بخش اول- مادی:

بخش مادی که آن از طریق تعاون و همدردی دینی و انسانی و از طریق دست‌گیری از محتاجان تحقق می‌پذیرد، باید یک مسلمان حاجت نیازمندان را برآورده سازد، به فریاد مظلومان برسد، رنج مصیبت‌زدگان را دور سازد، خائف را مأمون گرداند، گرسنه را سیر سازد، برهنه را بپوشاند و در راه مصالح عمومی سهم عملی بگرد.

قرآن کریم به این معاونت و همدری‌ها توصیه‌های جالبی کرده و به کسانی که چنین اعمال نیکو را انجام می‌دهند القاب و عناوینی خاصی عطا نموده و از این عملیه در قرآن کریم به نام‌های مختلف یاد شده است مانند:

۱- انفاق فی سبیل الله،

۲- وقف فی سبیل الله،

۳- احسان،

۴- صدقه،

۵- زکات،

۶- حق معلوم وغیره...

اجر و ثواب عالی بر عاملین و مسببین آن وعده داده است.

به طور مثال می‌فرماید: ﴿مَّثَلُ ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمۡوَٰلَهُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنۢبَتَتۡ سَبۡعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنۢبُلَةٖ مِّاْئَةُ حَبَّةٖۗ وَٱللَّهُ يُضَٰعِفُ لِمَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌ ٢٦١ [البقرة: ۲۶۱].

یعنی «کسانی که مال‌های خود را در راه خدا خرچ می‌کنند مانند دانه‌ئیست که کاشته شود و هفت خوشه بگیرد و در هر خوشه آن یکصد دانه‌ئیست (در برابر یک خیرات هفتصد چند عوض داده می‌شود) خداوند از این هم زیاده اجر و ثواب می‌دهد به کسی که بخواهد و رحمت خداوند از آن بیشتر و برنیات بندگان داناتر است، و بـه هرکس برابر نیتش اجر و ثواب عنایت می‌کند».

پس از مطالعه و بررسی آیهء فوق چنین فهمیده می‌شود که انفاق در راه خدا مایهء رشد مادی و معنوی آدمی است به خاطریکه به چه شیوهء ثروتمندان را به ادای این و جیبه اسلامی و انسانی ترغیب می‌نماید و به چه صورت جالب تشویق می‌کند که در برابر یک خیرات هفتصد چند و بیشتر از آن مزد می‌دهد.

با در نظر داشت آیات قرآنی می‌توان برسی کرد که: انفاق از مهم‌ترین طریق حلّ مشکل محرومیت و فاصلهء طبقاتی است، از جملهء مشکلات بزرگ اجتماعی که همواره انسان دچار آن بوده و هم اکنون با تمام پیشرفت حیرت‌آوری که نصیب بشر شده نیز با آن مواجه است مشکل فاصلهء طبقاتی است، به این معنی که فقر و بیچارگی و تنگدستی تهیدستی در یک طرف و تراکم اموال در طرف دیگر قرار گیرد، عدهء آنقدر ثروت بیندوزند که حساب اموالشان را ندانند وعدهء دیگری از فقر و بیچارگی رنج برند، حتی که تهیهء لوازم ضروریات زندگی اولیه از قبیل غذا، مسکن، لباس ساده برای آنان ممکن نباشد، واضح است جامعهء که قسمتی از آن بر پایهء غناء و ثروت و بخش مهم دیگر آن بر فقر و گرسنگی بنا شود قابل دوام نبوده، و هرگز به سعادت واقعی نخواهد رسید.

در چنین جامعهء بدخواهی و بدبینی، اضطراب و نگرانی جنگ و دشمنی اجتناب‌ناپذیر است.

در زمان‌های گذشته گرچه این اختلاف در جوامع انسانی بوده، ولی متأسفانه در زمان ما در عهد ترقی بشر این فاصلهء طبقاتی به مراتب بیشتر و خطرناک‌تر شده است.

زیرا از یک طرف، درهای کمک‌های انسانی و تعاون و همدردی به معنی حقیقی به روی مردم بسته شده است.

و از طرف دیگر فقر و ناداری روح و روان بخش اعظم جامعه را رنج می‌دهد.

مثال اول:

۱- ربا خواری و رشوت‌ستانی یکی از عوامل بزرگ فاصلۀ طبقاتی است که در همۀ اِدارات و یا دست کم در اکثر ارگان‌ها به شکل از اشکال مختلف رائج است.

۲- پیدایش کمونیزم و مانند آن و جنگ‌های وحشتناک جهانی و خون‌ریزی‌های کوچک و بزرگ و دلخراش که در قرون آخر اتفاق افتاد و هنوز هم در گوشه و کنار جهان ادامه دارد که ما و شما مشاهده می‌کنیم همه از ریشهء اقتصادی مایه می‌‌گیرد و عکس العمل محرومیت اکثر جوامع انسانی شاهد زنده و گواهی این حقیقت است.

با وجود اینکه دانشمندان و متخصصین اقتصادی جهان به فکر و چاره و حّل این مشکل بزرگ اجتماعی بودند و هرکدام راهی را انتخاب کردند ولی سودمند نبوده است.

مثال دوم:

۱- ماده‌پرستان از راه الغای مالکیت فردی به تعبیر و زعم خویش مشکل محرومیت و فقر اجتماعی را چاره‌سازی کردند، ولی نتایجش بی‌ثمر و منفی بوده.

۲- نظام سرمایه‌داری از طریق اخذ مالیات‌های سنگین و تشکیل مؤسسات عام المنفعه به گمان خود به مبارزه با آن برخاستند، ولی حقیقت این است که هیچکدام این دو مکتب فکر نتوانستند مشکل جامعه محروم را حلّ نمایند و یا حداقل گام مؤثری در این راستا بردارند.

واقعیت اینست که حلّ این مشکل با روح مادیگری که بر جهان حکومت می‌کند ممکن نیست.

بعد از دقت و غور در آیات قرآنکریم آشکار می‌شود که یکی از اهداف والای اسلام این است که اختلافات غیر عادلانه‌ای که در اثر بی‌عدالتی‌های اجتماعی در میان طبقهء غنی و فقیر پیدا می‌شود از بین برود و سطح زندگی کسانی که نمی‌توانند نیازمندی‌های زندگیشان را بدون کمک دیگران رفع کنند توسط این کمک‌ها رفع نمایند و یا حد اقل مخارج زندگی را داشته باشند.

شریعت برای رسیدن به این هدف برنامهء وسیع را درنظر گرفته است که از جمله:

حرمت ربا به طور مطلق، وجوب ادای مالیات اسلامی از قبیل عشر، زکات، خیرات، صدقات، کفّارات، نُذورات، تشویق و ترغیب به سوی تعاون و همدردی (انفاق نفلی) وقف فی سبیل الله، انفاق فی سبیل الله قرض حسن و غیره کمک‌های مختلف مالی قسمتی اعظم این برنامه را تشکیل می‌دهد، و از همه مهم‌تر زنده‌گردانیدن روح ایمانی و اخوت اسلامی و احساس برادری و برابری و انسانی در میان مسلمانان است.

و رشوت را از زشت‌ترین اعمال قرار داده، دهنده و گیرنده هردو را در جرم برابر و یکسان ملعون خوانده.