مناقشه و بررسی سوالات مطرح شده:

آنچه به عنوان نتیجه و مناقشه از نظریات و جوابات دانشمندان و صاحب‌نظران بدست می‌آید عوامل عمده و مهم به میان آمدن گدایی در جوامعی بشری را می‌توان چنان برشمرد، طبق نظریات محترم داکتر محمد (عاطف) عوامل به میان آمدن گدایی:

فقر و بی‌چاره‌گی، ضعف رابطه صلهء رحمی فی مابین اقارب و همسایگان، بخل سرمایه داران در پرداخت زکات و دیگر مکلفیت‌های مالی شان، عدم دل‌سوزی اجتماعی میان افراد جامعه، و وجود باندها و فرقه‌های حرفوی درین زمینه از انگیزه‌های گدایی به شمار می‌رود.

و طبق نظر محترم پوهنوال عبدالقدیر (رویان) عوامل عمده گدایی نبود کار، انحرافات اخلاقی اعتیاد به مواد مخدر، جهل و هم‌زیستی با افراد ناسالم، اسراف و عدم رعایت اعتدال در مصارف از عوامل گدایی‌اند.

مطابق نظر و بیانات محترم پوهندوی عبدالاحد (مسلم) عوامل عمده گدایی:

فقر و ضعف اقتصاد، عدم توان‌مند بودن بکار (معیوبیت صغر و انوثت) تبدیل شدن این عمل به حرفه و پیشه و اهداف شوم استعماری در نقاب گدایی، از عوامل عمده گدایی است. آنچه از انگیزه‌های گدایی در بالا شمرده شد بنده با کلیه آن‌ها موافق هستم و افزون برآن عوامل و علت‌های دیگر نیز وجود دارد که باعث به میان آمدن این پدیده منفور اجتماعی می‌گردد، آن‌ها عبارت‌اند از:‌

ـ احساس حقارت در برابر کار و حرفه: ‌یک عده افراد به زعم خود‌شان کارکردن را کسرشان برای خود تلقی می‌کنند به عوض کار و کوشش و داشتن حرفه گدایی را ترجیح می‌دهند، این نوع افراد هنگامی که جوان هستند، توان کار را دارند و همچنان می‌توانند حرفه هم بیاموزند با سطحی نگری در برابر کار و حرفه، هنگام سال خورده‌گی و افسرده‌گی جز گدایی دروازه دیگری به روی آن‌ها باز نخواهد بود.

اعتماد به صدقات و خیرات هم از عوامل به میان آمدن مرض گدایی می‌شود: به این معنی که یک عده افراد به امید این که صدقات و خیرات از طرف افراد با احساس و بشردوست برایشان می‌رسد و ایشان می‌توانند از این مدرک امرار معاش نمایند ایام جوانی خود را که سرمایه عمر است در کسالت و تنبلی سپری می‌کنند گرچه افراد خیراندیش ممکن است در جوامع انسانی برای همیش باقی باشند و هستند ولی اعطای صدقات‌شان به یک جهت معین بوده نمی‌تواند با تغییر میسر مصرف صدقات آن‌ها افرادی که به چنان گمان نشسته بودن و ایام جوانی را هم به همین امید مصرف کرده‌اند بدون مدرک باقی می‌مانند جز راه گدایی مسیر دیگری برای آن‌ها وجود نخواد داشت.

افزون بر آنچه گفته شد مسایلی دیگری هم وجود دارد که زمینه به میان آمدن گدایی را مساعد می‌سازد که از آن جمله زمین لرزه‌های و سیلاب‌های خانمان سوز خشک سالی و قحطی، امراض زراعتی و حیوانی جنگ‌ها، تعلیم و تربیه نادرست، سیاست اقتصادی نامنظم پیروی از عادات ناشایسته و ازدیاد فی صدی بیکای در جامعه و غیره می‌توان زمینه فقر تنگدسی را فراهم نماید که نتیجتاً ظروف به میان آمدن گدایی مساعد می‌شود.

