اولین مولود در دارالهجره (مدینه منوره)

وقتی پیامبر ص و رفیقش ابوبکر هجرت کردند، کسی را فرستادند تا خانواده آنان را بیاورد. پس اسماءل که حامله بود و عبدالله بن زبیر را در شکم داشت، هجرت کرد.

از اسماء دختر ابوبکر ب روایت شده است که او حامله بود و عبدالله بن زبیر را در شکم داشت، می‌گوید: من از مکه خارج شدم در حالی که مدت حملم را تمام کرده بودم. پس به مدینه آمدم و در قباء سکنی گزیدم و همان‌جا بچه را به دنیا آوردم. سپس بچه را نزد پیامبر ص بردم و او را در دامنش گذاشتم. سپس پیامبر ص خرمایی را خواست و آن را جوید، سپس آن را در دهان بچه گذاشت. پس اولین چیزی که داخل شکم بچه شد، آب دهان رسول الله ص بود. سپس آن حضرت، خرمای جویده را به کام بچه مالید. سپس برایش دعای خیر کرد و به او تبریک گفت. او اولین مولودی بود که در زمان اسلام متولد شد [۲۸۲].

بخاری در روایتی در کتابش افزوده است [۲۸۳]: «مسلمانان با تولد او خیلی خوشحال شدند، چون به آنان گفته بودند که یهودیان شما را سحر و افسون کرده‌اند و بچه به دنیا نمی‌آورید».

میلاد عبدالله بن زبیر، افتتاح تمام خیرها برای مسلمانان بود. مسلمانان با تولدش خوشحال شدند و تولد او را به فال نیک گرفتند. عبدالله بر حب و دوستی تقوا بزرگ شد. او آن‌چنان بود که مادرش او را توصیف کرد: شب‌ها برای عبادت خدا و راز و نیاز با او از خواب برمی‌خاست و روزها را روزه می‌گرفت. او کبوتر مسجد نامیده می‌شد... بلاذری پسران اسماءل را نام برده و می‌گوید: اسماء برای زبیر، عبدالله، عروه، منذر، عاصم، و عایشه را به دنیا آورد [۲۸۴].

[۲۸۲] بخاری به شماره ۳۹۰۹ آن را روایت کرده، و سیاق روایت از اوست. هم‌چنین مسلم به شماره ۲۱۴۶ آن را روایت کرده است. [۲۸۳] صحیح بخاری، شماره ۵۴۶۹. [۲۸۴] أنساب الأشراف، ۱/۴۲۲.