داشته‌ام. و وقتی که حضرت عمر تحقیق کرد همان طور بود که او گفته بود سپس او را خواست تا بعنوان حاکم، جایی دیگر ایشان را منصوب نماید، اما او رد کرد. حضرت عمر فرمود: کسی که از تو بهتر بوده درخواست مسئولیت کرده است. فرمود: ایشان حضرت یوسف پیامبر خدا پسر پیامبر خدا بوده است و اما من ابوهریره پسر امیمه، از سه چیز می‌ترسم: ۱ـ بدون علم حرف بزنم ۲ـ بدون حکم قضاوت کنم ۳ـ پشتم زده شود، ناموسم فحش داده شود و مالم را از دستم بیرون بیاورند.