اما در رابطه به پیامد‌های فردی و آثار روانی گدایی سوالاتی را با محترم پوهندوی میر هارون (احمدی استاد علوم اجتماعی و استاد شمس الدین (شمس) و پوهنمل عبدالمنان (حقیار) استادان روانشناسی مطرح کردم که پوهندوی میرهارون (احمدی) اضرار فردی گدایی را چنین برشمرد:

ـ گدایی افراد را بی‌همت می‌سازد که در نتیجه بار دوش فامیل و جامعه می‌شوند، از پیامد‌های گدایی به میان آمدن افراد تنبل بی‌حرفه و مسلک و بی‌کار در جامعه است.

ـ گدایی گران یک عده افراد با احساس را در جامعه رنج می‌دهند.

ـ گدایی گران بعد از تنبلی و بی‌همتی آهسته آهسته بر رذایل اخلاقی دزدی و کیسه بری و صدها جرم دیگر روی می‌آورند.

ـ اذیت و ازار مردم در دروازه‌های مساجد معابر عمومی سرک‌ها و کوچه‌ها و سرویس‌های شهری با اظهار ناله و زاری و حتی قسم خوردن و قسم دادن از پیامد‌های نادرست گدایی است.

و استاد پوهنیار شمس الدین (شمس) در رابطه به پیامد‌های جسمی و روانی گدایی بعد از بیان انواع گدایان چنین گفت:

گدایی‌گری دو پیامد مهم و بزرگ را در قبال دارد.

ـ به تعویق افتیدن رشد جسمی اطفال گدایی‌گر.

ـ عدم رشد و انکشاف روانی افراد گدایی‌گر.

در اطفال گدایی‌گر خصوصیات چون شرمندگی همیشگی، معتاد شدن، اجتماعی شدن همیشه به مشاهده می‌رسد.

اما در بزرگ سالان عدم ازدواج و عزلت مادام العمر سستی در تصامیم کم همتی، متوقع بودن، فرار از مسولیت‌های فردی و اجتماعی و فامیلی وغیره دیده می‌شود، خلاصه این که افراد گدایی‌گر، چه کودکان و چه بزرگسالان بعد از آغشته شدن به مرض گدایی دیگر افراد عادی و نورمال در جامعه شده نمی‌توانند.

در بخش پیامدهای گدایی آنچه را که در مصاحبه با دانشمندان گرد آورده‌ام تایید می‌نمایم ولی چیزی که در جریان تحقیق موضوع به من روشن شده است پیامد‌های گدایی خلاصه به اشیای که ذکر شده نمی‌شود، آثار دیگر هم بر آن مرتب می‌شود که قرار آتی می‌باشد:

در بخش فردی: ‌گدایی تاثیر مستقیمی بالای عقیده، اخلاق فکر و اندیشه، خانواده، امینت و استقلال می‌گذارد. چنانچه لقمان حکیم به پسرش توصیه نموده می‌فرماید: پسرم با کسب حلال خود را غنی بساز کمتر کسانی‌اند که بعد از فقر و احتیاج این سه خصلت به آن‌ها نرسد، سستی در دین، ضعف در عقل وضیاع در مروت و مردانگی، بزرک‌تر از همه آن که مردم او را حقیر می‌شمارند.

بعضی از حکماء گفته‌اند: اگر کسی را چیزی دادی امیرش باشی و اگر از کسی چیزی خواستی اسیرش باشی و اگر از کسی استغنا چستی مانندش باشی (۲۵ص۳۸و٩ص۳۸)

در بخش اجتماعی:‌ گدایی سبب عقب‌ماندگی و مانع پیشرفت و تقدم است لانه فساد برای انتشار جرایم و جنایات و منشأ شرارت بی‌قانونی می‌باشد.

همچنان که گدایی پیامد‌های دنیوی دارد، آثار اخروی نیز دارد و پیامبر ج در مورد می‌فرماید: ‌هرکه دست به گدایی‌گری می‌زند در روز قیامت نزد خداوند به شکل و شیوه حاضر می‌شود که در روی آن لقمه گوشتی هم نیست. قاضی عیاض در شرح حدیث می‌گوید که چنین شخص با آتش دوزخ عذاب می‌شود و هیچ آبرو و عزت نزد خداوند ندارد، زیرا؛ فقر و ناتوانی خودش را نزد غیر از خدا پیشکش کرده است. (۱۴ص۲۱۳ج۲)